تبلیغات
بسم الله الرحمن الرحیم
                                         کاربر گرامی از صفحات بعد نیز دیدن فرمائید
 
                                                                               با تشکر

                                  (لعنت بر کابالا،لعنت خدا بر صهیونیست)

                            (درود خدا بر منجی بشریت اباصالح المهدی) 



تاریخ : جمعه 8 آذر 1392 | 04:23 ب.ظ | نویسنده : محمدرضا رضوی | نظرات

 ابزارهای ستیز

در جنگ فرهنگ ها ، راهبرد اصلی مهدی ستیزان برای نابود کردن فرهنگ مهدویت و انتظار، القای اطلاعات و آگاهی ها ی خاصی است که از رهگذر آن، عقاید و نیز رفتار را تحت تأثیر قرار داده، آن ها را به نفع خود تغییر دهند. برای انتقال اطلاعات از سه شیوه اصلی استفاده می شود؛
گفتار، نوشتار و تصویر. و مهدی ستیزان از همه شیوه ها استفاده می کنند.

 شیوه های مقابله با مهدویت

برگزاری همایش ها و سخنرانی ها ، از ابزارهای مهم مهدی ستیزان برای شبهه افکنی و وارونه جلوه دادن حقایق است. سخن پراکنیِ کشیشان بنیادگرای هزاره گرا، (1) مانند ها ل لیندسی (2) و پت رابرتسون (3) در داخل و خارج کلیسا و سخنرانی ها و برنامه های تلویزیونی علمای وهابّی از همین قسم می باشد.
برای نمونه می توان به برنامه های کلوپ 700 که تحت نظر پت رابرتسون اجرا می شود، توجه نمود یا اینکه برنامه های تلویزیونی ها ل لیندسی را محور بحث قرار داد. پت رابرتسون در شبکه خود به تحلیل سخنان دولت مردان ایران و قصه ی نابودی اسرائیل با محوریت امام مهدی علیه السّلام می پردازد و در برنامه ی خود در کلوپ 700 سعی می کند نقش امام زمان را در آشوب ها و هرج و مرج ها ی خاورمیانه برای بینندگان این شبکه تبیین کند.
در بخش نوشتاری، استفاده گسترده از کتب و نشریات و نیز اینترنت با هدف تخریب چهره اسلام و احکام اسلامی و نیز ضد مسیح نشان دادن امام مهدی علیه السّلام و سوء استفاده از پیشگویی ها ی آخرالزمانی، بخش دیگری از تلاش مهدی ستیزان است. (4)
در بخش تصویر، دشمنان بیشترین فعالیت را دارند؛ زیرا این بخش، اثر گذاری بیشتر و ماندگارتری دارد. در این گونه از دشمنی، بازی ها ی رایانه ای به سبب مهیّج بودن و حضور فعال بازی گر در آن، جایگاه مهمی دارند. از نمونه های معروف آن، بازی رایانه ای «جهنم خلیج فارس» است که در همه جا حتّی کشور آمریکا به نام بازی «یا مهدی» شناخته می شود. در این بازی، پیروزی بازی گر در هر مرحله، مشروط به کشتن افرادی است که فریاد «الله اکبر» و «یا مهدی» سر می دهند و به این صورت بذر دشمنی با جریان مهدویت در فکر و روان نوجوانان و جوانان، کاشته می شود.
در این بخش، فیلم و سینما بیشترین فعالیت دشمنان را تشکیل می دهد. صهیونیست ها با تأسیس «هالیود» آنجا را به پایتخت سینمای جهان تبدیل کردند؛ به گونه ای که هشتاد درصد فیلم ها ی به نمایش درآمده در سینما و تلویزیون جهان، ساخت این شرکت است. در میان فیلم ها ی برتر جهان که در جشنواره های ساختگی مطرح می شوند، فیلم ها یی با مضامین آخرالزمانی، بیشترین تعداد را دارند که پیام اصلی این فیلم ها ، القای جوّ ناامنی و هراس و سپس احساس نیاز جدّی به یک منجی از نوع آمریکایی است که با تکیه بر فناوری برتر می تواند با دشمنان بشریّت بجنگد و آن ها را از میان بردارد. این فیلم ها ، هم وجود سلاح ها ی پیشرفته و ویران گر را برای مستکبران و به ویژه آمریکا و صهیونیست ها توجیه می کند و هم مهدویت اسلام را به عنوان جریان نجات بخش، نفی می نماید.

شیوه های مهدی ستیزی

دشمنان اسلام و مهدویت برای مقابله با این حقیقت از شیوه های استفاده می کنند که همه این راه ها در تاریخ گذشته سابقه دارد و مخالفان انبیای الهی نیز همین شیوه ها را به کار بسته اند.
مقام معظم رهبری - مدظله العالی - در سخنی جامع در این باره فرموده است:
دشمن، هر امر صحیح و مفیدی را تا آنجا که مقدور باشد، انکار می کند و اگر نتوانست، به تحریف و تخریف آن پرداخته و یا در مقابل آن، اقدام به جایگزینی می نماید. (5)
ما در این بخش بر اساس همین سخن حکیمانه، شیوه های ستیز دشمن در موضوع مهدویت را بررسی می کنیم:

1. انکار

یکی از اقدامات دشمنان، انکار مهدویّت است. آنان می کوشند که جریان مهدویت و موعود اسلامی را جریانی خرافی و پوچ قلمداد کنند. در این راستا گاهی تبلیغ می کنند که مهدویّت یک جریان وارداتی است که از سایر ادیان مانند زرتشت به اسلام راه یافته است. گلدتسیهر که از مستشرقان معروف است می گوید:
اعتقاد به مسئله مهدویت در ریشه خود به عناصر یهودی و مسیحی بر می گردد و در آن، پاره ای از ویژگی ها ی بحث سوشیانس که مورد اعتقاد زرتشتیان است، یافت می شود. (6)
و گاهی ادعا می کنند که این موضوع برای درمان شکست ها ی پی در پی و ناکامیهای پیوسته علویان و شیعیان بوده است تا به آینده ای خیالی دلخوش باشند و گرفتار دلسردی و سرخوردگی نشوند. (7)
شیوه انکار، تنها به مرحله بالا محدود نمی شود؛ بلکه گاهی در سطحی پایین تر دنبال می شود و آن، عبارت است از انکار ولادت مهدی علیه السّلام، در این مرحله دشمن با قبول اصل مهدویت به عنوان جریان نجات بخش اسلامی، ادّعا می کند که امام مهدی علیه السّلام متولّد نشده است و هیچ دلیلی بر ولادت آن حضرت وجود ندارد.
این در حالی است که مهدویّت یک جریان اصیل اسلامی است که در آیات متعدد قرآن کریم و روایات فراوان در کتب شیعه و سنّی به اثبات رسیده است و نیز ولادت امام مهدی علیه السّلام با مدارک تاریخی و روایی بسیاری ثبت شده است. (8)
گفتنی است که روش انکار حقیقت، درباره انبیای الهی و کتب آسمانی به ویژه نبی گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و قرآن کریم نیز به کار گرفته شد. مخالفان پیامبر اسلام نیز کوشیده اند که نبوت پیامبر را انکار کرده، کتاب آسمانی او را بافته های ذهنی اش معرفی نمایند. (9)

2. تخریب

اقدام دیگر دشمن، تخریب مهدویت و زشت جلوه دادن ظهور مهدی علیه السّلام و مخدوش کردن چهره زیبای آن بزرگوار است.
وقتی دشمنان از انکار مهدویت و امام مهدی علیه السّلام ناتوان می شوند، می کوشند با حمله به موضوعات مربوط به این حقیقت، و القای مطالب نادرست و جعلی، مهدوی باوران را در عقیده ی خود سست کنند. نمونه روشن آن، معرفی امام مهدی علیه السّلام به عنوان پادشاه وحشت و عامل خون ریزی گسترده در عالم و ویران کننده مساجد و معابد است؛ در حالی که مطابق روایات صحیح، آن حضرت، امام مهربانی و صلح و امنیت جهانی است که همه مردم را به حق و عدالت فراخوانده، آرزوی بزرگ آن ها را در رسیدن به یک زندگی مطلوب و آرمانی، عملی خواهد کرد. آری؛ او در مسیر برپایی عدالت جهانی و بازگرداندن حقوق غارت شده مستضعفان جهان با ظلم و ظالمان مبارزه خواهد کرد و ستم گران را از جایگاه های قدرت به زیر خواهد کشید.
نمونه دیگر تلاش دشمن در این بخش، تحقیر و تمسخر است. مخالفان مهدویت شفیعی، ادعا می کنند که مهدی شیعه، قرن ها ست در سرداب سامراء بدون آب و غذا به سر می برد و شیعیان در هر صبح جمعه در کنار سرداب، در انتظار بالا آمدن و ظهور اویند. این در حالی است که در تمام کتاب ها ی شیعه هیچ اثری از این دروغ بزرگ نیست. (10)
شایان یادآوری است که روش تخریب، پیش از این نیز وجود داشته است و مخالفان حق در مقابله با همه پیامبران و به ویژه پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله از تهمت ها و تمسخرها و تحقیرها استفاده کرده اند و پیامبر رحمت را با عباراتی چون شاعر، ساحر و مجتوب خطاب کرده اند، (11) تا به این وسیله، مردم را از ایمان به او باز دارند. در عصر ما پروژه اسلام هراسی و معرفی مسلمانان به تروریست (12) نیز با همین هدف، راه اندازی و دنبال می شود.

3. تحریف

قرآن کریم یکی از راه های دشمنی دشمنان را تحریف واقیعات بیان کرده است و می فرماید:
(مِنَ الَّذِینَ هَادُوا یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَ یَقُولُونَ سَمِعْنَا وَ عَصَیْنَا وَ اسْمَعْ غَیْرَ مُسْمَعٍ وَ رَاعِنَا لَیّاً بِأَلْسِنَتِهِمْ وَ طَعْناً فِی الدِّینِ) (13)؛
بعضی از یهود، سخنان را از محل خود تحریف می کنند، و (به جای اینکه بگویند: «شنیدم و اطاعت کردیم») می گویند: «شنیدم و مخالفت کردیم! و (نیز می گویند:) بشنو! که هرگز نشنوی! و (از روی تمسخر می گویند:) راعنا [ما را تحمیق کن! ما را تحمیق کن!] تا به زبان خود، حقایق را بگردانند و در آیین خدا طعنه بزنند...
تحریف به معنای وارونه کردن و تغییر و تبدیل حقیقت است (14) که از شگردهای دشمنان خدا و پیامبران و پیروان آن ها بوده است. مخالفان اسلام نیز از این روش، در موارد بسیاری استفاده کرده اند. مقام معظم رهبری - مدظله - فرموده است:
همه عقاید سازنده، مورد تهاجم دشمن قرار گرفته است. دشمنان سراغ مجموعه احکام و مقررات اسلام رفتند و هر عقیده و توصیه ای از شرع مقدس که در زندگی و سرنوشت آینده فرد و جماعت و امت اسلامی تأثیر مثبت بارزی داشته است به نحوی با آن کلنجار رفتند، تا اگر بتوانند آن را از بین ببرند و اگر نتوانند، روی محتوایش کار کنند. (15)
بنابراین دشمنان وقتی از تخریب مهدویت، عاجز شوند، به تحریف آن روی می آورند، تا از این رهگذر، آثار و برکات این عقیده مهم اسلامی را به آفات و آسیب ها تبدیل کنند. تفسیر غلط از انتظار و روایات مربوط به قیام ها ی قبل از ظهور و حسنی دانستن مهدی علیه السّلام (16) از نمونه های تحریف مهدی ستیزان است.
حتی امروز در شرکت ها ی غربی، مسلمان خوب را به گونه ای ترسیم می کنند که هیچ گونه انگیزه ظلم ستیزی و جهاد با دشمنان در او یافت نمی شود و به تعبیر امام خمینی رحمه الله اسلامی کاملا آمریکایی درون آن ها پدید آمده است؛ مسلمانی که آمریکا را قدرتی بلامنازع و تمدنی شکوهمند تصور می کند و در نظر او کشورهای اسلامی باید الگوی زندگی آمریکایی را سرلوحه قوانین خود قرار دهند.
این نگاه در قالب همایش ها ، نوشتارها و رسانه های صوتی و تصویری، آشکار می شود. ابتدا در فیلم ها یی مانند اسکندر، بدون دخترم هرگز، پرسپولیس، نجات بخش و .... مسلمانان، افرادی به دور از تمدن نشان داده می شوند و در نهایت در فیلم ها یی مانند «طلای سیاه» حتی منجی مسلمانان با استفاده از تکنولوژی و تمدن غربی ها ست که می تواند مسلمانان را به سعادت رهنمون کند و توحّش و عقب ماندگی شان را به تمدن و سعادت تبدیل نماید!

