تبلیغات
بسم الله الرحمن الرحیم
 
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : محمدرضا رضوی
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما مطالب این وبلاگ چطور بود؟








جمعه 8 آذر 1392 :: نویسنده : محمدرضا رضوی
                                         کاربر گرامی از صفحات بعد نیز دیدن فرمائید
 
                                                                               با تشکر




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
1. مخفی بودن آثار حمل در مادر حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) 
یكی از ویژگی های خاص آن حضرت این است كه زمانی كه مادر آن حضرت به ایشان باردار بوده، اثری از حمل در آن بانوی بزرگوار مشاهده نمی شد. این موضوع هر چند در برخی از پیامبران(علیهم السلام) سابقه داشته؛ ولی در باره امامان معصوم(علیهم السلام) این چنین، گزارش نشده است.
وقتی امام حسن عسكری(علیه السلام) نوید ولادت حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را به عمة بزرگوار خود (حكیمه خاتون) می دهد، آن بانو با كمال شگفتی می‌پرسد: چگونه امشب آن نور پاك از نرجس به دنیا می‌آید؛ در حالی كه اثری از بارداری در او مشاهده نمی-شود؟1

 برخی ویژگی های خاص امام زمان (عج) (قسمت اول)

 

2. مخفی بودن ولادت آن حضرت 
از مهم‌ترین ویژگی‌های ولادت حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، مخفی بودن آن است. سَعِیدِ بْنِ جُبَیر می‌گوید: از امام سجاد(علیه السلام) شنیدم كه می فرمود: «فِی الْقَائِمِ مِنَّا سُنَنٌ مِنْ سُنَنِ الانْبِیاءِ(علیهم السلام) ... وَ سُنَّةٌ مِنْ إِبْرَاهِیمَ ... وَ أَمَّا مِنْ إِبْرَاهِیمَ فَخَفَاءُ الْوِلادَةِ وَ اعْتِزَالُ النَّاسِ ...»؛2 «در قائم ما سنّت هایی از پیامبران وجود دارد ... اما از ابراهیم پنهانی ولادت و کناره گیری از مردم...».
3. روشن شدن چراغی در بیت الحمد، از ولادت تا هنگام ظهور
«بیت» در لغت به معنای خانه و «حمد» به معنای ستایش و ثنا است. این واژه در بعضی از روایات ، به كار رفته و از آن به عنوان جایگاهی مربوط به حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) یاد شده است.
مفضل گوید: شنیدم امام صادق(علیه السلام) فرمود: «اِنَّ لِصَاحِبِ هَذا الاَمْرِ بَیتاً یقَالُ لَهُ بَیتُ الحَمْدِ فِیهِ سِراجٌ یزهَرُ مُنذُ وُلِدَ اِلَی یوْمَ یقُومُ بِالسَّیفِ لا یطْفَأ»؛3 «همانا برای صاحب این امر خانه‏ای است كه بدان «بیت الحمد» می‌گویند. در آن چراغی هست كه از هنگام ولادت روشنی می‏بخشد؛ تا روزی كه با شمشیر قیام می‌كند، خاموش نخواهد شد».
اگر چه به روشنی جایگاه این خانه و چگونگی روشنایی آن، بیان نشده است؛ ولی احتمال می‏رود مقصود، معنای كنایی باشد كه با ولادت آخرین حجّت الهی، چراغ هدایت بشر با فروغی هر چه بیشتر، به پرتو افشانی پرداخته و زمین را از نور وجود خود آكنده ساخته است. این روایت با همین مضمون از امام باقر(علیه السلام) نیز نقل شده است.4
4. خاتم الاوصیا بودن ایشان
«خاتم الاوصیاء»، به معنای پایان بخش جانشینان پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله وسلم) است. یكی از ویژگی های اختصاصی آن حضرت، آن است كه پایان بخش سلسله امامت است. این لقب ابتدا بر زبان خود آن حضرت در كودكی، جاری شد. 
طریف ابونصر گوید: «بر صاحب الزّمان وارد شدم؛ آن حضرت فرمود: برای من صندل احمر (نوعی چوب خوش بو) بیاور. پس برای ایشان آوردم؛ آن حضرت به من رو كرد و فرمود: آیا مرا می‏شناسی؟ گفتم: بله سپس فرمود: من كیستم؟ عرض كردم: شما آقای من و فرزند آقای من هستید. پس آن حضرت فرمود: مقصودم این نبود! گفتم: خداوند مرا فدای شما گرداند. بفرمایید مقصودتان چه بود؟ 
حضرت فرمود: «اَنَا خَاتَمُ الاَوْصیاءِ وَبِی یدْفَعُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ البَلاءَ عَنْ اَهلی وَشِیعَتی»؛5 «من خاتم الاوصیاء هستم كه خداوند به وسیلة من، بلا را از اهل و شیعیانم دور می‏سازد».
علاوه بر خاتم الاوصیاء از حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به عنوان خاتم الائمه نیز یاد شده است؛ چنان كه رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله وسلم) می‏فرماید: «مَعَاشِرَ النّاسِ اِنّی نَبی وَعَلی وَصیی اَلا اِنَّ خَاتَمَ الاَئِمّةِ مِنّا القائِمُ الْمَهْدی...»؛6 «ای مردمان! من پیامبرم و علی جانشین من است. آگاه باشید كه خاتم الائمه، قائم مهدی از ما است».
این ویژگی نیز اختصاص به حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) دارد.
5. پنهان زیستی ایشان 
با مراجعه به مجموعه‏های روایی روشن می‏شود كه شمار بسیاری از احادیثی كه دربارة وجود حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بوده و از ظهور او نوید داده است؛ از غیبت غمبار او نیز خبر می‏دهد. غیبت آن حضرت ـ با ویژگی‌های خاص خود ـ به این صورت نه تنها برای هیچ یك از امامان(علیهم السلام) رخ نداده، كه برای هیچ یك از پیامبران نیز اتفاق نیفتاده است. البته از برخی روایات استفاده می‌شود كه یك نحوه غیبتی، برای برخی از انبیا بوده است.
6. میراث انبیا نزد ایشان
یكی از ویژگی‌های حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) این است كه هنگام ظهور، بسیاری از میراث‏های پیامبران را به همراه خواهد داشت. دربارة اینكه این امور به چه منظور نزد او جمع شده، سخن صریحی وجود ندارد؛ ولی با توجّه به نقش آن حضرت ـ که همان نقش انبیا و اولیا است و او آرزوی همه آنان را تحقق خواهد بخشید ـ می‏توان نتیجه گرفت كه تمامی ابزار آنان، در اختیار حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) قرار خواهد گرفت. دیگر اینكه آن حضرت وظیفه دارد تا همة پیروان ادیان را به دین مقبول الهی (اسلام) دعوت كند و این مواریث، نشانه‏هایی از حقانیت آن حضرت است. از این رو همان‏ گونه كه در روایات از زنده ماندن حضرت مسیح(علیه السلام) ، به عنوان هدایت مسیحیان و ارجاع ایشان به پیروی از حضرت مهدی(علیه السلام) یاد شده؛ می‏توان سایر میراث‏ها را به عنوان وسیله‏ای برای اتمام حجّت بر آنان دانست.
برخی از آنچه در روایات مورد اشاره قرار گرفته، عبارت است از:
6ـ1. پیراهن رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله وسلم)
یعقوب بن شعیب از امام صادق(علیه السلام) روایت كرده است كه به وی فرمود: «آیا پیراهن قائم را ـ كه هنگام قیام می‌پوشد ـ نشانت ندهم؟ عرض كردم: چرا؛ پس آن حضرت جعبه‏ای را خواست و آن را گشود و از آن پیراهن كرباسی را بیرون آورد. آن را باز كرد كه ناگهان دیدم در آستین چپ آن، آثار خون مشاهده می‏شود. سپس فرمود: این پیراهن پیامبر گرامی خداوند است؛ در روزی كه دندان‏های پیشین آن حضرت ضربه دید. آن خون را بوسیدم و بر صورت خویش نهادم. سپس امام صادق(علیه السلام) آن را در هم پیچید و برداشت».7
6 ـ2. عمامه پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) ،
6 ـ3. زره رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) ،8
6 ـ4. سلاح حضرت رسول اكرم(صلی الله علیه و آله وسلم) ،9
6 ـ5. پرچم پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله وسلم) ،10
6 ـ6. سنگ حضرت موسی(علیه السلام) ،11
6 ـ7. عصای حضرت موسی(علیه السلام) ،12
امام صادق(علیه السلام) فرمود: «عصای موسی چوب آسی از یك نهال بهشتی بود. هنگامی كه وی به سوی مدین می‌رفت، جبرئیل آن را برایش آورد و آن عصا همراه با تابوت آدم، در دریاچة طبریه (در شمال فلسطین) است و هرگز آن دو نمی‏پوسند و تغییر نمی‏یابند تا اینكه حضرت قائم هنگام قیام، آن دو را بیرون می‏آورد».
6 ـ8. انگشتری سلیمان(علیه السلام) ،13
6 ـ9. تشتی كه حضرت موسی(علیه السلام) در آن قربانی می‏كرد.14
امام علی(علیه السلام) فرمود: رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) فرموده است: «المَهْدِی مِنْ وُلْدِی، تَكُونُ لَهُ غَیبَةٌ وَ حَیرَةٌ تَضِلُّ فِیها الاُمَمُ، یأتِی بِذَخِیرَةِ الاَنبِیاءِ فَیمْلاُها عَدْلاً وَقِسْطاً كَما مُلِئَتْ جَوْراً وَظُلْماً»؛15 «فرزندم مهدی یك غیبت و حیرتی دارد كه امت‏ها در آن گمراه شوند. او با ذخیرة پیغمبران می‌آید و زمین را پر از عدل و داد می‌كند؛ آن گونه ‏كه پر از جور و ظلم شده باشد».
همان گونه كه اشاره شد، شاید یكی از حكمت‏های این میراث داری، این است كه پیروان تمامی ادیان، با دیدن میراث پیامبر خود، به حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ایمان آورند و نیز اهداف حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و قیام ایشان، در برگیرندة تمامی اهداف پیامبران بزرگ است. از این رو در آن هنگامه عظیم، آن حضرت با در اختیار گرفتن میراث پیامبران بزرگ، هدف خود را ـ كه در واقع هدف جمیع آنان بوده است ـ تحقق می‏بخشد.

