تبلیغات
بسم الله الرحمن الرحیم - وقتی یک ایرانی عامل زندانی شدن امام موسی کاظم (ع) شد
هارون؛ امام را به بغداد آورد و به فضل بن ربیع سپرد و پس از مدتی از او خواست که امام را آزاری برساند اما فضل نپذیرفت و هارون او را به فضل بن یحیی بن خالد برمکی سپرد. چون امام در خانه فضل نیز به نماز و روزه و قرائت قرآن اشتغال داشت فضل بر او تنگ نگرفت و هارون از شنیدن این خبر در خشم شد.
 درباره حبس امام موسی (علیه‌السلام) به دست هارون الرشید، شیخ مفید در ارشاد روایت می‌کند که علت گرفتاری و زندانی شدن امام، یحیی بن خالد بن برمک بوده است.

زیرا هارون فرزند خود امین را به یکی از مقربان خود به نام جعفر بن محمد بن اشعث که مدتی هم والی خراسان بوده است سپرده بود و یحیی بن خالد بیم آن را داشت که اگر خلافت به امین برسد، جعفر بن محمد بن اشعث را همه کاره دستگاه خلافت سازد و یحیی و برمکیان از مقام خود بیفتند.

جعفر بن محمد بن اشعث شیعه بود و قائل به امامت امام موسی (علیه‌السلام)، و یحیی این معنی را به هارون اعلام می‌داشت. سرانجام یحیی بن خالد، پسر برادر امام را به نام علی بن اسماعیل بن جعفر از مدینه خواست تا به وسیله او از امام و جعفر نزد هارون بدگویی کند.

می‌گویند امام هنگام حرکت علی بن اسماعیل از مدینه او را احضار کرد و از او خواست که از این سفر منصرف شود و اگر ناچار می‌خواهد برود از او سعایت نکند. علی قبول نکرد و نزد یحیی رفت و بوسیله او پیش هارون بار یافت و گفت از شرق و غرب ممالک اسلامی مال به او می‌دهند تا آنجا که ملکی را توانست به سی هزار دینار بخرد.

هارون در آن سال به حج رفت و در مدینه امام و جمعی از اشراف به استقبال او رفتند. اما هارون در کنار قبر حضرت رسول (ص) گفت: یا رسول اللّه از تو پوزش می‌خواهم که موسی بن جعفر را به زندان می‌افکنم زیرا او می‌خواهد امت تو را بر هم زند و خونشان را بریزد.

آنگاه دستور داد تا امام را از مسجد بیرون بردند و او را پوشیده به بصره نزد والی آن عیسی بن جعفر بن منصور فرستادند. عیسی پس از مدتی نامه‌ای به هارون نوشت و گفت که موسی بن جعفر در زندان جز عبادت و نماز کاری ندارد یا کسی بفرست که او را تحویل بگیرد و یا من او را آزاد خواهم کرد.

هارون؛ امام را به بغداد آورد و به فضل بن ربیع سپرد و پس از مدتی از او خواست که امام را آزاری برساند اما فضل نپذیرفت و هارون او را به فضل بن یحیی بن خالد برمکی سپرد. چون امام در خانه فضل نیز به نماز و روزه و قرائت قرآن اشتغال داشت فضل بر او تنگ نگرفت و هارون از شنیدن این خبر در خشم شد.

*یحیی بن خالد برمكی

یحیی بن خالد برمكی كه ایرانی نژاد و هوادار خلافت عباسیان بود، پس از مرگ هادی عباسی (چهارمین خلیفه عباسیان) و آغاز خلافت هارون الرشید، به مقام عالی وزارت منصوب گردید و امور كشور پهناور اسلامی را بر عهده گرفت.

علاوه بر یحیی، فرزندانش جعفر، فضل و محمد نیز همانند پدر در خدمت خلافت هارون الرشید قرار گرفته و در استواری حكومت وی، تلاش بلیغی به عمل آوردند. هر كدام از آنان، یك یا چند استان بزرگ آن زمان را اداره می كردند و حتی در سال 182 قمری كه هارون الرشید، فرزند خود مأمون را پس از امین، ولی عهد خویش گردانید، جعفر بن یحیی را كفیل وی نمود. بدین ترتیب، برمكیان در تمام اجزای حكومت هارون الرشید نقش حساسی بر عهده داشته و چندین سال خلافت عباسیان را با درایت و مدیریت خویش اداره كردند.

اما رقیبان درباری برمكیان، مانند فضل بن ربیع، در نزد هارون بر ضد آنان سعایت می كردند و هارون را از افزایش قدرت آنان بیم می دادند. از سوی دیگر، برخی از برمكیان در نهان با علویان و بزرگان آنها ارتباط داشته و برای آنان احترام ویژه ای قائل بودند و علی رغم درخواست هارون، با آنان بدرفتاری نمی كردند. این ها و عوامل پنهان و آشكار دیگر موجب گردید كه هارون به تدریج بر آنان بد گمان شود و بنای ناسازگاری و شدت عمل در پیش گیرد.

در همین راستا، هارون در آخر محرم سال 189 (و یا 187) قمری پس از بازگشت از مراسم حج، در شهر "انبار" دستور قتل جعفر بن یحیی برمكی را صادر كرد و در پی آن، "مسرور" خادم هارون با گروهی شبانه بر جعفر هجوم آورد و سرش را از بدن جدا كرد. هارون از شدت خشم دستور داد پیكر بی جان جعفر را دو تكه كرده و بر جسر بغداد نصب نمایند. در شب قتل جعفر، هارون دستور داد برادرش فضل یحیی را نیز دستگیر و به زندان منتقل نمایند و پدرشان یحیی بن خالد برمكی را در یكی از خانه های قصرش محبوس و تمام دارایی ها و بردگان برمكیان را مصادره كنند. سرانجام یحیی بن خالد در سال 190 قمری در زندان كوفه و پسرش فضل در محرم سال 193 قمری در زندان رقه با وضعیت ناگواری وفات یافتند.(1) بدین ترتیب ستاره برمكیان پس از هفده سال و هفت ماه و پانزده روز درخشندگی، با قتل جعفر برمكی افول و از اوج قدرت به حضیض ذلت و خواری مبتلا گردیدند.( نك: تاریخ الطبری، ج8، ص 341؛ تاریخ ابن خلدون، ج2، ص 348 )



طبقه بندی: مصومین(ع)،

تاریخ : سه شنبه 14 اردیبهشت 1395 | 10:41 ب.ظ | نویسنده : محمدرضا رضوی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • تک باکس