4. جایگزین سازی

یکی دیگر از روش ها ی دشمنان، جایگزین سازی است. آن ها می کوشند در مقابل هر حقیقتی، یک مدل دروغین به عنوان جایگزین معرفی کنند و مردم را به آن مشغول کرده، به این وسیله از حقیقت، منحرف سازند. در آغاز اسلام پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مسجد قبا را برای اجتماع و عبادت مؤمنان بنا کرد، منافقان در مقابل، مسجد ضرار را ساختند (17) و امروز دشمنان در برابر عرفان ناب اسلامی، عرفان ها ی کاذب (18) را مطرح می کنند.
در موضوع مهدویت نیز مهدی ستیزان تلاش می کنند در برابر جریان مهدویت اسلام به عنوان جریان نجات بخش اصیل و الهی، مسئله نجات بخشی را به غرب و به ویژه آمریکا ارتباط داده و به جای موعود الهی، مستکبران عالم را در چهره ی منجی انسانیّت معرفی کنند (19) یا در میان مسلمین و حتی شیعیان، مدعیان دروغین را که ادعای مهدویت یا نیابت دارند، مورد حمایت خود قرار دهند. (20)
نکته مهم پایانی، این است که دشمنان برای مقابله با اسلام و مکتب شیعه و به ویژه فرهنگ بالنده مهدویت و انتظار، علاوه بر شیوه های یاد شده می کوشند تا از سویی با ترویج دنیاگرایی و تبلیغ انواع کالاها و محصولات غربی، و از سوی دیگر و در نقطه مقابل، با اعمال فشارها و تحریم ها ی اقتصادی، پیروان اهل بیت و به ویژه جمعیت منتظران مهدی علیه السّلام را از امام موعود و اهداف او دور کنند. آنان برای این هدف از ترویج فساد و ابتذال فرهنگی نیز به گونه ای گسترده بهره می گیرند، تا همه توان و امکانات و استعداد مهدی باوران را در مسیرهای انحرافی نابود کنند؛ ولی در برابر همه این ترفندهای خائنانه، این اراده الهی است که غلبه خواهد کرد:
(یُرِیدُونَ لِیُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ‌*هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ‌) (21)
آنان می خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند؛ ولی خدا نور خود را کامل می کند هر چند کافران خوش نداشته باشند. او کسی است که رسول خود را با هدایت و دین حق فراستاد تا آن را بر همه ادیان پیروز سازد، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند.
البته شرط لازم برای تحقق این وعده بزرگ الهی و نزدیک سازی ظهور آن منجی قرآنی و آسمانی، هوشیاری مهدی باوران در برابر مهدی ستیزان است.

راه های مقابله با مهدی ستیزان

بدیهی است که در جبهه مقابلِ جریان ستیز، باید تلاشی هدفمند و منسجم برای دفع هجوم و دشمنی، انجام می گیرد و از مهم ترین وظایف عالمان در حوزه و دانشگاه، این است که از مرزهای اعتقادی و فرهنگ ناب اسلامی و مهدوی، به طور عالمانه و منطقی و مستدل دفاع کنند، تا از آثار شوم هجوم فرهنگی دشمن بکاهند. البته در این عرصه علاوه بر علما، دولت اسلامی نیز باید تمام توان خود را به کار گرفته، امکانات خود را به ویژه در عرصه فرهنگی بسیج کند. با این وجود، در کنار حوزه و دانشگاه و دولت اسلامی، یک یک مؤمنان باید به مسئولیت اسلامی خود عمل کنند و به ویژه خانواده ها در مراقبت از عقاید و افکار دینی فرزندان خود حساس و نگران باشند. مهم ترین اقدامات برای مقابله با مهدی ستیزان عبارتند از:

1. معرفت افزایی و جهل زدایی

مهم ترین راه مقابله با ستیز دشمن با جریان مهدویت، آگاهی بخشی به مؤمنان در سطوح مختلف جامعه است. علما و اندیشمندان با پشتیبانی نظام اسلامی باید از تمام توان و همه امکانات استفاده کنند، تا معرفت به امام عصر علیه السّلام و مسائل گوناگون مهدوی از قبیل ولادت حضرت، غیبت، انتظار و آثار وجودی امام غایب و شرایط قیام و حکومت امام علیه السّلام و... تقویت گردد و در همه این موضوعات، شبهات و سوالات مردم و به ویژه نسل جوان به درستی پاسخ داده شود. تأسیس مراکز علمی و تربیت نیروهای متخصص در موضوع امام زمان علیه السّلام (22) راه اندازی پایگاه های اینترنتی قوی و فعّال و عرضه بهترین آثار قلمی از جمله کارهایی است که باید به صورت مستمر دنبال شود تا جوانان در سطوح مختلف تحصیلی، متناسب با نیازهای خود در این عرصه، آگاهی دینی و اسلامی بیابند.
مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله العالی) می فرماید:
[در بحث تهاجم فرهنگی] مسئله دیگر، مبارزه با خرافات است. در کنار ترویج و تبلیغ معارف اصیل دینی و اسلام ناب، باید با خرافات مبارزه کرد.
کسانی دارند روز به روز خرافات جدیدی را وارد جامعه ما می کنند....
آنچه با یکی از اصول دینی معارضه دارد و مدرک معتبری ندارد، ردّش کنید.
این می شود خرافه، و معیار خرافه این است. امروز شما ببینید مدعیان ارتباط با امام زمان و ارتباط با غیب، با شکل ها ی مختلف در جامعه دارند کار می کنند. در مقابله با خرافات و آن چیزهایی که از دین نیست، شجاع باشید و بگویید. (23)

2. افشاگری درباره ی مهدی ستیزان

برای خنثی کردن تلاش ناجوانمردانه دشمن در تخریب و تحریف آموزه ی مهدویت، لازم است حرکت ضد الهی و انسانی آن ها برای توده مردم و جوانان تبیین گردیده، اهداف کوتاه مدت و بلند مدت آن ها بیان شود، تا همگان در برابر هر حرکت دشمن حساس و مراقب باشند و ندانسته به دام آن ها گرفتار نشوند. علما و اندیشوران حوزه و دانشگاه و رسانه های ارتباطی باید با قلم و بیان عالمانه و به دور از تعصب مذهبی و قومی، نقشه خائنانه مهدی ستیزان را افشا کرده، به گونه ای مستمّر، سخنان و نوشته های آنان را نقد نمایند و جهت گیری و هدف دشمنان را از این گونه اقدامات، آشکار کنند.

3. تقویت هویّت مکتبی و شیعی

دشمن می کوشد تا شیعیان را نسبت به عقاید خود بی اعتماد و بی تفاوت کند و فرهنگ ناب شیعی را ناکار آمد و ناتوان نشان دهد و در مقابل، نسخه های جعلی و دروغین غیر اسلامی و غیر شیعی را طرح ها ی مطلوب و ایده آل برای سعادت و بهروزی دنیا و آخرت انسان معرفی کند. روشن است که در مقابل این خیانت آشکار و دروغ بزرگ، لازم است هویّت شیعی جوانان با بیان استدلالی مبانی مذهب شیعه تقویت شود؛ به ویژه در موضوع مهدویّت، زیرساخت ها ی اعتقاد به امامت آن بزرگوار و ضرورت وجود آن بزرگوار و اهداف قیام حکومت آن عزیز، محکم شود. در این صورت، جوان شیعه، مذهب و عقیده خود را بهترین انتخاب دانسته، با ایمان به حقانیّت راه خود، در برابر القائات مهدی ستیزان مقاومت می کند و از صراط مستقیم اهل بیت علیهم السّلام و فرهنگ ناب مهدویت، منحرف نمی شود.

منابع بیشتر برای مطالعه و پژوهش

1. موج فتنه، احمد حسین شریفی.
2. جنگ نرم، حسین عبدی.
3. ها لیود و فرجام جهان، سید ابوالحسن علوی طباطبایی.
4. تهاجم یا تفاوت فرهنگی، حسن بلخاری.
5. «فصل نامه عملیات روانی»، سایت تبیان، قسمت جنگ نرم.

پی‌نوشت‌ها:

1. واژه ی لاتینی «Millennialism» در لغت به معنای یک دوره هزار ساله است. سنت هزاره بر ادبیات مکاشفه ای یهود و کتاب مکاشفه یوحنا استوار است. هزاره گرایی در یهودیت بسیار اوج گرفت و در سال 1999 م با نزدیک شدن پایان هزاره دوم میلادی و آغاز هزاره سوم، در جهان مسیحیت، رونقی دوباره یافت. طبق متن کتاب مقدس، مسیح دوباره آشکار شده، با غلبه بر ابلیس، ملکوت خدا را پدید خواهد آورد و به مدت 1000 سال حکم خواهد راند. این، قیامت اول است. سپس شیطان با خلاصی از زندان و گمراهی امت ها یی از چهار زاویه جهان، لشکرگاه مقدسین و شهر محبوب را محاصره می کند. پس آتشی از آسمان فرو ریخته، این ها را می بلعد، و شیطان برای همیشه در آتش گرفتار می شود (پیش گویی ها و آخرالزمان، جمعی از نویسندگان، ص 111).
2. Hallindsey.
3. Pat robertson.
4. جالب است بدانید کسی که در دایرة المعارف معروف در اینترنت درباره ی امام مهدی علیه السّلام مطلب نوشته است یک پزشک بهایی به نام مؤمن است.
5. فصلنامه علمی - ترویجی انتظار موعود، ش 2، ص 32.
6. شرق شناسی و مهدویت، دفتر اول، ص 135 و صص 111 و 110.
7. همان، ص 193.
8. ما در جلد اول این کتاب در درس چهارم به این بحث پرداخته ایم؛ نیز ر.ک به: کتاب «میلاد»، بنیاد فرهنگی مهدی موعود صلی الله علیه و آله.
9. سوره مدثر: 24 و 25؛ سوره انعام: 25.
10. ر.ک: تاریخ عصر غیبت، ص 264.
11. سوره یونس: 2؛ سوره قلم: 51؛ سوره صافات: 36.
12. مانند سمتند فتنه؛ فیلم دروغ ها ی حقیقی؛ مستند ایران، خطرناک ترین ملت؛ مستند ایرانیوم.
13. سوره نساء: 46.
14. لسان العرب، ج9، ص 41.
15. فصلنامه علمی - ترویجی انتظار موعود، ش 2، ص 302.
16. امام مهدی در احادیث شیعه و سنی، ص 92.
17. سوره توبه: 107-108.
18. مانند دالایی لاما، اوشو، پائولو کوئیلیو.
19. مانند فیلم آرماگدون، روز استقلال.
20. ر.ک: درس فرقه های انحرافی در همین کتاب.
21. سوره صف: 8-9.
22. حوزه ی علمیه قم به عنوان اصلی ترین مرکز علمی و دینی در راستای ترویج فرهنگ مهدویت، مرکز تخصصی امامت و مهدویت را در سال 1379 تأسیس نموده و تاکنون صدها نیروی متخصص در موضوع مهدویت، تربیت کرده است.
23. بیانات معظم له در جمع روحانیون استان سمنان، 1385/8/17.