  • پی نوشت ها:
  • 1. ر.ك: كمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص426،ح2؛ كشف الغمة، ج2، ص498؛ دلائل الامامة، ص268.
    • 2. شیخ صدوق(ره)، كمال الدین و تمام النعمة، ج1، باب 31، ح3.
    • 3. نعمانی، الغیبة، ص 239، ح 31.
    • 4. محمد بن حسن طوسی(ره)، كتاب الغیبة، ص 467، ح 483.
    • 5. كتاب الغیبة، ص 246، ح 215؛ كمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 441، ح 12.
    • 6. فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ص 97.
    • 7. الغیبة، ص 350، ج 42.
    • 8. كافی، ج 8، ص 224، ح 285.
    • 9. الغیبة، ص 349، ح 40؛ كافی، ج 8، ص 224، ح 285.
    • 10. الغیبة، 343، ح 28 و 435، ح 1.
    • 11. كافی، ج 1، ص 231، ح 3.
    • 12. كافی، ج 1، ص 231، ح 1؛ الغیبة، ص 238، ح 28، كمال‏الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 376، ح 7.
    • 13. الغیبة، ص 343، ح 27؛ كافی، ج 1، ص 231، ح 1.
    • 14. كافی، ج 1، ص 232، ح 1.
    • 15. كمال‏الدین و تمام النعمة، ص 287، ح 5.




نوع مطلب : مصومین(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پیوند دو گوهر

امیرمؤمنان علی علیه السلام پس از شهادت پاره تن و ریحانه حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم ، برادر خود عقیل را که از دانشمندان نسب شناس بود، فرا خواند و از او خواست تا برایش همسری از تبار دلاوران برگزیند. عقیل، فاطمه کلابیّه را برای حضرت علی علیه السلام برگزید که خاندانش، بنی کلاب، در شجاعت بی مانند بودند. حضرت علی علیه السلام این انتخاب را پسندید و عقیل را به خواستگاری نزد پدر ام البنین فرستاد. پدر خشنود شد و این وصلت مبارک صورت گرفت.

 جستاری بر زندگی ام البنین علیها السلام

 

فرزندان ام البنین

حضرت ام البنین علیهاالسلام مادر چهار فرزند بود بنام های: عباس علیه السلام ، جعفر، عبدالله و عثمان، که تمامی آنان در روز عاشورای سال 61 ه در رکاب برادر و سرور خود سیدالشهدا حضرت امام حسین علیه السلام ـ که درود خدا بر او باد ـ شربت شیرین شهادت نوشیدند. حضرت عباس علیه السلام قمر بنی هاشم در روز عاشورا به برادران گرامی خود فرمود: «امروز روزی است که باید بهشت را بگیریم و جان خود را فدای آقا و امام خود نماییم. ای برادران من، امروز در جان نثاری کوتاهی نکنید و نگویید که ما با حسین برادریم و پسران یک پدریم. آن بزرگوار، امام، آقا و پیشوای بزرگ ماست. پس تا می توانید از حریم محترم امامت پاسداری کنید».

پرستار سرور جوانان بهشت

روزی که عروس تازه ابوطالب، پای در خانه امامت نهاد، حسنین علیهماالسلام هر دو بیمار بودند. ام البنین به محض آن که وارد خانه علی علیه السلام شد، خود را بر بالین آن دو بزرگوار رساند و هم چون مادری مهربان به پرستاری و دل جویی از آنان پرداخت. او تا آخر عمر دو ریحانه و دلبند رسول خدا را بر فرزندان خویش مقدم می شمرد.

جای خالی فاطمه علیهاالسلام

ام البنین تمام همت خود را برای رسیدن به این هدف صرف کرد که جای خالی فاطمه زهرا علیهاالسلام را در زندگی فرزندانش پر کند. ام البنین با درک عظمتِ شأن آنان، تا آخر عمر در خدمتشان بود و در این راه از بذل آنچه در توان داشت دریغ نورزید.