منبع مقاله :
نگین آفرینش (2) (درسنامه دوره عمومی ‌معارف مهدویت)، مؤلفان: محمد امین بالا دستان، محمد مهدی حائری پور و مهدی یوسفیان، ناشر: انتشارات بنیاد فرهنگ حضرت مهدوی موعود، چاپ 11، بهار 1394.



طبقه بندی: اخرالزمان،

تاریخ : چهارشنبه 2 تیر 1395 | 09:34 ب.ظ | نویسنده : محمدرضا رضوی | نظرات
انتظار در مکتب تشیع یک حالت انسانی است که انسان به خاطر وجود آن، ضمن پیراستن وجود خویش از بدی‌ها و آراستن آن به خوبی‌ها، در ارتباط مستمر با امام و حجت زمان خویش همه همت خود را صرف زمینه‌سازی ظهور مصلح آخرالزمان می‌کند و در جهت تحقق وعده الهی نسبت به برپایی دولت کریمه اهل بیت با تمام وجود تلاش می‌کند.

طبق این تعریف انتظار فرج عاملی مهم در خودسازی فردی، اصلاح جامعه و کاهش جرائم و مفاسد خواهد بود، بی‌تردید انتظار ظهور امام زمان در تمام ابعاد شخصیت انسان، اعم از فردی و اجتماعی موثر است و همه مناسبات وی را فرا می گیرد و بالاترین کوشش و جهاد همه جانبه او در راه خداست. پیامبر اکرم(ص) فرمود: با فضلیت‌ترین جهاد امت من انتظار فرج است، پیشوایان معصوم اجر بسیاری برای منتظران بیان کرده‌اند، چنانچه امام صادق(ع) فرمود: کسی که دوست دارد از اصحاب و یاران حضرت قائم(عج) باشد، باید منتظر ظهور باشد و به پاکدامنی و نیک خلقی خود را بیاراید.

در هر صورت انتظار، آماده‌باش کامل، خودسازی، تصفیه روح و جان و اصلاح دیگران است، انتظار روزنه امیدی است که در حساس‌ترین و بحرانی‌ترین لحظات زندگی انسان که از همه جا مأیوس می‌شود،‌ تنها عامل نجات و امیدبخش اوست.

*برخی انتظارات حضرت مهدی(عج) از شیعیان

-پرواپیشگی و تسلیم

از مهم‌ترین انتظارات آن حضرت از شیعیان و پیروان خویش، این است که تقوای الهی را پیشه ساخته، سرا پا تسلیم اوامر و نواهی امامان معصوم باشند، آن امام رئوف در کلام رسای خود فرمود: از خدا بترسید و تسلیم امر ما شوید و کارها را به ما واگذار کنید.

-جلب محبت اهل بیت و ترک گناهان

پاداش رسالت پیامبر اکرم(ص) این است که مردم به جانشیان او یعنی امامان معصوم محبت و ارادت داشته باشند، امام زمان نیز در همین راستا در سخن خیرخواهانه خود چنین می‌فرماید: پس باید هر یک از شما کارهایی را که موجب جلب محبت ما می‌گردد، انجام دهد و باید از کارهای ناپسندی که خشم و غضب ما را در پی دارد، اجتناب کند.

-همدلی و اتحاد

از دیگر انتظارات امام زمان(عج) از شیعیانش این است که همدل و متحد باشند، چرا که همدلی هم موفقیت دنیوی آن‌ها را در پی دارد و هم زمینه تعجیل فرج و ظهور عدالت گستر جهان را فراهم می‌سازد، آن حضرت دلسوزانه اظهار می‌دارد: اگر شیعیان ما -که خدای آنان را بر انجام طاعت خویش موفق بدارد- در راه ایفای پیم بر انجام طاعت خویش موفق بدارد- در راه ایفای پیمانی که بر دوش دارند، همدل می‌شدند، میمنت دیدار ما از ایشان به تأخیر نمی‌افتاد.

-دعا برای فرج

شیعه در فراق امام و مولای خویش نمی‌تواند آرام گیرد و شب و روز نسوزد و لحظه لحظه چشم به انتظار ظهور مولا و امام خویش نباشد، نشانه انتظار سازنده و کارساز آن است که تلاش کند تا زمینه ظهور را در جامعه بیشتر آماده کند، یکی از راه‌های زمینه‌سازی برای ظهور، دعاهای دلسوزانه و مشتاقانه است، به همین جهت است که مهدی منتظر از شیعیانش انتظار دارد و مجدانه می‌خواهد که برای فرج دعا کنند، آنجا که فرمود: برای تعجیل فرج بسیار دعا کنید، زیرا همین موجب فرج و گشایش شماست.




طبقه بندی: مصومین(ع)،

تاریخ : چهارشنبه 2 تیر 1395 | 08:42 ب.ظ | نویسنده : محمدرضا رضوی | نظرات
پس از کنار رفتن ابرهای تیره و تار، خورشید جهان افروز رخ می‌نماید و چشمان منتظرِ دشت و دمن را روشنی می‌بخشد.
آری؛ پس از مبارزه‌ای فراگیر با فساد و تباهی و نامردمی، نوبت به استقرار حاکمیت دادگری می‌رسد و عدالت بر کرسی حکمرانی تکیه می‌زند، تا هر کس و هر چیز را در جای خود قرار دهد و سهم هر پدیده‌ای را به مقتضای حقّ و داد بپردازد. و بالأخره جهان و جهانیان، شاهد حکومتی خواهند بود که سراسر، حق و عدل است و کمترین ستم و ستمگری در گستره آن بر کسی نمی‌رود. حکومتی که مظهر صفات جمال و زیبایی پروردگار عالم است و در ساحت آن، بشر به تمام آرمان‌های فراموش شده خود دست می‌یابد.
ما در این مقاله در چهار محور بحث خواهیم کرد:
1. اهداف حکومت جهانی امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
2. راهکارها و برنامه‌های حکومت امام (علیه السلام) در حوزه‌های مختلف
3. دستاوردهای حکومت الهی دادگستر
4. ویژگی‌های حکومت

اهداف حکومت

از آنجا که هدف از آفرینش هستی، کمال و نزدیکی هر چه بیشتر انسان به منبع همه کمالات یعنی حضرت حق تعالی می‌باشد و برای نیل به این آرمان بزرگ، باید ابزار و وسائل آن فراهم شود، حکومت جهانی امام عصر (علیه السلام) در پی فراهم آوردن اسباب تقرب الی الله و برداشتن موانع از این مسیر است.
البته انسان از دو بُعد جسم و جان ترکیب یافته است و نیازهای او نیز به دو بخش مادی و معنوی تقسیم می‌شود، بنابراین برای رسیدن به کمال، لازم است در هر دو جهت، حرکتی سنجیده و حساب شده داشته باشد. در این میان، «عدالت» که ره آورد بزرگ حاکمیت الهی است ضامن سلامتِ رشد انسان در سیر مادی و معنوی است.
بنابراین، اهداف حکومت امام دوازدهم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در دو محور رشد معنوی و اجرای عدالت قابل طرح است.

رشد معنوی

برای پی بردن به ارزش هدف‌های یاد شده، لازم است نگاهی گذرا به حیات بشر در طول حاکمیت طاغوت‌ها بیفکنیم.
در طول زندگی انسان، به دور از حکومت حجّت الهی، معنویت و ارزش‌های معنوی چه جایگاهی داشته است؟ آیا جز این است که بشریت گم گشته و راه گم کرده، پیوسته در مسیر انحطاط معنوی گام برداشته و با پیروی از تمایلات نفسانی و وسوسه‌های شیطانی یک یک زیبایی‌ها و خوبی‌های حیات خود را به فراموشی سپرده و با دست خود، آن‌ها را در گورستان شهوات دفن کرده است؟ پاکی و پاکدامنی، صداقت و درستکاری، تعاون و همکاری، گذشت و ایثار، احسان و نیکوکاری، جای خود را به هواپرستی و شهوت رانی، دروغ و دغل بازی، خود محوری و موقعیت جویی، خیانت و جنایت و زیاده خواهی و افزون طلبی داده است؛ و در یک کلمه، معنویت بشر، نفس‌های آخر را می‌کشد و در بسیاری از نواحی و برای بسیاری از آدم نماها اثری از آن باقی نمانده است.
حکومت آخرین ذخیره الهی در راستای زنده ساختن این بخش از وجود انسان، گام بر می‌دارد و برای جان بخشیدن به این پیکره افسرده تلاش می‌کند؛ تا طعم شیرین حیات واقعی و زندگی حقیقی را به آدم‌های مسجودِ ملائک بچشاند و به همگان یادآوری کند که از ابتدا مقرر شده بود که آنان در چنان حیاتی تنفس کنند و عطر پاکی‌ها و خوبی‌ها را با مشام جان، استشمام کنند؛ چنان که قرآن می‌فرماید:
(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَجِیبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا یُحْیِیكُمْ ...) (1)
ای کسانی که ایمان آورده‌اید، چون خدا و پیامبر، شما را به چیزی فرا خواندند که به شما حیات می‌بخشد، آنان را اجابت کنید.
بنابراین حیات معنوی که امتیاز بین آدم از حیوانات است، بخش عمده و قسمت اصلی وجود انسان را تشکیل می‌دهد؛ زیرا آدمی با برخورداری از همین حیات است که «آدم» نامیده شده است و همین حیات است که او را به خداوند حیات آفرین می‌رساند و به مقام قرب او نائل می‌سازد.
از این رو در زمان حاکمیت ولیّ پروردگار، این بخش از وجود آدمی، سروسامان می‌گیرد و ارزش‌های انسانی در همه ابعاد زندگی، رونق و طراوت می‌یابد. صفا و صمیمیت، ایثار و وفا، راستی و درستی و ... همه آنچه به عنوان «خوبی» از آن یاد می‌شود، همه جا را فرا می‌گیرد.
البتّه رسیدن به این هدف بزرگ و نقطه درخشان، به برنامه‌ای دقیق و جامع نیاز دارد که در بخش‌های آینده بیان خواهد شد.