تغییر نام

ام البنین علیهاالسلام در همان روزهای نخست که پا به خانه امامت نهاد، فهمید که وقتی مولا علی علیه السلام او را به اسم صدا می زند، فرزندان فاطمه علیهاالسلام یاد و خاطره مادر عزیزشان برایشان زنده می شود و اندوه تمام وجودشان را فرا می گیرد. از همین رو از حضرت علی علیه السلام می خواهد که به جای «فاطمه» که نام اصلی او بود، او را به نام دیگری صدا کند، تا فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم از یاد کردِ نام وی بر زبان مولا علی علیه السلام ، به یاد مادر خویش حضرت فاطمه نیفتند و خاطرات تلخ گذشته در ذهنشان تداعی نکند و رنج یتیمی و بی مادری را کم تر احساس کنند. علی علیه السلام ، اسم او را «ام البنین» یعنی مادر پسران نهاد و از آن پس آن بانو به این نام مشهور شد. درود خدا بر ام البنین باد که اسوه وفاداری بود.

اهل بیت و ام البنین

محبت بی شائبه ام البنین علیها السلام در حق فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم و فداکاری فرزندان او در راه سیدالشهدا در تاریخ بی پاسخ نماند. اهل بیت عصمت و طهارت علیه السلام در احترام و بزرگداشت ایشان کوشیدند و از قدردانی نسبت به او چیزی فروگذار نکردند. «شهید» که از فقیهان بنام است می گوید: «ام البنین از زنان با فضیلت و عارف به حق اهل بیت بود و محبتی خالصانه نسبت به آنان داشت و خود را وقف دوستی آنان کرد. آنان نیز برای او جایگاهی والا و موقعیتی ارزنده قائل بودند».

بلندای ایمان

علامه ماممقانی می گوید: شدت علاقه ام البنین به امام حسین علیه السلام نشان از بلندی مرتبت او در ایمان، و معرفت او به مقام امامت دارد. او شهادت چهار جوان رشید خود را در راه دفاع از امام زمان خویش سهل می شمارد. علاقه وی نسبت به سیدالشهدا امام حسین علیه السلام به پاس مقام امامت است و او این معرفت را در مکتب ولایت آموخته بود. این سخن ام البنین علیهاالسلام که فرمود: «اگر حسین زنده باشد کشته شدن چهار فرزندم اهمیت ندارد»، درجه بلند دیانت و ایمان او را آشکار می سازد.

سوگواری در بقیع

هنگامی که بشیر خبر شهادت سیدالشهدا را در مدینه اعلام کرد و حضرت امام زین العابدین علیه السلام همراه با قافله اسیران وارد مدینه شد، حضرت زینب کبری علیهاالسلام به زیارت ام البنین شتافت و شهادت چهارفرزندش را به او تسلیت گفت. حضرت ام البنین پس از شهادت امام حسین علیه السلام و فرزندانش همه روزه به قبرستان بقیع می رفت و عبیدالله پسر خردسال عباس را همراه خود می برد و به مرثیه سرایی در شأن شهیدان کربلا می پرداخت.

سخاوت سبز

کدام واژه ها می توانند ترا بستایند؟ کدام قلمْ توانایی توصیف تو را می یارد؟ کدام زبان می تواند از تو بگوید، ای وفادارتر از وفا و ای مادر وفا. اینک سوخته دل و خسته جان. در سوگت نشسته ایم و چشم انتظارِ مهرورزی توایم که تو را در قیامت شأن و منزلتی است شگفت و بزرگ. دستان نیازمند ما را بی پاسخ نگذار که این نه در شأن توست، ای هماره سخاوتمند، ای بانو.

زیارت حضرت زینب

ام البنین علیهاالسلام اهل بیت علیهم السلام را از دل و جان دوست داشت و برای آنها احترام و ارزش فراوانی قائل بود از سوی دیگر اهل بیت علیهم السلام هم به این بانوی وفادار احترام می گزاردند و همواره با ستایش از او یاد می کردند. حضرت زینب در تمام اعیاد به دیدن این بانوی گران قدر می رفت و از او دل جویی می کرد. پس از واقعه کربلا هم حضرت زینب نخست به دیدن ام البنین رفت و شهادت حضرت عباس علیه السلام و سایر فرزندانش را به او تسلیت گفت.

طبیب دردمندان

صدا در سینه ها ساکت که اینک یار می آید
ز راه شام و کوفه عابد بیمار می آید
غبار راه بس بنشسته بر رخسار چون ماهش
به چشم آیینه ایزدنمایی تار می آید
الا ای دردمندان مدینه با دو صد حسرت
طبیب دردمندان با دل تب دار می آید
الا ای بانوان اهل یثرب پیشواز آیید
که زینب بی برادر با دل غم خوار می آید
بیا ام البنین با دیده گریان تماشا کن
که اردوی حسینی بی سپه سالار می آید

بی بال و پر

مخوان جانا دگر ام البنینم
که من با محنت دنیا قرینم
مرا ام البنین گفتند چون من
پسرها داشتم زان شاه دینم
ولی امروز بی بال و پَرَستم
نه فرزندان، نه سلطان مبینم
مرا ام البنین هرکس که خواند
کنم یاد از بنین نازنینم
به خاطر آورم آن مه جبینان
زنم سیلی به رخسار و جبینم

عروج ملکوتی

زندگی سراسر تلاش و مبارزه و فداکاری ام البنین علیهاالسلام رو به پایان بود. همسر مولا علی علیه السلام رسالت خویش را به خوبی به انجام رسانید. دلیرانی تربیت کرد که همگی در راه وفاداری به ولایت و امامت در صحرای کربلا عاشقانه شربت شیرین شهادت نوشیدند و به هرچه وفا و وفاداری است آبرو بخشیدند. وی طلایه دار پیام آوران کربلا پس از زینب کبری علیهاالسلام بود و تا آخر عمر همسری لایق و وفادار برای مولا علی علیه السلام باقی ماند. ستاره درخشان مدینه، حضرت ام البنین، در سال هفتاد قمری شمع وجودش خاموش شد و در قبرستان بقیع در کنار فرزند رسول خدا، امام حسن مجتبی علیه السلام و فاطمه بنت اسد و دیگر چهره های تابان به خاک سپرده شد.

خاطره عاشورا

از ویژگی های مهم ام البنین علیهاالسلام توجه به زمان و مسائل مربوط به آن بود. وی که شاعری توانا بود پس از واقعه عاشورا با استفاده از اشعار حماسی خویش به بزرگداشت یاد و خاطره شهیدان کربلا پرداخت. او به عزاداری خود گاه جنبه های دیگری می داد تا هم حماسه کربلا و شجاعت پسران خود، و هم مظلومیت و حقانیت امام حسین علیه السلام را به مردم زمان خود و آیندگان معرفی کند. او تاریخ کربلا را بازگو می نمود و در قالب عزاداری و مرثیه سرایی به حکومت وقت اعتراض می کرد و مردم را اطراف خود جمع می کرد و نسبت به عمّال بنی امیه متنفّر و منزجر می نمود.

سند زنده

با آن که قبر نورانی قمر بنی هاشم و برادرانش در کربلا بود، ام البنین علیهاالسلام بقیع را برای عزاداری و مرثیه سرایی انتخاب می کرد؛ چون در آن جا اجتماع مردم بیشتر بود و بزرگان صدر اسلام در آن خفته بودند و مردم را به یاد حماسه های روزهای آغازین اسلام می انداخت. آن بانوی ارجمند همراه با سند زنده خویش عبیدالله، فرزند خردسال حضرت عباس، ـ که او نیز همراه مادرش لبابه در کربلا حضور داشت ـ در بقیع به تعزیه خوانی می پرداخت. ام البنین علیهاالسلام ، این دلیرترین بانوی قبیله بنی کلاب که از زنده کنندگان خاطره کربلاست، هم چون زینب علیهاالسلام دختر علی مرتضی علیه السلام به این رسالت بسیار مهم همت می گمارد و با استفاده از زبان شعر و مرثیه مردم را از حقایق آگاه می کرد.

خبر شهادت

روزی که بشیر به فرمان امام زین العابدین علیه السلام وارد مدینه شد تا مردم را از بازگشت اسرای آل علی باخبر سازد، ام البنین علیهاالسلام راه را بر او گرفت و فرمود: ای بشیر، از امام حسین چه خبر داری؟ بشیر گفت: خدای تعالی ترا صبر دهد که فرزندانت عبدالله و جعفر و عثمان شهید شدند. ام البنین گفت: از حسین چه داری؟ بشیر گفت: خدای صبرت دهد که عباس هم شهید شد. ام البنین گفت: فرزندان من و آنچه زیر آسمان است فدای نام حسین باد! مرا از حسین خبر ده. وقتی که بشیر خبر شهادت امام حسین علیه السلام را به ام البنین داد، آن بانو ناله ای کشید و گفت: ای بشیر، بند دلم را پاره کردی و آن گاه صدا به ناله و شیون بلند کرد.
تا شنید از شهادت آن شاه
ناله سر داد با هزاران آه




نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 24 فروردین 1393 :: نویسنده : محمدرضا رضوی
عباس جانم! فرزند عزیزم! من خودم مى ‏دانم كه اگر دست در بدن داشتى هیچ كس جرات نزدیك شدن به تو را نمى ‏كرد.

حضرت ام البنین(س) مادر ادب

 

امام صادق علیه السلام فرمود:  خدارحمت كند عموى ما عباس را،عجب نیكو امتحان داد،ایثار كرد و حداكثر آزمایش را انجام داد.براى عموى ما عباس مقامى در نزد خداوند است كه تمام شهیدان غبطه مقام او را مى‏برند.)اینقدر جوانمردى، اینقدر خلوص نیت،اینقدر فداكارى! ما تنها از ناحیه پیكر عمل نگاه مى‏ كنیم،به روح عمل نگاه نمى ‏كنیم تا ببینیم چقدر اهمیت دارد.

رحم الله عمى العباس لقد اثر و ابلى بلاء حسنا...  (1)

 

شب عاشوراست.عباس در خدمت ابا عبد الله علیه السلام نشسته است.در همان وقت‏یكى از سران دشمن مى ‏آید، فریاد مى ‏زند:عباس بن على و برادرانش را بگویید بیایند. عباس مى ‏شنود ولى مثل اینكه ابدا نشنیده است،اعتنا نمى‏ كند.آنچنان در حضور حسین بن على مؤدب است كه آقا به او فرمود: جوابش را بده هر چند فاسق است.مى ‏آید مى‏ بیند شمر بن ذى الجوشن است.

شمر روى یك علاقه خویشاوندى دور كه از طرف مادر عباس دارد و هر دو از یك قبیله‏ اند،وقتى كه از كوفه آمده است‏به خیال خودش امان نامه‏ اى براى اباالفضل و برادران مادرى او آورده است.به خیال خودش خدمتى كرده است.تا حرف خودش را گفت،عباس علیه السلام پرخاش مردانه‏اى به او كرد.

 

فرمود:خدا تو را و آن كسى كه این امان نامه را به دست تو داده است لعنت كند.تو مرا چه شناخته‏ اى؟ درباره من چه فكر كرده‏اى؟ تو خیال كرده‏اى من آدمى هستم كه براى حفظ جان خودم، امامم، برادرم حسین بن على علیه السلام را اینجا بگذارم و بیایم دنبال تو؟آن دامنى كه ما در آن بزرگ شده‏ایم و آن پستانى كه از آن شیر خورده‏ایم،این طور ما را تربیت نكرده است.

 

جناب ام البنین، همسر على علیه السلام، چهار پسر از على دارد. مورخین نوشته‏ اند على علیه السلام مخصوصا به برادرش عقیل توصیه مى‏ كند كه زنى براى من انتخاب كن كه ولدتها الفحولة‏ از شجاعان زاده شده باشد،از شجاعان ارث برده باشد لتلد لى ولدا شجاعا مى ‏خواهم از او فرزند شجاع به دنیا بیاید.(البته در متن تاریخ ندارد كه على علیه السلام گفته باشد هدف و منظور من چیست،اما آنها كه به روشن بینى على معترف و مؤمن ‏اند مى‏ گویند على آن آخر كار را پیش بینى مى ‏كرد.)

 

عقیل،ام البنین را انتخاب مى ‏كند.به آقا عرض مى ‏كند كه این زن از نوع همان زنى است كه تو مى ‏خواهى. چهار پسر كه ارشد شان وجود مقدس اباالفضل العباس است،از این زن به دنیا مى ‏آیند، هر چهار پسر در كربلا در ركاب ابا عبد الله حركت مى‏ كنند و شهید مى‏ شوند.وقتى كه نوبت‏ بنى هاشم رسید، ابا الفضل كه برادر ارشد بود به برادرانش گفت: برادرانم! من دلم مى ‏خواهد شما قبل از من به میدان بروید،چون مى‏ خواهم اجر شهادت برادر را ادراك كرده باشم.

 

گفتند:هر چه تو امر كنى. هر سه نفر شهید شدند، بعد ابا الفضل قیام كرد.این زن بزرگوار(ام البنین)كه تا آن وقت زنده بود ولى در كربلا نبود، شهادت چهار پسر رشید خود را درك كرد و در سوگ آنها نشست. در مدینه برایش خبر آمد كه چهار پسر تو در خدمت‏ حسین بن على علیه السلام شهید شدند. براى این پسرها ندبه و گریه مى‏ كرد.گاهى سر راه عراق و گاهى در بقیع مى ‏نشست و ندبه ‏هاى جانسوزى مى‏ كرد. زنها هم دور او جمع مى‏ شدند. مروان حكم كه حاكم مدینه بود، با آن همه دشمنى و قساوت گاهى به آنجا مى‏ آمد و مى ‏ایستاد و مى ‏گریست.

از جمله ندبه‏ هایش این است:

لا تدعونى ویك ام البنین
تذكرینى بلیوث العرین
كانت‏بنون لى ادعى بهم
و الیوم اصبحت و لا من بنین

 

اى زنان! من از شما یك تقاضا دارم و آن این است كه بعد از این مرا با لقب ام البنین نخوانید(چون ام البنین یعنى مادر پسران، مادر شیر پسران)،

دیگر مرا به این اسم نخوانید. وقتى شما مرا به این اسم مى‏ خوانید، به یاد فرزندان شجاعم مى‏ افتم و دلم آتش مى‏ گیرد. زمانى من ام البنین بودم ولى اكنون ام البنین و مادر پسران نیستم.

 

مرثیه‏اى دارد راجع به خصوص ابا الفضل العباس:

یا من راى العباس كر على جماهیر النقد
و وراه من ابناء حیدر كل لیث ذى لبد
انبئت ان ابنى اصیب براسه مقطوع ید
ویلى على شبلى امال براسه ضرب العمد
لو كان سیفك فى یدیك لما دنى منه احد

مى‏ گوید: اى چشمى كه در كربلا بودى و آن منظره‏اى كه عباس من، شیر بچه من، حمله مى ‏كرد مى‏ دیدى و دیده‏اى! اى مردمى كه آنجا حاضر بوده‏ اید! براى من داستانى نقل كرده‏ اند، نمى‏ دانم این داستان راست است‏ یا نه.