عدالت گستری

بزرگ‌ترین زخم پیکر جامعه بشری در طول تمام قرون و اعصار گذشته، ظلم و ستم موجود در اجتماعات انسانی بوده است. بشریت همواره از رسیدن به حقوق خود در عرصه‌های مختلف محروم مانده است و هیچ‌گاه مواهب مادی و معنوی، عادلانه در بین بنی آدم تقسیم نشده است. همیشه در کنار شکم‌های انباشته از غذا، گروهی گرسنه مانده‌اند و پیوسته در نزدیکی کاخ‌ها و ویلاهای چند هزار متری، عده‌ای در حاشیه خیابان‌ها و بر سنگ فرش پیاده روها خوابیده‌اند. قدرت‌های زر و زور، مردم ضعیف و بیچاره را به بردگی کشیده‌اند و نژاد سفید بر گرده سیاهپوستان - تنها به جرم پوست سیاهشان - تازیانه مرگ فرود آورده است. در یک کلام، همیشه و همه جا حقوق ضعیفان و بینوایان، پایمال هواها و تمایلات زورمندان شده است وانسان همیشه در آرزوی دست یافتن به عدالت و مساوات، روزشماری کرده و رسیدن دوران شکوفایی عدالت را به انتظار نشسته است.
نهایت این انتظار، دورانِ سبز حکومت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. او به عنوان بزرگ‌ترین پیشوای دادگر در پی اجرای عدالت در گستره عالم و در همه زمینه‌های حیات خواهد بود. این حقیقت شیرین در بسیاری از روایات که مژده آمدن او را داده، بیان شده است.
امام حسین (علیه السلام) فرمود:
اگر از دنیا جز یک روز باقی نمانده باشد، خداوند، آن روز را طولانی کند تا مردی از فرزندان من قیام کند و زمین را از عدل و داد پر کند پس از آنکه از ستم و بیداد آکنده باشد. این چنین از پیامبر شنیدم. (2)
ده‌ها روایت دیگر داریم که از عدالت جهانی و ریشه کنی ستم و ستم گری در سایه حکومت موعود آخرین، خبر داده است.
جالب است دانسته شود که عدالت و دادگری از آشکارترین ویژگی‌های امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است؛ به گونه‌ای که در بعضی از دعاها به آن لقب گرفته است:
اَللهُمَّ وَ صَلَّ عَلی وَلی اَمرِکَ القائمِ المُؤَمَّل و العَدلِ المُنتَظَر؛
خداوندا! به ولی امر خود درود فرست؛ همان که قیام کننده آرمانی و عدالت مورد انتظار همگان است. (3)
آری؛ او عدالت را سرلوحه اهداف انقلاب خویش قرار داده است؛ زیرا عدالت، زمینه ساز حیات حقیقی در همه ابعاد حیات فردی و اجتماعی است و زمین و اهل آن بدون عدالت، مردگان بی روحی هستند که زنده پنداشته می‌شوند.
امام کاظم (علیه السلام) در تفسیر آیه «اِعلَمُوا اَنَّ اللهَ یحیی الارضَ بَعدَ مَوتِها» (4) فرمود:
مقصود، این نیست که زمین را با باران زنده می‌کند؛ بلکه خداوند، مردانی را بر می‌انگیزد که عدالت را زنده می‌کنند؛ پس به سبب جان گرفتن عدل [در جامعه]، زمین زنده می‌شود... . (5)
و تعبیر «زنده شدن زمین» اشاره به آن است که عدالت مهدوی، عدالتی است فراگیر و همه جایی، نه در بخشی از محیط‌ها و برای بعضی از افراد.

برنامه‌های حکومت

پس از آشنایی با اهداف حکومت، باید به بررسی برنامه‌های حکومت برای رسیدن به هدف‌های مذکور بپردازیم، تا ضمن شناخت مسیر فعالیت‌ها در دورانِ سبز ظهور، الگویی برای دوران پیش از ظهور ترسیم شود، نیز آنان که به انتظار منجی بزرگ عالم هستند با روش‌های حکومتی و برنامه‌های اجرایی امام عصر (علیه السلام) آشنا شوند و خود و جامعه را برای پیمودن چنان راهی آماده کنند.
با استفاده از روایات فراوانی که درباره دوران حکومت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) موجود است، سه محور عمده برنامه‌های آن حکومت عبارتند از: برنامه‌های فرهنگی، برنامه‌های اجتماعی و برنامه‌های اقتصادی.
به بیان دیگر، جامعه بشری که به دلیل دوری از تعالیم ناب قرآن و سیره پیشوایان دینی، به انحطاط فرهنگی گرفتار شده، لازم است در پرتو یک انقلاب فرهنگی بزرگ، به دامن قرآن و عترت باز گردانده شود.
همچنین لزوم یک «برنامه جامع اجتماعی» به آن دلیل است که زخم‌های گوناگون پیکر اجتماع، التیام گیرد و برنامه‌های صحیحی که ضامن حیات واقعی جامعه و برخورداری همگان از حقوق الهی و انسانی است به جای روش‌های ظالمانه که جامعه را به هرج و مرج و فساد و تباهی و از بین رفتن حقوق ضعیفان کشانیده است، قرار گیرد و اجرا شود.
برای فراهم شدن زمینه‌های تعالی فرهنگی و رشد اجتماعی، برنامه اقتصادی نیز ضرورت دارد تا ضمن آن از تمام امکانات مادّی زمینی، به شکل عادلانه و در بستر مناسب استفاده شود. به بیان دیگر، با بهره گیری بهینه از مواهب طبیعی، رشد اقتصادی و تأمین معیشت برای همه طبقات و در همه محیط‌ها امکان پذیر شود.
پس از بیان اجمالی برنامه‌های حکومت امام دوازدهم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به بررسی تفصیلی آن‌ها بر اساس روایات معصومان (علیهم السلام) می‌پردازیم و مهم‌ترین برنامه‌های حضرت را در هر بخش، مورد بحث قرار می‌دهیم:

الف . برنامه فرهنگی

در حکومت جهانی امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تمام فعالیت‌های فرهنگی، در راستای رشد و تعالی علمی و عملی مردم خواهد بود و با جهل و نادانی در همه زمینه‌ها مقابله خواهد شد.
مهم‌ترین محورهای جهاد فرهنگی در حکومت حقّ عبارتند از:

1. احیای کتاب و سنّت

پس از آنکه در همه اعصار، قرآن غریب و تنها مانده و در حاشیه زندگی به فراموشی سپرده شده بود، در زمان حکومت آخرین حجّت الهی، تعالیم حیات بخش قرآن به تمام عرصه زندگی بشر وارد می‌شود. همچنین سنّت که همان گفتار و رفتار پیشوایان دینی است در همه جا به عنوان بهترین الگوی حیات انسانی مطرح می‌گردد و عملکرد همگان با معیار خدشه ناپذیر قرآن و عترت ارزیابی می‌شود.
امیرالمؤمنین (علیه السلام) در بیانی رسا حکومت قرآنی امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را چنین توصیف کرده است:
در روزگاری که هوای نفس حکومت می‌کند [امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ظهور می‌کند و] هدایت و رستگاری را جایگزین هوای نفس می‌سازد و در عصری که نظر شخصی بر قرآن مقدم شده است، افکار را متوجه قرآن می‌کند و آن را حاکم بر جامعه می‌سازد. (6)
نیز در بیانی دیگر، آن حضرت دوران ظهور قرآن و حضور آن را در زندگی بشر چنین بشارت داده است:
... گویی هم اکنون شیعیان خود را می‌بینم که در مسجد کوفه، خیمه‌ها زده‌اند و قرآن را بدان گونه که نازل شده، به مردم می‌آموزند ... . (7)
یاد دادن و یاد گرفتن قرآن، نقطه شروعی برای ترویج فرهنگ قرآنی و حاکمیت قرآن و احکام آن در همه حوزه‌های فردی و اجتماعی است.

2. گسترش معرفت و اخلاق

قرآن کریم و تعالیم اهل بیت (علیهم السلام) بر رشد اخلاقی و معنوی بشر بیشترین تأکید را انجام داده است؛ زیرا مهم‌ترین عامل رشد و تعالی انسان به سوی هدف بلند خلقت، اخلاق نیکو است. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) هدف از پیامبری خود را تکمیل مکارم اخلاق می‌شمرد (8) و قرآن نیز آن بزرگوار را بهترین الگوی رفتاری برای همه مردم معرفی می‌کند؛ (9) ولی با کمال تأسف، به دلیل دوری بشر از راهنمایی‌های قرآن و اهل بیت، انحطاط اخلاقی در همه زمینه‌ها در جوامع بشری و به ویژه جامعه مسلمین آشکار گردیده و همین انحراف از ارزش‌های اخلاقی و عوامل مهم ویرانی حیات فردی و اجتماعی انسان‌ها شده است.
حکومت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که حکومت خدا و ارزش‌های الهی بر جهان است، ترویج اخلاق را در رأس برنامه‌های خود قرار خواهد داد.
امام باقر (علیه السلام) فرمود:
اِذا قامَ قائمُنا وَضَع یَدهُ عَلی رُؤوسِ العِبادِ فَجَمَعَ بِهِ عُقُولَهُم وَ اَکمَلَ بِهِ اَخلاقَهُم (10)؛
زمانی که قائم ما قیام کند، دست خود بر سر بندگان خواهد نهاد و به وسیله‌ی آن، عقل‌های ایشان را جمع خواهد کرد و اخلاق آن‌ها را به کمال خواهد رساند.
از این تعبیر کنایه آمیز و زیبا استفاده می‌شود که در پرتو حکومت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که حکومت اخلاق و معنویت است، بستر مناسب برای کمال عقلی و اخلاقی بشر فراهم خواهد شد؛ زیرا همان گونه که اخلاق زشت و پست از نقصان عقل و خِرد آدمی است، کمال عقل موجب بروز و ظهور اخلاق نیکو در انسان خواهد بود.
از سوی دیگر، محیط آکنده از هدایت‌های قرآن و سنت‌های الهی، آدمی را به سوی خوبی‌ها سوق می‌دهد؛ بنابراین از درون و برون همه کشش‌ها به سوی فضیلت‌ها و زیبایی‌هاست و این گونه است که ارزشهای الهی و انسانی همه جایی و عالم گیر می‌شود.

3. نهضت علمی

یکی از برنامه‌های فرهنگی حکومت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که خود منبع علوم و سرآمد همه عالمان زمان خویش است (11)، نهضت علمی و رشد دانش بشری به طور چشمگیر و بی سابقه است.
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از بشارت دادن به مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) درباره‌ی این بخش از اقدام او فرموده است:
... نهمین امام [از فرزندان امام حسین (علیه السلام)] قائم ایشان است که خداوند به دست او همه زمین را از روشنایی پر می‌کند. پس از آنکه گرفتار تاریکی گشته است، و تمام زمین را از عدالت و دادگری می‌آکند پس از آنکه از ظلم و جور پر شده باشد، و سراسر عالم را از علم و دانایی بهره مند می‌سازد، پس از آنکه به جهل و نادانی گرفتار شده باشد ... . (12)
این جنبش علمی و فکری، برای همه اقشار و طبقات جامعه است و در این شکوفایی، فرقی بین مرد و زن نیست؛ بلکه زنان نیز به رتبه‌های بلند علمی و دین شناسی می‌رسند.
امام باقر (علیه السلام) فرمود:
در زمان امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به شما حکمت [و دانش] داده می‌شود، تا آن جا که زن در درون خانه‌اش مطابق کتاب خدا و سنّت پیامبر قضاوت می‌کند. (13)
این، حکایت از آگاهی و شناخت عمیق از آیات قرآن و روایات اهل بیت (علیهم السلام) دارد؛ زیرا امر قضاوت، امری دشوار و سنگین است.