یك خبر خیلى جانگداز به من داده‏ اند، نمى ‏دانم راست است‏یا نه .به من گفته ‏اند كه اولا دستهاى پسرت بریده شد، بعد در حالى كه فرزند تو دست در بدن نداشت ‏یك مرد لعین ناكس آمد و عمودى آهنین بر فرق او زد.

واى بر من كه مى‏ گویند بر سر شیر بچه ‏ام عمود آهنین فرود آمد.

بعد مى‏ گوید: عباس جانم! فرزند عزیزم! من خودم مى ‏دانم كه اگر دست در بدن داشتى هیچ كس جرات نزدیك شدن به تو را نمى ‏كرد.

  • پى‏ نوشت:
  • 1) ابصار العین،ص‏26.
  • شهید مطهرى




نوع مطلب : خبری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 24 فروردین 1393 :: نویسنده : محمدرضا رضوی
از کسانى مباش که بدون عمل صالح به آخرت امیدوار است، و توبه را با آرزوهاى دراز به تأخیر می ‏اندازد، در دنیا چونان زاهدان، سخن می ‏گوید، اما در رفتار همانند دنیا پرستان است.

حکمتی که برای هر انسان آگاه کافی است

 

امام علی (ع) فرمود: (مردى از امام در خواست اندرز کرد.) از کسانى مباش که بدون عمل صالح به آخرت امیدوار است، و توبه را با آرزوهاى دراز به تأخیر می ‏اندازد، در دنیا چونان زاهدان، سخن می ‏گوید، اما در رفتار همانند دنیا پرستان است.

 

اگر نعمت‏ها به او برسد سیر نمی ‏شود، و در محرومیّت قناعت ندارد، از آنچه به او رسید شکر گزار نیست، و از آنچه مانده زیاده طلب است. دیگران را پرهیز می ‏دهد اما خود پروا ندارد به فرمانبردارى امر می ‏کند اما خود فرمان نمی ‏برد، نیکوکاران را دوست دارد، اما رفتارشان را ندارد گناهکاران را دشمن دارد اما خود یکى از گناهکاران است، و با گناهان فراوان مرگ را دوست نمی ‏دارد، اما در آنچه که مرگ را ناخوشایند ساخت پافشارى دارد.

 

اگر بیمار شود پشیمان می ‏شود، و اگر تندرست باشد سرگرم خوشگذرانی ‏هاست در سلامت مغرور و در گرفتارى نا امید است اگر مصیبتى به او رسد به زارى خدا را می ‏خواند. اگر به گشایش دست یافت مغرورانه از خدا روى بر می ‏گرداند، نفس به نیروى گمان ناروا، بر او چیرگى دارد، و او با قدرت یقین بر نفس چیره نمی ‏گردد. براى دیگران که گناهى کمتر از او دارند نگران، و بیش از آنچه که عمل کرده امیدوار است. اگر بى نیاز گردد مست و مغرور شود، و اگر تهیدست گردد، مأیوس و سست شود.

 

چون کار کند در آن کوتاهى ورزد، و چون چیزى خواهد زیاده روى نماید، چون در برابر شهوت قرار گیرد گناه را بر گزیده، توبه را به تأخیر انداز، و چون رنجى به او رسد از راه ملت اسلام دورى گزیند، عبرت آموزى را طرح می ‏کند امّا خود عبرت نمی ‏گیرد در پند دادن مبالغه می ‏کند امّا خود پند پذیر نمی ‏باشد.

 

سخن بسیار می ‏گوید، امّا کردار خوب او اندک است براى دنیاى زودگذر تلاش و رقابت دارد امّا براى آخرت جاویدان آسان می ‏گذرد سود را زیان، و زیان را سود می ‏پندار از مرگ هراسناک است امّا فرصت را از دست می ‏دهد گناه دیگرى را بزرگ می ‏شمارد، امّا گناهان بزرگ خود را کوچک می ‏پندارد، طاعت دیگران را کوچک و طاعت خود را بزرگ می ‏داند مردم را سرزنش می کند، امّا خود را نکوهش نکرده با خود ریاکارانه بر خورد مى ‏کند .

 

خوشگذرانى با سرمایه‏ داران را بیشتر از یاد خدا با مستمندان دوست دارد، به نفع خود بر زیان دیگران حکم مى‏ کند امّا هرگز به نفع دیگران بر زیان خود حکم نخواهد کرد، دیگران را هدایت امّا خود را گمراه می ‏کند، دیگران از او اطاعت می ‏کنند، و او مخالفت می ‏ورزد، حق خود را به تمام می ‏گیرد امّا حق دیگران را به کمال نمی ‏دهد، از غیر خدا می ‏ترسد، امّا از پروردگار خود نمی ‏ترسد .

 

می ‏گویم:

اگر در نهج البلاغه جز این حکمت وجود نداشت، همین یک حکمت براى اندرز دادن کافى بود این سخن، حکمتى رسا، و عامل بینایى انسان آگاه، و عبرت آموز صاحب اندیشه است

  • حکمت 150 ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (اخلاقى، اجتماعى، سیاسى)




نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 24 فروردین 1393 :: نویسنده : محمدرضا رضوی
در ادامه سلسله "محرومیت"‌های زنان عربستان از انجام فعالیت‌های مختلف، سرانجام یکی از این محدودیت‌ها به نفع آنها شد!
منابع خبری عربستان اعلام کردند که "شورای امر به معروف و نهی از منکر"، ممنوعیت ارائه قلیان به زنان بدون مَحرم و زنان زیر 18 سال را در شهر جده عربستان به اجرا گذارده است.

در این اخبار تصویری نیز از یک قهوه خانه در شهر جده منتشر شده که این خبر را تایید می کند.

زنان بدون مَحرم قلیان نکشند +عکس

بدین ترتیب به نظر می رسد در میان تمامی فعالیت هایی که زنان عربستان بدون حضور مرد مَحرم از انجام آن محروم هستند و هر روز هم بر فهرست آنها افزوده می شود، این مورد برای "سلامت" آنان مفید است و به نفع آنان خواهد بود!




نوع مطلب : خبری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ارتباطات استراتژیک یعنی هماهنگی یک سری فعالیت‌ها نظیر عملیات اطلاعاتی و امور اجتماعی، در میان دیگر چیزها.
دفتر حسابرسی کنگره آمریکا در گزارشی به بررسی ارتباطات استراتژیک وزارت دفاع ایالات متحده آمریکا، در اقدامات نظامی این کشور پرداخته است. این گزارش از اسناد مرتبط با ارتباطات استراتژیک و هم چنین بررسی چهارساله وزارت دفاع در سال 2012 استفاده کرده است.

ارتباطات استراتژیک به معنای هماهنگی یک سری فعالیت‌ها نظیر عملیات اطلاعاتی و امور اجتماعی، در میان دیگر چیزهاست.