4. مبارزه با بدعت‌ها

بدعت در مقابل «سنّت» و به معنای داخل کردن اندیشه‌ها و آرای شخصی در دین و دینداری است.
امیرالمؤمنین (علیه السلام) در معرفی بدعت گذاران فرمود:
بدعت گذاران، کسانی هستند که با فرمان خدا و کتاب او و پیامبرش مخالفت می‌ورزند و بر اساس رای و هواهای نفسانی خود عمل می‌کنند؛ هر چند شمار آن‌ها بسیار باشد. (14)
بنابراین بدعت به معنای مخالفت با خدا و کتاب و پیامبر او و حاکم کردن هواهای نفسانی و عمل کردن بر اساس تمایلات شخصی است و این، جز آن است که با الهام از کتاب و سنّت و بر اساس معیارهای الهی تحقیق و تحلیلی نو ارائه شود. بدعت، امری است که سنّت و شیوه خدا و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را نابود می‌کند و هیچ آفتی برای دین، چنین شکننده و نابود کننده نیست.
امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود:
ماهَدَمَ الدّینَ مِثلُ البِدَعِ (15)
هیچ چیز مانند بدعت‌ها دین را ویران و تباه نکرده است.
به همین دلیل است که سنت مداران، وظیفه دارند در مقابل بدعت گذاران قیام کنند و پرده از تزویر و نیرنگ آن‌ها بردارند و راه نادرست آن‌ها را برای مردمان آشکار و بدین گونه از گمراهی مردم جلوگیری کنند.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
هرگاه بدعت‌ها در میان امتم آشکار شوند، بر عالم است که علم و دانش خود را آشکار سازد و هر کس چنین نکند، نفرین خدا بر او باد! (16)
با تأسف باید گفت که پس از پیامبر و راه روشن او، چه بدعت‌ها که در دین نگذاشتند، و چه انحراف‌ها و کجی‌ها که در مسیر دینداری پدید نیاوردند، و چه گمراهی‌ها که در برابر مردم نگشودند! بدین سان چهره دین را واژگونه ساختند و رخسار تابناک آیین را به حجاب‌های هواها و سلیقه‌های شخصی پوشاندند. امامان معصوم (علیهم السلام) و به دنبال ایشان عالمان دین کوشیدند؛ ولی همچنان راه بدعت گذاری و سنّت سوزی باز ماند و در دوران غیبت بیشتر شد.
و اکنون عالم در انتظار است که صاحب مکتب و موعود قرآن بیاید و در سایه سار حکومت او سنّت‌ها زنده گردیده و بدعت‌ها برچیده شود. و بی شک در رأس برنامه‌های اصلاحی او مبارزه با بدعت‌ها و گمراهی‌هاست، تا زمینه‌های هدایت و رشد و تعالی بشر فراهم شود.
امام باقر (علیه السلام) در ضمن سخنی بلند در توصیف زمان ظهور آن حضرت فرمود:
... وَ لا یترُکُ بِدعةً اِلّا اَزالَها و لا سُنَّةً اِلا اَقامَها ... (17)؛
هیچ بدعتی را وانگذارد، مگر اینکه آن را از ریشه برکند و از هیچ سنّتی نمی‌گذرد، مگر اینکه آن را بر پا خواهد فرمود.

ب. برنامه‌ اقتصادی

از شاخصه‌های یک جامعه سالم، اقتصاد سالم است. اگر از منابع ثروت در جامعه به درستی استفاده شود و امکانات تولید و توزیع در اختیار عده‌ای خاص نباشد، بلکه حکومت به همه قشرها توجه کرده و برای همه امکانِ بهره گیری از سرمایه‌ها را فراهم کند، جامعه‌ای ساخته می‌شود که امکان رشد معنوی نیز در آن بیشتر است. در قرآن کریم و روایات معصومان (علیهم السلام) نیز به جنبه اقتصادی و بهینه سازی وضع معیشتی مردم توجه شده است؛ بنابراین در حکومت قرآنی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) برای اقتصاد جهان، برنامه جامعی تدوین شده است که بر اساس آن اولاً امر تولید، سامان می‌یابد و از منابع طبیعی و مواهب خدایی بهترین بهره برداری می‌شود و ثانیاً ثروت به دست آمده به شکل عادلانه بین همه طبقات توزیع می‌شود. بجاست در این باره، نیم نگاهی به روایات بیندازیم.

1. بهره وری از منابع طبیعی

یکی از مشکلات بخش اقتصاد، استفاده نکردن صحیح و بجا از مواهب الهی است. اکنون نه از تمام ظرفیت خاک استفاده می‌شود و نه از آب به درستی در راه احیای زمین بهره برداری می‌گردد. در زمان امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و به برکت حکومت حقّ او آسمان، سخاوتمندانه می‌بارد و زمین بی دریغ بار می‌دهد.
امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود:
«... وَ لَو قَد قامَ قائمُنا لانزَلَتِ السَّماءُ قَطرَها و لاخرَجَتِ الارضُ نَباتَها ... ؛ (18)
و چون قائم ما قیام کند، آسمان باران می‌ریزد و زمین گیاه بیرون می‌آورد ... .
در زمان حاکمیت آخرین حجّت حقّ، همه زمین و امکانات آن در اختیار امام خوبان قرار می‌گیرد، تا سرمایه‌ای کلان برای پی ریزی اقتصادی سالم فراهم شود.
امام باقر (علیه السلام) فرمود:
... تُطوی لَهُ الارضُ وَ تَظهَرُ لَهُ الکُنُوزُ ... (19)؛
زمین برای او پیچیده می‌شود [در لحظه‌ای از نقطه‌ای به نقطه دیگر می‌رود] و تمام گنج‌های آن برای او آشکار می‌گردد.

2. توزیع عادلانه ثروت

از مهم‌ترین عوامل اقتصاد بیمار در جوامع بشری، انباشته شدن ثروت در نزد گروهی خاصّ است. همیشه این گونه بوده است که افراد یا جمعیت‌هایی که برای خود - به هر دلیل - امتیازی قائل بوده‌اند، بر انبارهای ثروت عمومی چنگ انداخته و آن را در جهت منافع شخصی و گروهی به کار برده‌اند. امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) با اینان مقابله خواهد کرد و ثروت همگانی را در اختیار همگان خواهد گذاشت و عدالت علوی را به همه نشان خواهد داد.
امام باقر (علیه السلام) فرمود:
اِذا قامَ قائمُ اَهلِ البیتِ قَسَّمَ بِالسَّویة وَ عَدَلَ فِی الرَّعیة ...؛ (20)
وقتی قائم اهل بیت قیام کند، [اموال را] به مساوی تقسیم می‌کند و در میان خلق به عدالت رفتار می‌نماید.»
در زمان آن حضرت، اصل مساوات و برابری به اجرا در می‌آید و همگان از حقوق انسانی و الهی خود بهره مند می‌شوند.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
شما را به مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بشارت می‌دهم که در امّت من برانگیخته خواهد شد ... او اموال را به درستی تقسیم می‌کند.
کسی پرسید: «مراد چیست؟» فرمود: «یعنی بین مردم مساوات را اجرا خواهد کرد». (21)
و ره آورد این مساوات در سطح جامعه، آن است که فقر و تهیدستی ریشه کن گردیده، فاصله‌های طبقاتی برچیده می‌شود.
امام باقر (علیه السلام) فرمود:
... امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) میان مردم به مساوات رفتار می‌کند، به گونه‌ای که کسی پیدا نشود که نیازمند زکات باشد. (22)

3. عمران و آبادانی

در حکومت‌های بشری، بخش‌هایی از محیط زندگی آباد می‌شود که به گونه‌ای در ارتباط با حاکمان و اطرافیان و همفکران ایشان یا طبقه اشراف و بزرگان و صاحب نفوذها باشد و بقیه طبقات فراموش می‌شوند؛ ولی در حکومت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که امر تولید و توزیع ساماندهی می‌شود، نعمت و آبادانی به همه جا می‌رسد.
امام باقر (علیه السلام) در توصیف روزگار امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرمود:
... فَلا یبقی فی الارضِ خَرابٌ الا عُمِّرَ ... ؛ (23)
در تمام زمین، هیچ ویرانه‌ای نمی‌ماند، جز اینکه آباد می‌شود.

ج. برنامه اجتماعی

یکی از ابعاد اصلاح ساختار جامعه بشری، پرداختن به برنامه‌های اجتماعی است . در حکومت دادگستر بزرگ عالم، برای سامان بخشی اجتماع، برنامه‌هایی بر اساس تعالیم قرآن و سنّت اهل بیت در نظر گرفته شده است که به سبب اجرای آن‌ها محیط زندگی، زمینه‌ای آماده برای رشد و تعالی افراد خواهد بود. در جهانی که تحت حاکمیت الهی است، خوبی‌ها ترویج می‌شود و از بدی‌ها نهی می‌گردد و با بدکاران برخورد قانونی می‌شود. نیز حقوق اجتماعی افراد به مساوات پرداخت می‌شود و عدالت اجتماعی به معنای واقعی آن پیاده می‌گردد.
بجاست به روایات مراجعه کنیم و جلوه‌ای از آن دنیای زیبا را مشاهده کنیم:

1. احیا و گسترش امر به معروف و نهی از منکر

در حکومت جهانی امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فریضه بزرگ امر به معروف و نهی از منکر به صورت گسترده به اجرا گذاشته خواهد شد؛ همان واجبی که قرآن کریم بر آن تأکید ورزیده و آن را از ویژگی‌های امت اسلامی به عنوان برگزیده امت‌ها شمرده است. (24) همان امری که سبب آن، همه واجبات الهی اقامه می‌شود (25) و واگذاشتن آن، عامل اساسی در هلاکت و نابودی خوبی‌ها و رشد و گسترش بدی‌ها در اجتماعات بوده است.
از بهترین و والاترین مراتب امر به معروف و نهی از منکر آن است که رئیس حکومت و کارگزاران آن، امر کننده به خوبی‌ها و بازدارنده از زشتی‌ها باشند.
امام باقر (علیه السلام) فرمود:
اَلمَهدی وَ اصحابُهُ ... یأمُرُونَ بالمَعرُوفِ وَ ینهَونَ عَنِ المُنکَرِ (26)؛
مهدی و یاران او ... امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند.

2. مبارزه با فساد و رذائل اخلاقی

در حکومت مهدوی نهی از منکر که یکی از شاخصه‌های حکومت الهی است، تنها به زبان نخواهد بود؛ بلکه در عمل با منکرات و زشتی‌ها مقابله خواهد شد، تا جایی برای فساد و رذائل اخلاقی در جامعه نماند و محیط زندگی از زشتی‌ها پاک شود.
در دعای ندبه که آهنگ فراق و نوای جدایی از یار غایب است چنین می‌خوانیم:
اَینَ طامِسُ آثارَ الزَّیغِ وَالاهواءِ، اینَ قاطِعُ حَبائلَ الکِذبِ وَ الاِفتراءِ (27)
کجاست نابود کننده‌ی آثار گمراهی و هوا و هوس؟ کجاست ریشه کن کننده‌ی ریسمان‌های دروغ و افترا؟

3. اجرای حدود الهی

برخورد با مفسدان و تبهکاران جامعه، شیوه‌های گوناگون دارد. در حکومت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از سویی با شیوه‌های فرهنگی و تعلیم معارف و تحکیم عقاید و ایمان، فاسقان و بزهکاران را به راه صلاح و راستی بر می‌گردانند و از سوی دیگر با تأمین نیازهای مشروع و معقول زندگی و اجرای عدالت اجتماعی، راه را بر فساد و تباهی می‌بندند؛ ولی با کسانی که با وجود همه این‌ها راه تجاوز به حقوق دیگران و زیر پا گذاشتن احکام الهی را می‌پیمایند و چارچوب قانون را نمی‌پذیرند، به گونه‌ای شدید برخورد می‌شود که سدّ راه تبهکاری آن‌ها گردد و نیز از ادامه روند فساد در جامعه توسط دیگران جلوگیری شود و آن، اجرای حدود الهی درباره مفسدان است که حدّ و مرز آن در قوانین کیفری اسلام بیان شده است.
در روایت بلندی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) که حضرت جواد (علیه السلام) نقل کرده، در ضمن بیان خصوصیات امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آمده است:
او حدود الهی را اقامه [و اجرا] خواهد کرد. (28)