وزارت دفاع ایالات متحده بر آن است تا برنامه ریزان و عوامل اجرایی به سطحی از دانش ارتباطات استراتژیک برسند که بتوانند آگاهی و درک مخاطبان خود در سراسر جهان را در سیاست گذاریها، برنامه ریزیها، و اقدامات خود در همه سطوح بسنجند. 
این گزارش توسط گروه جنگ نرم مشرق به فارسی ترجمه شده و در دسترس مخاطبان قرار می گیرد.

ارتباطات استراتژیک وزارت دفاع + دانلود ترجمه فارسی // در حال ویرایش

برای دانلود ترجمه فارسی این گزارش روی تصویر کیلک کنید.





نوع مطلب : خبری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نویسنده و مجری سرشناس شبکه الجزیره در مقاله‌ای به انتقاد از مواضع کشورهای عربی در قبال ایران پرداخته و گفته در حالی که اعراب در لبنان قمارخانه و هتل می‌سازند، ایران مقاومت را تقویت می‌کند.

 

«فیصل قاسم» که یکی از مجریان مشهور شبکه الجزیره و از مخالفان سرسخت ایران و جبهه مقاومت است، در یادداشتی در روزنامه «القدس العربی» چاپ لندن، نوشت: عرب‌ها باید در زمینه سرمایه‌گذاری، برنامه‌ریزی و صبر و استقامت، ایران را الگو قرار دهند.

قاسم در ادامه با اذعان به این که ایران، تثبیت ائتلاف ها و حضور خود را در منطقه از ده ها سال پیش آغاز کرده، می گوید: گویی برخی کشورهای عربی کاری ندارند، جز اینکه از افزایش نفوذ ایران در منطقه - به ویژه پس از توافق‌ هسته‌ای و «نزدیک شدن» ایران و آمریکا- شکایت کنند و بنالند. نمی دانم چه اتفاقی افتاده است که برخی گویی ناگهان از خواب غفلت بیدار شده اند و به خطر نفوذ ایران پی برده اند.

شبکه العالم گزارش داد که این نویسنده معروف عرب به سابقه روابط و مناسبات ایران و سوریه در زمان «حافظ اسد» اشاره کرده و می نویسد: حافظ اسد همزمان با ایران و کشورهای عربی طی چند دهه روابط ممتازی داشت، اما چرا در آن همه مدت هیچ یک از عرب ها به روابط و ائتلاف ایران و سوریه شک نکرد؛ آیا نظام سوریه در زمان حافظ اسد، به مثابه سنگ محک در روابط ایران با کشورهای عرب نبود؟

فیصل قاسم در ادامه با بی توجهی به مواضع مبتنی بر حمایت از مظلومان و جانبداری از حق ایران در قبال کشورهایی چون عراق، یمن و غیره، مدعی شده است: نفوذ ایران در عراق از ابتدای دهه نود قرن گذشته آغاز شده و اعراب میلیاردها دلار برای سرنگونی یک نظام عربی هزینه می کنند، آن گاه ایران آن کشور را در «طبقی از طلا» تحویل می گیرد و به گسترش نفوذ خود در آن می پردازد.

وی سپس خطاب به اعراب می گوید: ایران را سرزنش نکنید. ایران، بخواهیم یا نخواهیم، برنامه ای دارد که بر اساس یک راهبرد قدرتمند و دقیق برنامه ریزی شده است؛ بنابراین ایران با بهره گیری از توانمندی های داخلی و بدون وابستگی به شرق و غرب، چنان قدمی در زمینه نظامی و فناوری هسته ای برداشته که جهانیان را بهت زده کرده و سالهاست که دنیا در زمینه برنامه اتمی با ایران سرگرم مذاکره است و این حقیقتی است درخور احترام نه محکومیت، هرچند که برخی با ایران اختلاف سیاسی داشته باشند.

از سوی دیگر درحالی که عرب ها به حمایت های رو به تحلیل آمریکا وابسته باقی مانده‌اند، ایرانی ها در زمینه ساخت تجهیزات نظامی و غیر نظامی، بر اساس اصل خودکفایی به بازوهای پرتوان و عقل و درایت داخلی تکیه کرده‌اند و این باعث شده است که جهانیان با آنها به عنوان یک رقیب تعامل کنند نه مانند یک پیرو وابسته.

این نویسند و تحلیلگر عرب بازهم خطاب به عرب ها می نویسد: اعراب به جای سرزنش ایران باید با درپیش گرفتن برنامه ها و مکانیزم های حساب شده ایران با آن مقابله کنند.

وی به بیان تفاوت سرمایه گذاری های ایران و اعراب به عنوان نمونه در لبنان اشاره کرده و می نویسد: در حالی که عرب ها در زمینه ساخت هتل و قمارخانه در لبنان سرمایه‌گذاری کرده‌اند، ایران به ایجاد بازوی راهبردی نظامی قدرتمندی در این کشور مبادرت ورزیده است که اینک از جایگاه ویژه ای در لبنان برخوردار است.

فیصل قاسم می گوید: یادم نرفته سخن شخصی را که می گفت؛ اگر درگیری بین هوادران ایران و لبنان در این کشور بوجود بیاید، هواداران عرب ها با قلیان و هوادران ایران با پیشرفته‌ترین سلاح ها و مجرب ترین نیروها جنگ خواهند کرد.

وی تفاوت بین کشورهای عربی و ایران را در قالب تفاوت بین دو شخص بیان می کند که اولی خانه‌ای را اجاره کرده و به صاحب خانه(آمریکا) برای چندین سال اجاره پرداخت می‌کند و اموالش را از دست داده، اما دومی پولی قرض گرفته و خانه‌ای را خریداری کرده و پس از چند سال صاحب خانه شده است.

این نویسنده عرب در ادامه به صراحت خطاب به کشورهای عربی می گوید: درایت و زیرکی ایران را ببینید که چگونه منابع و ثروت های خود را در مسیر خودکفایی در بلند مدت به کار گرفته و اینک به قدرتی تبدیل شده است که در معادلات منطقه ای و جهانی نمی توان آن را نادیده گرفت، اما کشورهای عربی ثروت های خود را به قدرت های خارجی بخشیده‌اند تا آنها را مورد حمایت قرار دهند و اینک با حقایقی ناگوار مواجه شده‌اند.

فیصل قاسم می افزاید: به راستی که ما اعراب به روحیه بالای ایرانی ها در سرمایه گذاری، سازندگی، صبر و استقامت نیازمند هستیم. استراتژی ایرانی دقیقا مشابه راهبرد و شکیبایی بافنده فرش های مشهور ایرانی است که حاضر است سال های طولانی از عمر خود را به بافتن یک فرش ایرانی تمام عیار و دارای مقبولیت جهانی اختصاص دهد، بدون این که خسته و آزرده شود، زیرا همواره اهداف بلند مدت را دنبال می کند و این درحالی است که سیاستمداران عرب جهان بینی محدودی دارند، به سرعت خسته می شوند و فاقد صبر و استقامت هستند و به همین علت به بیگانگان متوسل می شوند.

این نویسنده سرشناس در پایان مقاله می نویسد: 50 سال پیش خیلی ها تصورش را هم نمی کردند که ایران از چنین نفوذ و جایگاهی در منطقه برخوردار شود، اما اینک این امر به یک حقیقت تبدیل شده است و ایران برنامه ای بلند مدت در پیش گرفته و بدون شک همین مساله بسیاری از کشورهای عربی را آزار می دهد و باعث شده است که نسبت به این کشور کینه بورزند و ملت های عرب را بر اساس تعصبات مذهبی علیه ایران تحریک کنند؛ اما باید از آنها پرسید که چرا طرح و برنامه های "اصولی" و "عربی" خاص را برای مقابله با نفوذ روز افزون ایران و ترکیه به کار نمی گیرید؟ این درحالی است که ایران، اورانیوم را غنی سازی می کند و ما کشورهای عربی تنباکوی قلیان؟!