4. عدالت قضایی

در رأس برنامه‌های حکومتی امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در سطح جامعه، اجرای عدالت در همه بخش‌هاست. اوست که همه عالم را پر از عدالت و دادگری می‌کند؛ همان گونه که از ظلم و ستم آکنده باشد. یکی از مهم‌ترین حوزه‌های اجرای عدالت، بخش قضاوت است و این، همان بخشی است که بیشترین ظلم‌ها و حق کشی‌های در آن شده است. اموال، به ناحق مصادره گشته، خون‌ها، به ناحق ریخته شده و آبروی بی گناهان به خطر افتاده است. در محاکم قضایی دنیا، بیشترین ظلم بر مستضعفان عالم شده است و احکام صادره از آن‌ها تحت تأثیر نفوذ قدرتمندان و حاکمان ستمگر، مال و جان افراد و گروههای بسیاری را نابود کرده است. قاضیان دنیاطلب نیز برای جلب منافع مادّی حکم‌های ظالمانه بسیاری را نوشته و اجرا کرده‌اند. خلاصه اینکه چه بسیار بی گناهی که به چوبه دار آویخته شده است و چه بسا تبهکار و مجرمی که قانون خدا درباره او اجرا نگردیده است.
حاکمیت عدل گستر امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) پایان همه ظلم‌ها و نهایت همه حق کشی‌هاست. او که مظهر عدالت پروردگار است، محکمه‌هایی دادگستر ایجاد می‌کند و قاضیانی صالح و مُجریانی دقیق و خدا ترس می‌گمارد، تا به هیچ کس در هیچ جای عالم کمترین ستمی نرود.
حضرت رضا (علیه السلام) در ضمن روایتی بلند در توصیف امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و دوران طلایی ظهورش فرمود:
فَاِذا خَرَجَ اَشرَقَتِ الارضُ بِنُورِ رَبِّها وَ وَضَعَ میزانَ العَدلِ بَینَ النّاسِ فَلا یظلِمُ اَحَدٌ اَحَداً (29)؛
وقتی او قیام کند، زمین به نور پروردگار روشن شود و آن حضرت، ترازوی عدالت در میان خلق نهد؛ پس [چنان عدالت را جاری کند که] هیچ کس بر دیگری ظلم و ستم روا ندارد.
از این روایت دانسته می‌شود که عدالت قضایی حضرت، چنان گسترده و دقیق است که راه را بر ظالمان و سودجویان می‌بندد و از تکرار ظلم و ستم عادی شدن تجاوز به حق دیگران، جلوگیری می‌کند.

منابع بیشتر برای مطالعه و پژوهش

1. الیوم الموعود، سید محمد صدر.
2. حکومت جهانی مهدی، مکارم شیرازی.
3. عصر زندگی، محمد حکیمی.
4. آینده جهان، رحیم کارگر.

پی‌نوشت‌ها:

1. سوره انفال، آیه 24.
2. کمال الدین و تمام النعمة، ج 1، باب 30، ح 4، 584.
3. مفاتیح الجنان، دعای افتتاح.
4. «بدانید که خداوند زمین را پس از مردنش، زنده خواهد کرد» (سوره حدید، آیه 17).
5. با توجه به روایات دیگر که آیه را به دوران مهدی (علیه السلام) تفسیر کرده است، مقصود از «مردان» در این روایت حضرت و یاوران او هستند (تفسیر البرهان، ذیل آیه فوق).
6. نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه 138، ص 424.
7. الغیبة نعمانی، باب 21، ح 3، ص 333.
8. پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق؛ همانا من برای تکمیل مکارم اخلاق برانگیخته شدم» (بحارالانوار، ج 68، ذیل حدیث 17، ص 382).
9. اشاره به آیه‌ی «لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنة؛ و برای شما در رسول خدا الگوی نیکویی است: (سوره احزاب، آیه 21).
10. بحارالانوار، 52، ح 71، ص 336.
11. امیرالمؤمنین (علیه السلام) در توصیف مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می‌فرماید: «دانش او از همه شما بیشتر است». (الغیبة نعمانی، باب 13، ح 1، ص 305).
12. کمال الدین و تمام النعمة، ج 1، باب 24، ح 5، ص 487.
13. الغیبة نعمانی، باب 13، ح 30، ص 337.
14. کنزالعمال، ج 16، ح 44216، ص 182.
15. بحارالانوار، ج 78، ح 98، ص 91.
16. کافی، ج 1، باب البدع و الرای و المقائیس، ح 2، ص 54.
17. بحارالانوار، ج 58، ح 11، ص 11.
18. خصال، باب اربعمائه، ح 10، ص 685.
19. کمال الدین و تمام النعمة، ج 1، باب 32، ح 16، ص 603.
20. الغیبة نعمانی، باب 13، ح 26، ص 242.
21. بحارالانوار، ج 51، ح 37، ص 81.
22. همان، ح 38، ص 92.
23. کمال الدین و تمام النعمة، ج 1، باب 32، ح 16، ص 603.
24. سوره آل عمران، آیه 110.
25. در سخنی از امام باقر درباره این واجب آمده: «ان الامر بالمعروف و النّهی عن المنکر ... فریضة عظیمة بها تقام الفرائض؛ امر به معروف و نهی از منکر ... واجبی است که به سبب آن همه واجبات اقامه می‌شود». (کافی، ج 5 باب الامر بالمعروف والنهی عن المنکر، ح 1، ص 55).
26. بحارالانوار، ج 51، ح 9، ص 47.
27. مفاتیح الجنان، دعای ندبه.
28. بحارالانوار، ج 52، باب 27، ح 4، ص 311.
29. همان، ح 29، ص 322.

منبع مقاله :
نگین آفرینش (1) (درسنامه دوره عمومی معارف مهدویت)، مؤلفان: محمدامین بالادستیان، محمدمهدی حائری پور و مهدی یوسفیان، ناشر: انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود، چاپ 64، اسفند 1393




طبقه بندی: اخرالزمان،

تاریخ : چهارشنبه 2 تیر 1395 | 08:41 ب.ظ | نویسنده : محمدرضا رضوی | نظرات

نهمین ستاره آسمان ولایت و امامت نام مبارکش «محمد» است و مشهورترین لقبش جواد و معروف‌ترین کنیه‌اش ابوجعفر است، امام جواد(ع) در روز دهم ماه رجب سال 195 هجری قمری در مدینه چشم به دنیا گشود، پیشگویی ولادت آن امام از زبان امام رضا(ع) چندین بار مطرح شده بود، مادر بزرگوار جواد الائمه(ع) خیزران نام دارد که زنی از خاندان ماریه قبطیه یکی از همسران پیامبر اکرم(ص) است.

*سخنی که امام رضا(ع) درباره امام جواد(ع) فرمود

امام رضا(ع) بارها در مناسبت‌های مختلف فرزندش امام جواد(ع) را مولود پر خیر و برکت می‌خواندند، چنانچه ابویحیای صنعانی می‌گوید: روزی در محضر امام رضا(ع)، فرزندش ابوجعفر را که خردسال بود، آوردند. امام فرمود: «این مولودی است که برای شیعیان ما، با برکت‌تر از او زاده نشده است»، این گونه است که حتی یاران و شیعیان نیز این امام همام را با این لقب صدا می‌کنند، در تاریخ نقل شده است: دو نفر از شیعیان به نام «ابن اسباط» و «عبّاد بن اسماعیل» می‌گویند: در محضر امام رضا(ع) بودیم که ابوجعفر را آوردند، گفتیم: این همان مولود پرخیر و برکت است؟ حضرت فرمود: «آری، این همان مولودی است که در اسلام با برکت‌تر از او زاده نشده است».

*ماجرای حضور چهره‌شناسان در خانه اباالجواد(ع)

البته با توجه به اینکه امام رضا(ع) تا سنین میانسالی صاحب فرزندی نشده بود، مخالفان و دشمنان اهل بیت(ع) اصل امامت امام رضا(ع) را زیر سوال می‌بردند که اگر ایشان امام هستند چرا صاحب فرزندی نشدند، حتی با ولادت امام جواد(ع) این فشارها دو چندان شد و با بیان شبهه عوام فریبانه عدم شباهت میان پدر و فرزند از نظر رنگ چهره پرداختند و گندمگونی صورت امام جواد(ع) را بهانه قرار دادند و گفتند: در میان ما، امامی که گندمگون باشد وجود نداشته است! امام رضا(ع) در پاسخ فرمود: او فرزند من است.

آنان در پاسخ گفتند: پیامبر اسلام(ص) با چهره‌شناسی داوری کرده است! باید بین ما و تو چهره‌شناسان داوری کنند، امام رضا(ع) ناگزیر فرمود: شما در پی آنان بفرستید، ولی من این کار را نمی‌کنم، اما به آنان نگویید برای چه دعوتشان کرده‌اید.

بنابراین یک روز بر اساس قرار قبلی، عموها، برادران و خواهران امام رضا(ع) در باغی نشستند و آن حضرت، در حالی که لباسی گشاد و پشمین بر تن و کلاهی بر سر و بیلی بر دوش داشت، در میان باغ به بیل زدن مشغول شد، گویی که باغبان است و ارتباطی با حاضران ندارد.

در این لحظه امام جواد(ع) را حاضر کردند و از قیافه‌شناسان خواستند که پدر این کودک را از میان آن جمع شناسایی کنند. آنان به اتفاق گفتند: پدر این کودک در این جمع حضور ندارد، اما این شخص، عموی پدرش و این، عموی خود او، و این هم عمه اوست، اگر پدرش نیز در اینجا باشد باید آن شخص باشد که در میان باغ بیل بر دوش گذارده است، زیرا ساق پاهای این دو، به یک گونه است! در این هنگام امام رضا(ع) به آنان پیوست، قیافه‌شناسان به اتفاق گفتند: پدر او، این است!

در این هنگام علی بن جعفر، عموی حضرت رضا(ع) از جا برخاست و بوسه بر لب‌های حضرت جواد زد و گفت: گواهی می‌دهم که تو در پیشگاه خدا امام من هستی، به این ترتیب یک بار دیگر توطئه مخالفان امامت برای خاموش ساختن نور خدا با شکست روبرو شد.

*نخستین امامی که در سن کودکی به امامت رسید

دوران کودکی جواد الائمه(ع) از دوران شیرخوارگی تا زمانی که در سن هفت سالگی به امامت رسید، با حوادث گوناگون آمیخته است. با شهادت امام رضا(ع) و به امامت رسیدن امام جواد در سن کودکی، یکی از موضوعاتی که حتی برخی از یاران امام هشتم را دچار شک و تردید کرد، کم سن و سالی امام جواد(ع) برای مقام امامت بود. به همین دلیل در مواردی امام رضا(ع) و در موارد دیگری، خود امام جواد(ع) به تبیین آن پرداختند و به شبهه‌ها پاسخ گفتند.

*امام زمان چگونه ظهور می‌کند+پاسخ جواد الائمه(ع)

امام جواد(ع) با تمام محدودیت‌هایی که داشت، از طریق نصب وکلا و نمایندگان ارتباط خود را با شیعیان حفظ می کرد، در سراسر قلمرو حکومت خلیفه عباسی، امام(ع) کارگزارانی را اعزام می‌کرد و با فعالیت گسترده آنان از تجزیه نیروهای شیعه جلوگیری می‌شد. کارگزارانی که در بسیاری از استان‌ها مانند اهواز، همدان، سیستان، ری، بصره، واسط، بغداد و مراکز سنتی شیعه یعنی کوفه و قم حضور داشتند، امام جواد(ع) با گسترش شبکه وکالت در نظر داشتند مردم را آرام آرام آماده دوران غیبت آخرین ذخیره الهی کنند تا به این ترتیب شیعیان بدانند می‌توانند مسائل دینی و مشکلات خود را با رجوع به فقها هم حل و فصل کنند.

در روایتی از حضرت عبدالعظیم حسنی از امام جواد(ع) درباره ویژگی‌های حضرت مهدی(عج) این چنین آمده است: بر مولای خود امام جواد(ع) وارد شدم و می‌خواستم از قائم(عج) سؤال کنم که همان مهدی است یا غیر از اوست؟ قبل از اینکه من چیزی بپرسم، حضرت شروع به سخن کردند و فرمودند: «ای ابوالقاسم، قائم ما همان مهدی است؛ کسی که واجب است در غیبتش منتظر او باشند و در ظهورش از او اطاعت کنند و او سومین نفر از نسل من است و سوگند به خدایی که محمد(ص) را به نبوت مبعوث فرمود و ما را به امامت مخصوص گردانید، اگر از عمر دنیا جز یک روز باقی نمانده باشد، خداوند آن روز را طولانی می گرداند تا (مهدی) قیام کند و زمین را پر از عدل و داد کند، همچنان که از ظلم و جور پر شده است و خدای تعالی قطعاً امر ظهور او را در یک شب اصلاح می‌کند، چنان که امر حضرت موسی کلیم الله را اصلاح فرمود، آن هنگام که برای آوردن شعله‌ای از آتش رفت، اما چون برگشت رسول و پیامبر بود».




طبقه بندی: حدیث،

تاریخ : چهارشنبه 2 تیر 1395 | 08:40 ب.ظ | نویسنده : محمدرضا رضوی | نظرات
آیا حضرت صاحب عجل‏ ‌الله‏ ‌تعالی ‏‌فرجه ‏‌الشریف که از دست دشمن‏‌ها در پشت پرده‏ غیبت است، از دوستانش هم غافل است که هر چه بر سرشان آمد، آمد؟ این خیال‏‌ها از ضعف ایمان است. آیا می‏‌شود که حضرت مهدی (عج) جهت حقانیت مذهب را تقویت و تأیید نکند؟! خدا می‏‌داند آن حضرت (عج) تا به حال چه کرده و چه می‏‌کند!

 

چقدر فرق است بین کسی که او را «عَینُ الله‏ الناظِرَة؛ چشم بینای خدا»،۱ و این مجلس ما را در محضر او می‏‌داند، و یقین دارد که حدود و اندازه‏ همه‏ کلمات و... نزد آن حضرت (عج) از واضحات است، و کسی که چنین فکر نمی‏‌کند!

 

۱- امام زمان عجل الله تعالی فرجه «عینُ النّاظره و اُذُنُه السّامِعَه ولِسانُهُ النّاطق و یَدُهُ الباسطَه؛ چشم بینا، گوش شنوا، زبان گویا و دست گشادۀ خداوند » است. [در محضر بهجت:1/22]

 

۲- به افرادی که پیش از ظهور در دین و ایمان باقی می مانند و ثابت قدم هستند، عنایات و الطاف خاصی می شود. [در محضر بهجت:1/102]

 

۳- لازم نیست که انسان در پی این باشد که به خدمت حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه تشرّف حاصل کند؛ بلکه شاید خواندن دو رکعت نماز، سپس توسّل به ائمه علیهم السلام بهتر از تشرّف باشد. [در محضر بهجت:1/187]

 

۴- ما در دریای زندگی در معرض غرق شدن هستیم؛ دستگیری ولیّ خدا لازم است تا سالم به مقصد برسیم. باید به ولیّ عصر (عج) استغاثه کنیم که مسیر را روشن سازد و ما را تا مقصد، همراه خود ببرد. [در محضر بهجت:1/311]

 

۵- دعای تعجیل فَرج، دوای دردهای ما است. [در محضر بهجت:1/363]

 

۶- در زمان غیبت هم عنایات و الطاف امام زمان (عج) نسبت به محبّان و شیعیانش زیاد دیده شده؛ باب لقا و حضور بالکلیّه مسدود نیست؛ بلکه اصل رؤیت جسمانی را هم نمی شود انکار کرد! [در محضر بهجت:1/247]

 

۷- با وجود اعتقاد داشتن به رئیسی که عینُ الله الناظرة است، آیا می توانیم از نظر الهی فرار کنیم و یا خود را پنهان کنیم؛ و هر کاری را که خواستیم، انجام دهیم؟! چه پاسخی خواهیم داد؟![در محضر بهجت:1/89]

 

۸- هر چند حضرت حجت (عج) از ما غایب و ما از فیض حضور آن حضرت (عج) محرومیم؛ ولی اعمال مطابق یا مخالف دفتر و راه و رسم آن حضرت (عج) را می دانیم؛ و این که آیا آن بزرگوار (عج) با اعمال و رفتار خود خشنود، و سلامی - هر چند ضعیف - خدمتش می فرستیم؛ و یا آن حضرت (عج) را با اعمال ناپسند، ناراضی و ناراحت می کنیم! [در محضر بهجت:1/364]

 

۹- علایمی حتمیّه و غیر حتمیّه برای ظهور آن حضرت ذکر کرده اند. ولی اگر خبر دهند فردا ظهور می کند، هیچ استبعاد ندارد! (بعید نیست)‌ لازمۀ این مطلب آن است که در بعضی علایم، بَداء صورت می گیرد و بعضی دیگر از علایم حتمی هم، مقارن با ظهور آن حضرت (عج) اتفاق می افتد. [در محضر بهجت:2/421] 

 

۱۰- انتظار ظهور و فرج امام زمان (عج)، با اذیّت دوستان آن حضرت (عج)، سازگار نیست! [در محضر بهجت:2/366] چه قدر حضرت [امام زمان (علیه السلام)] مهربان است به کسانی که اسمش را می برند و صدایش می زنند و از او استغاثه می کنند؛ از پدر و مادر هم به آنها مهربان تر است! [در محضر بهجت:2/366]




طبقه بندی: سخن بزرگان،

تاریخ : چهارشنبه 2 تیر 1395 | 08:39 ب.ظ | نویسنده : محمدرضا رضوی | نظرات
افراد و جمعیت‌ها پیش از آن که به حکومت برسند و قدرت را به دست گیرند، آرمان‌هایی را برای حکومت خود بیان می‌کنند و چه بسا برای رسیدن به آن اهداف، برنامه‌های خود را نیز اعلام می‌نمایند؛ امّا معمولاً پس از رسیدن به قدرت و گذشت زمان، در اهداف خود ناکام مانده و گاهی از آنچه گفته بودند، عدول می‌کنند و یا به کلّی آن ایده‌ها و اهداف مطرح شده را فراموش می‌کنند.
دست نیافتن به آرزوها و اهداف از پیش تعیین شده، یا به آن علت است که «هدف‌ها» واقعی و اصولی نبوده یا آن که برنامه‌های حکومت برای رسیدن به هدف‌ها، برنامه جامع و کاملی نبوده است و در بسیاری از موارد نیز سبب ناکامی، عدم لیاقت مجریان بوده است.
در حکومت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) اهداف، واقعی و اصیل هستند که ریشه در عمق وجدان‌های بشر دارند و همگان در آرزوی رسیدن به آن‌ها بوده‌اند. برنامه‌ها نیز بر اساس تعالیم قرآن و سنّت معصومان تنظیم شده و در تمام بخش‌ها ضمانت اجرائی برای آن‌ها وجود دارد؛ بنابراین دستاوردهای این انقلاب عظیم، بسیار چشمگیر و قابل توجه است. در یک جمله باید گفت: دستاوردهای حکومت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) پاسخ گوی تمام نیازهای معنوی و مادی بشر است که خداوند متعال در وجود انسان به امانت نهاده است.
در اینجا با توجه به روایات برخی از این دستاوردها را بیان می‌کنیم:

1. عدالت فراگیر

در روایات فراوان، مهم‌ترین ره آورد قیام و انقلاب حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) پر شدن جهان از عدالت و دادگری شمرده شده است که در بخش اهداف حکومت درباره آن سخن گفتیم. اما در این بخش بر آن حقیقت یاد شده، این واقعیت را می‌افزاییم که در حاکمیت قائم آل محمد (صل الله علیه و آله و سلم) عدالت در همه سطوح جامعه به صورت یک جریان جاری در تمام مویرگ‌های اجتماع در می‌آید و هیچ نهاد و مجموعه کوچک یا بزرگی نمی‌ماند، مگر اینکه عدالت در آن حاکم خواهد شد و روابط افراد با یکدیگر بر اساس آن پی ریزی خواهد گشت.
امام صادق (علیه السلام) در این باره فرمود:
به خدا قسم! عدالت [مهدی] را در خانه‌های مردم خواهد برد، آنچنان که سرما و گرما به درون خانه‌ها نفوذ می‌کند. (1)
اینکه خانه که کوچک‌ترین نهاد جامعه است به کانون عدالت تبدیل می‌شود و روابط افراد خانواده با یک دیگر عادلانه می‌شود، حکایت از آن دارد که حکومت جهانی و عدل گستر مهدوی، نه با ابزار زور و قانون، بلکه بر اساس یک تربیت قرآنی که به عدالت و احسان فرمان می‌دهد (2)، افراد را پرورش می‌دهد. در فضایی این چنین همگان به حکم وظیفه انسانی و الهی خود، حقوق دیگران را - گرچه از نظر رتبه و مقام، جایگاهی نداشته باشند - محترم می‌شمارند.
در جامعه موعود مهدوی، عدالت، یک جریان فرهنگی اصیل و با پشتوانه قرآنی و حکومتی است که تخلّف از آن تنها توسط معدودی از افراد صورت می‌گیرد که خود محور و منفعت طلب بوده و به دور از تعالیم قرآن و اهل بیت (علیهم السلام) پرورش یافته‌اند. حکومت عادل نیز با آن‌ها برخورد جدّی می‌کند و اجازه رشد و نموّ به آن‌ها نمی‌دهد به ویژه از نفوذ آن‌ها به سطوح حاکمیت جلوگیری می‌کند.
آری؛ عدالتی چنین فراگیر و همگانی ره‌آورد حکومت مهدی منتظر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است و بدین سان عالی‌ترین هدف انقلاب امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که پر کردن عالم از عدل و داد بوده است به شکل کامل تحقق خواهد یافت. آن هم نه فقط عدالت اجتماعی؛ بلکه عدالت در همه ابعاد انسانی محقق می‌شود و ظلم و ستم و حق کشی در همه زوایای جامعه حتی در روابط اعضای خانواده با یکدیگر از بین خواهد رفت.