نوع مطلب : خبری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
طبق جدیدترین گزارش شبکه اجتماعی فیس‌بوک، آمریکا در صدر کشورهایی قرار دارد که درخواست دسترسی مخفیانه به اطلاعات کاربران این شبکه را مطرح کرده است.

 

به نقل از شبکه «راشاتودی»، طبق جدیدترین گزارش شفاف‌سازی فیس‌بوک، آمریکا در صدر کشورهایی قرار دارد که در خصوص اطلاعات مربوط به حساب کاربری کاربران این شبکه اجتماعی جاسوسی می‌کند.

در بخشی از این گزارش که درخواست‌ دولت‌ها برای دسترسی به اطلاعات کاربران مورد بررسی قرار گرفته بود، آمریکا بیشترین درخواست برای دسترسی پیدا کردن به حساب‌های کاربران فیس بوک را ارائه کرده بود.

طبق این گزارش، 12 هزار و 598 درخواست از جانب دولت آمریکا برای دسترسی به اطلاعات 18 هزار و 715 کاربر فیس‌بوک مطرح شده بود.

راشاتودی با اشاره به این آمار و ارقام نوشت که این آمار نمایانگر علاقه تازه پیدا شده آمریکا برای دنبال کردن ارتباطات افراد سراسر جهان است. آمریکا بیش از هفت کشور استرالیا، برزیل، آلمان،فرانسه، هند، ایتالیا و انگلیس درخواست دسترسی به اطلاعات کاربران فیس‌بوک را داشته است.





نوع مطلب : خبری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 24 فروردین 1393 :: نویسنده : محمدرضا رضوی
ای علی! بدان كه عجیب‌ترین مردم از نظر ایمان و بزرگ‌ترین مردم از نظر یقین،‌ قومی هستند كه در آخرالزمان می‌باشند، پیامبر(ص) را ندیده و امامشان نیز از آنها پنهان است اما به سیاه بر سفید ایمان دارند.

 امت اسلام در هنگامه ظهور

 

هنگامة ظهور حضرت مهدی(عج) قومی و گروهی خواهند آمد كه اجر و پاداش آنها همانند اجر و پاداش پیشینیان است، امر به معروف و نهی از منكر می‌كنند و با اهل فتنه و آشوب درگیر می‌شوند.
اشاره: 

پیامبر اعظم(ص) اسلام مجموعة تكامل‌یافتة فضائل همة انبیاء و اولیای الهی در طول تاریخ و درخشان‌ترین كهكشان عالم وجود است كه هزاران منظومه و خورشید درخشان فضیلت و كرامت را در خود جای داده است. علم توأم با اخلاق، حكومت همراه با حكمت، عبادت همراه با خدمت به خلق، جهاد توأم با رحمت، عزت همراه با فروتنی، روزآمدی توأم با دوراندیشی و صداقت با مردم در عین پیچیدگی‌های سیاسی از ویژگی‌های بارز پیامبر اكرم(ص) است.1
جلوة آشكار و مظهر اسمای خداوندی، نمونة انسان كامل و سرآمد تمام پیامبران و ختم رسل است. 
پیامبر رحمت و رأفت دربارة ویژگی‌های امت اسلام هنگامة ظهور بیاناتی دارند كه به اجمال به چند نمونه از آنها اشاره می‌كنیم.
در روایاتی كه از پیامبر اعظم(ص) در زمینة ویژگی‌های امت اسلام در هنگامة ظهور نقل شده است، تقسیم مردمان به دو گروه متفاوت كاملاً مشهود است. گروهی كه مورد مدح و ستایش پیامبر(ص) قرار می‌گیرند كه همان اهل ایمان و صداقتند و در مقابل، گروهی كه به شدت ذم و نكوهش می‌شوند. در اینجا برای روشن شدن موضوع از هر یك از دو گروه روایات نمونه‌هایی را نقل می‌كنیم.2

1. ستایش‌ها

برخی از ویژگی‌های مؤمنان و صالحان امت هنگامة ظهور را می‌توان اینگونه برشمرد:
اجر و پاداش یك مرد از آنها با اجر پنجاه نفر از یاران پیامبر(ص) برابر است: پیامبر اكرم(ص) خطاب به یارانش می‌فرمایند: 
گروهی پس از شما خواهند آمد، كه اجر و پاداش یك مرد از آنها با پاداش و اجر پنجاه نفر از شما برابر است، اطرافیان گفتند: ای رسول خدا! ما در جنگ‌های بدر و احد و خندق همراه شما بودیم و قرآن میان ما نازل شد. حضرت فرمودند: اگر به اندازة آنها بار تكالیف بر دوش شما گذاشته شود تحمل نمی‌كنید و مانند آنها صبر ندارید.3
آنچه كه واضح است این كه تحمل تكالیف و صبر فراوان از ویژگی‌هی مؤمنان راستین به دین محمد(ص) است.
از نظر ایمان عجیب‌ترین مردم و از نظر یقین بزرگ‌ترین آنانند: رسول خدا(ص) می‌فرمایند: 
ای علی! بدان كه عجیب‌ترین مردم از نظر ایمان و بزرگ‌ترین مردم از نظر یقین،‌ قومی هستند كه در آخرالزمان می‌باشند، پیامبر(ص) را ندیده و امامشان نیز از آنها پنهان است اما به سیاه بر سفید ایمان دارند4
حدیث یاد شده بیانگر این مطلب است كه امت آخرالزمانی پیامبر خاتم(ص) اگرچه آن حضرت را ندیده‌اند اما به مكتوبات قرآن و حدیث و سیرة ائمه اطهار ایمان می‌آورند.
گروهی از آنان همیشه بر حقند: رسول خدا(ص) می‌فرمایند: 
همیشه گروهی از امت من بر حق هستند تا امر خدای عزوجل ظهور كند.5 
اشاره آن حضرت به ظهور حضرت حجت(عج) است.
آمر به معروف و ناهی از منكرند: رسول اكرم(ص) می‌فرمایند: 
هنگامة ظهور حضرت مهدی(عج) قومی و گروهی خواهند آمد كه اجر و پاداش آنها همانند اجر و پاداش پیشینیان است، امر به معروف و نهی از منكر می‌كنند و با اهل فتنه و آشوب درگیر می‌شوند.6
پر واضح است تنها كسانی می‌توانند چنین ویژگی‌هایی داشته باشند كه به حقیقت نبوت رسول‌الله(ص) و امامت ائمه معصومین(ع) اعتقاد راسخ داشته باشند و مؤمن راستین و حقیقی باشند. اما در مقابل این گروه، گروه دیگری نیز وجود دارد كه افعالشان چیزی جر وقایع ذیل را دنبال ندارد.

2. نكوهش‌ها

برخی از نكوهش‌هایی كه در كلمات پیامبر خاتم(ص) از مردمان آخرالزمانی شده به شرح زیر است:
از قرآن جز رسم و از اسلام جز نام، باقی نمی‌ماند: رسول اكرم(ص) می‌فرمایند: 
زمانی بر امت من خواهد آمد كه از قرآن جز رسم و خط آن و از اسلام جز نام آن، باقی نمی‌ماند. آنها را مسلمان می‌نامند در حالی كه دورترین مردم از اسلام هستند. مساجد آنها را آباد است اما به سبب خالی بودن از هدایت خراب و ویران‌اند. فقیهان آن زمان بدترین فقها در زیر آسمان خواهند بود، فتنه و آشوب از خودشان شروع شده و به خودشان برخواهد گشت.7
صدقه دادن، خسارت انگاشته می‌شود، فحشاء و منكر، جایز و حلال و بندگی خداوند تكبر قلمداد می‌شود: پیامبر(ص) می‌فرمایند: 
ای كسی كه از ساعت ظهور (الساعة) قیام حضرت مهدی(ع) می‌پرسی؟ ظهور هنگام پلیدی امرا و دورویی و خدعة قاریان قرآن، هنگام نفاق علما و زمانی است كه امت من منجمین را تصدیق و سرنوشتی را كه خداوند برای آنها قرار داده تكذیب می‌كنند. زمانی است كه مردمان امانت را غنیمت بگیرند و صدقه را زیان و خسارت و فحشا را حلال و جایز و بندگی خداوند متعال را تكبر و وقت‌گذرانی بر مردم بدانند.8
از هفتاد و سه گروه، تنها یك گروه وارد بهشت می‌شود و سایر گروه‌ها در آتشند: رسول خدا(ص) فرمودند: 
ای عوف! چگونه خواهی بود زمانی كه این امت هفتاد و سه گروه شوند، یك گروه از آنها وارد بهشت می‌شود و سایر آنها در آتش خواهند بود» عرض كردم ای رسول خدا(ص) آن هنگام، چه زمانی خواهد بود؟ حضرت فرمودند: «آن هنگام كه مأموران انتظامی زیاد شوند، كنیزكان مالك گردند و برة كوچك بر منبر بنشیند (شاید مراد بچه‌های خلفا باشد)، قرآن را با آهنگ بخوانند، مساجد را زینت كنند و منابر را مرتفع بسازند، ثروت مسلمانان در دست گروه خاصی قرار بگیرد، دادن زكات و صدقه را زیان و خسران بشمارند و امانت را غنیمت بپندارند و برای غیر خدا دین را بیاموزند، زمانی كه مرد از همسرش فرمان ببرد و از مادرش نافرمانی كند و پدرش او را رها نماید، امت‌های پیش از خودشان را لعنت كنند، بزرگان و سران قبیله فاسق شوند و پست‌ترین مردم راهنمایشان باشد، به خاطر ترس از افراد و پرهیز از گرفتاری شر آنها، احترامشان كنند، در این هنگام است كه به هفتاد و سه گروه تقسیم می‌شوند... تا اینكه مردی از اهل بیت من كه به او مهدی(ع) می‌گویند ظهور می‌كند. پس اگر او را درك كردی از او اطاعت كن و از هدایت‌یافتگان به دست او باش.9
دینشان را به كالای اندكی از دنیا می‌فروشند: حضرت رسول اكرم می‌فرمایند: 
در آن روز (یوم الساعة) فتنه‌ها و آشوب‌های بسیاری است، فتنه‌ها همانند پاره‌های سیاه شب، روی می‌آورند و ایجاد می‌شوند. در هنگام صبح مرد مسلمان امت و مؤمن و شبانگاه كافر می‌شود، شبانگاه مؤمن می‌گردد و صبح كافر. گروهی از آنان دینشان را به كالای اندكی از دنیا می‌فروشند. كسی كه رباخواری نكند غباری از رباخواری بر او بنشیند.10
آن حضرت همچنین فرمودند: 
زمانی بر مردم می‌آید كه رباخواری می‌كنند، پرسیدند: همة مردم رباخواری می‌كنند؟ فرمود: اگر رباخواری نكند، غباری از آن بر او می‌نشیند.11
به امید آنكه جزء دسته اول قرار بگیریم و از پیروان واقعی آن حضرت بوده و به دست ایشان هدایت گردیم.

  • پی‌نوشت‌ها:
  • 1. رهبر معظم انقلاب اسلامی، سخنرانی در حرم مطهر رضوی(ع)، 1/1/85.
  • 2. ر.ك: صافی گلپایگانی، لطف‌الله، منتخب‌الاثر، ج1.
  • 3. طوسی، الغیبه، ص275. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج2، ص130.
  • 4. صدوق، كمال‌الدین و تمام‌النعمه، ج1، ص288.
  • 5.سیوطی، الدرالمنثور، ج1، ص321.
  • 6. دلائل النبوة، ج6، ص513.
  • 7. مجلسی، همان، ج52، ص190.
  • 8. ارشاد القلوب، ج1، ص67.
  • 9. كنزالعمال، ج11، ص183.
  • 10. همان، ج14، ص229.
  • 11. مجمع‌البیان، ج2، ص391.




نوع مطلب : حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
قرآن خطی منسوب به امام علی(ع) با همکاری آستان مقدس امام علی(ع) در نجف اشرف چاپ و منتشر می‌شود.

انتشار قرآن خطی منسوب به امیرالمومنین سلام الله علیه

 

این آستان طرح جدیدی را برای چاپ نسخ خطی اسلامی نفیس با نظارت اداره اوقاف شیعیان عراق آغاز کرده است که در نخستین مرحله آن، نسخه خطی منسوب به امام علی(ع) چاپ می‌شود.

 

این نسخه از قرآن، نسخه‌ای نادر و در نوع خود بی‌نظیر است و آستان مقدس علوی با هدف عرضه آن برای همه جهانیان، آن را چاپ خواهد کرد.

 

سید‌صالح الحیدری، رئیس اداره اوقاف شیعیان عراق و ناظر طرح مذکور اظهار کرد: این طرح از اقدامات بسیار مهم برای حفظ تاریخچه و میراث آستان مقدس علوی و جایگاه تاریخی امام علی(ع) در کتابت قرآن کریم است و با این هدف که در اختیار کارشناسان قرار بگیرد، به تعداد زیادی چاپ خواهد شد.

 

الحیدری در ادامه افزود: نسخه‌های خطی اسلامی نفیس، مشابه نسخه اصلی(از روی نسخه اصلی) چاپ خواهد شد و در آغاز این طرح، نسخ نادر همچون قرآن خطی منسوب به امام علی(ع) که مربوط به قرن اول هجری است، چاپ می‌شود.

 

وی همچنین تصریح کرد: این نسخه از قرآن پس از چاپ در میان شخصیت‌هایی که از آستان امام علی(ع) بازدید می‌کنند، توزیع می‌شود.

 

سید‌صالح الحیدری در پایان تأکید کرد: کتاب «مسائل الشیرازیات» مربوط به قرن چهارم هجری - یکی از قدیمی ترین نسخه‌های خطی در آستان مقدس علوی - و همچنین کتاب «المخطوط» شیخ طوسی به خط مؤلف که به سال 460 هجری برمی‌گردد، نیز در این طرح به چاپ خواهند رسید.





نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 189 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
onLoad and onUnload Example

فال حافظ

تعبیر خواب آنلاین

?
استخاره آنلاین با قرآن کریم

 
 
 
تحلیل آمار سایت و وبلاگ