2. رشد فکری و اخلاقی و ایمانی

در بخش قبل آمد که فراگیر شدن عدالت در جامعه به سبب تربیت صحیح افراد و رواج فرهنگ قرآن و عترت در جامعه است. در روایات ما به رشد فکری و اخلاقی و ایمانی مردم در حاکمیت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تصریح شده است.
امام باقر (علیه السلام) فرمود:
وقتی قائم ما قیام کند دست [عنایت] خویش بر سر بندگان خدا نهد و به برکت آن، عقل و خرد آن‌ها به کمال رسد. (3)
همه خوبی‌ها و زیبایی‌ها به دنبال کمال عقل انسان، به دست می‌آید؛ زیرا عقل، پیامبر درونی انسان است که در صورت حاکم بودن آن بر کشور جسم و جان، آدمی به سوی صلاح و درستی خواهد رفت و مسیر بندگی پروردگار و نیل به سعادت، هموار خواهد شد.
از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی عقل پرسیدند؛ فرمود:
عقل، آن [حقیقتی] است که به سبب آن، خداوند عبادت می‌شود و به [راهنمایی] آن، بهشت به دست می‌آید. (4)
آری؛ امروز می‌بینیم که در جامعه بدون امام، شهوات بر عقل، غلبه دارد و نفس سرکش، یگانه فرمانروای افراد و گروه‌ها و احزاب است. پیامد این وضعیت، پایمال شدن حقوق انسان‌ها و فراموش شدن ارزش‌های الهی است؛ ولی در جامعه موعود و در سایه فرمانروایی حجّت خدا که عقل کلّ است، عقول انسان‌ها، میدان دار و سکّان دار تصمیم و اقدام خواهد بود. بدیهی است که عقلِ به کمال رسیده، جز به خوبی و زیبایی فرمان نمی‌دهد.

3. اتحاد و همدلی

طبق روایات، جمعیتی که تحت حاکمیت جهانی امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به سر می‌برند، با هم متّحد و صمیمی خواهند بود و در زمان برپایی دولت مهدوی، جایی برای کینه و دشمنی در دل‌های بندگان خدا نخواهد ماند.
امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود:
وَلَو قَد قامَ قائمُنا ... لَذَهَبتِ الشَّحناءُ مِن قُلُوبِ العِبادِ ...؛
وقتی قائم ما قیام کند، کینه از دل‌های بندگان برود.
در آن زمان، دیگر بهانه‌ای برای کینه توزی نیست؛ زیرا روزگار عدل و دادگری است و حقی از کسی ضایع نمی‌شود و روزگار خردورزی و تعقّل است نه عقل ستیزی و شهوت پرستی. (5) بنابراین زمینه‌ای برای دشمنی و کینه جویی باقی نمی‌ماند؛ از این رو دل‌های مردم که تا پیش از این، پراکنده و دور از هم بود، انس و الفت می‌یابد و همگان به برادری قرآنی باز می‌گردند (6) و با یکدیگر همدل و مهربان می‌شوند.
امام صادق (علیه السلام) در وصف روزگار سبز مهدوی فرمود:
[در آن ایام] خداوند وحدت و اُلفت بین قلوب پریشان و پراکنده برقرار کند. (7)
اگر دست خدا در کار است، دیگر عجیب نیست که این همدلی و صمیمیت به جایی رسد که تصور آن در دنیای کنونی که بحران تضادها و کشمکش‌های مادّی به اوج خود رسیده است، دشوار باشد.
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
وقتی قائم ما قیام کند، دوستی واقعی و صمیمیت حقیقی بیان می‌شود. هر نیازمندی دست می‌برد و از جیب برادر ایمانی‌اش به مقدار نیاز بر می‌دارد و برادرش او را منع نمی‌کند. (8)

4. سلامت جسمی و روانی

یکی از مشکلات بشر امروز، بروز بیماری‌های سخت و غیر قابل علاج است و محصول عوامل گوناگون از جمله آلودگی محیط زیست به سبب به کارگیری وسایل و سلاح‌های شیمیایی، اتمی و میکروبی است. همچنین روابط نامشروع انسان‌ها با یکدیگر و نیز از بین بردن جنگل‌ها و آب‌های دریا از دیگر عوامل ظهور بیماری‌هایی مانند جذام، طاعون، فلج، سکته و ده‌ها بیماری دیگر است که بهداشت و درمان پیشرفته امروزی نیز قادر به معالجه آن‌ها نیست. بر بیماری‌های جسمی باید فهرست بلندی از امراض روحی و روانی را نیز افزود که زندگی را برای مردم جهان، تلخ و غیر قابل تحمل کرده است که این نیز به سبب روابط غلط حاکم بر جهان و انسان‌هاست.
در دولت کریمه مهدوی که روزگار عدالت گستری و حکومت فضیلت‌ها و زیبایی‌هاست و روابط بر اساس برادری و برابری شکل می‌گیرد، بیماری‌های جسمی و روانی انسان از بین می‌رود و قوای بدنی و روحی انسان به طور شگفت انگیزی قوی و نیرومند می‌شود.
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
هنگامی که قائم قیام کند، خداوند بیماری‌ها را از مؤمنان دور می‌سازد و تندرستی را به آنان باز می‌گرداند. (9)
در دولت آن سرور که دانش به گونه‌ای شگفت پیشرفت می‌کند، هیچ بیماری ناعلاجی نمی‌ماند و بهداشت و طبّ، رشد چشم گیری خواهد داشت. نیز به برکت وجود حضرت، بسیاری از بیماران شفا خواهند یافت.
امام باقر (علیه السلام) فرمود:
هر کس قائم اهل بیت مرا درک کند، اگر به بیماری دچار باشد، شفا می‌یابد و چنانچه دچار ناتوانی باشد، توانا و نیرومند می‌شود. (10)

5. خیر و برکت فراوان

از دستاوردهای بزرگ حکومت قائم آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) خیر و برکت فراوان و بی سابقه است. در بهار دولت او همه جا سبز و خرم شده، نشاط و حیات می‌یابد. آسمان می‌بارد و زمین می‌رویاند و برکات الهی سرشار و بی شمار می‌شوند.
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
... خداوند به سبب او [امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)] برکات آسمان‌ها و زمین را جاری می‌کند. [در ایام دولت او] آسمان می‌بارد و زمین، دانه می‌دهد. (11)
در سایه حکومت آن حضرت، کویری نمی‌ماند و همه زمین‌ها جامه حیات و شادابی به تن می‌کند. این تحول چشمگیر و فراوانی بی نظیر به آن دلیل است که روزگار مهدی، زمان جوانه زدن نهال پاکی و تقوا و شکوفایی گل‌های ایمان است و مردم در همه اصناف و اقشار تحت تربیت الهی قرار گرفته، روابط خود را بر اساس ارزش‌های خدایی انجام می‌دهند. خداوند نیز وعده فرموده است که چنین محیط پاکی را از برکات و خیرات، سیراب کند.
قرآن کریم در این زمینه می‌فرماید:
(وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ)
اگر مردم شهرها ایمان آورده، تقوا پیشه می‌کردند [درهای] برکات آسمان و زمین را به رویشان باز می‌کردیم. (12)

6. ریشه کن شدن فقر

وقتی همه منابع زمینی برای امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آشکار شود و برکات آسمان و زمین بر مردم زمان او بی دریغ جریان یابد و به عدالت تقسیم گردد، جایی برای فقر و تهیدستی نمی‌ماند و بشریت در دولت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) برای همیشه از چنگال فقر و نداری رها می‌شود. (13)
در روزگار او روابط اقتصادی بر اساس برادری و برابری شکل می‌گیرد و اصل سودجویی و منفعت طلبی شخصی، جای خود را به حسّ دلسوزی و غمخواری و مواسات با برادران دینی می‌دهد. در این حال، همه به یکدیگر به عنوان اعضای یک خانواده می‌نگرند و بوی یگانگی و یکرنگی در همه جا به مشام می‌رسد.
امام باقر (علیه السلام) فرمود:
... [امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)] هر سال دو بار به مردم می‌بخشد و در هر ماه دو بار به آن‌ها روزی [و نیاز زندگی] عطا می‌کند و [در این کار] به مساوات بین مردم عمل می‌نماید، تا اینکه [چنان مردم بی نیاز می‌شوند که] هیچ کس نیازمند به زکات پیدا نمی‌شود ...! (14)
از روایات استفاده می‌شود که عدم نیازمندی مردم به سبب روحیه قناعت و بی نیازی روحی است. به بیان دیگر پیش از آنکه مردم از بیرون، صاحب مال فراوان شوند و بی نیاز گردند، روح بی نیازی، از درون در آن‌ها پیدا می‌شود و به آنچه خداوند از فضل خویش به آن‌ها عطا کرده، راضی و خشنود می‌شوند و چشمی به اموال دیگران نمی‌دوزند.
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در توصیف روزگار دولت مهدوی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرموده است:
... خداوند [روح] بی نیازی را در دل‌های بندگان قرار می‌دهد. (15)
این، در حالی است که پیش از ظهور روحیه آزمندی و زیاده طلبی عامل مؤثری در رقابت‌های غلط و انباشتن اموال بر روی هم و انفاق نکردن آن‌ها بوده است.
خلاصه اینکه در زمان امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بی نیازی از بیرون و درون خواهد بود. از سویی ثروت سرشار به عدالت تقسیم می‌شود و از سوی دیگر قناعت، ویژگی اخلاقی مردمان می‌شود.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از اینکه درباره بخشش امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به مردم احادیثی فرموده است، می‌افزاید:
خداوند، دل‌های امت محمّد را از بی نیازی پُر می‌کند و عدالت مهدوی همه آن‌ها را در بر می‌گیرد؛ به گونه‌ای که او [حضرت مهدی] امر می‌کند تا ندا دهنده‌ای اعلام کند، چه کسی نیازمند مال است؟» پس کسی از میان مردم برنخیزد، مگر یک نفر.
پس امام [به او] می‌فرماید: «نزد خزانه دار برو و به او بگو: مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به تو فرمان می‌دهد که به من مال بدهی». پس خزانه دار به او می‌گوید: «جامه‌ات را بیاور»، تا اینکه وسط جامه‌اش را پُر می‌کند و چون آن را بر دوش می‌کشد، پشیمان می‌شود و می‌گوید: «چرا در میان امت محمد من از همه حریص‌تر باشم؟» ... پس مال را بر می‌گرداند؛ ولی از او قبول نمی‌شود و به او گفته می‌شود: «ما آنچه عطا کردیم باز پس نمی‌گیریم». (16)

7. حاکمیت اسلام و نابودی کفر

قرآن کریم در سه مورد وعده داده است که خداوند متعال، دین مقدس اسلام را جهان گیر خواهد کرد:
(هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ ...) (17)
او خدایی است که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد، تا آن دین را بر همه ادیان پیروز کند.
شکی نیست که وعده خداوند انجام شدنی و تخلف ناپذیر است؛ چنانکه قرآن فرموده است:
(... إِنَّ اللّهَ لاَ یُخْلِفُ الْمِیعَادَ
). (18)
ولی روشن است که با وجود همه مجاهدت‌ها و تلاش‌های بی دریغ پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و اولیای خدا (علیهم السلام) تاکنون چنین رویداد مبارکی به وقوع نپیوسته است (19) و همه مسلمانان امید دارند که این روزگار فرا رسد. البتّه این آرزویی حقیقی است که ریشه در بیانات پیشوایان معصوم دارد.
بنابراین در سایه حاکمیت آن حجت پروردگار بانگ «اشهد ان لا اله الّا الله» که پرچم توحید است و نوای «اشهد ان محمّداً رسول الله» که علم اسلام است، همه جا را فرا خواهد گرفت و اثری از شرک و کفر باقی نخواهد ماند.
امام باقر (علیه السلام) در توضیح آیه (وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَیَكُونَ الدِّینُ كُلُّهُ لِلّه ...) (20) فرمود:
تأویل (21) این آیه هنوز نیامده است. هرگاه قائم ما قیام کند آن کس که زمان او را دریابد، تأویل این آیه را خواهد دید. هر آینه [در آن زمان] دین محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) به هر کجا که شب می‌رسد، خواهد رسید [و عالم گیر خواهد شد] به گونه‌ای که بر سطح زمین، اثری از شرک نخواهد ماند، همان گونه که خداوند فرموده [و وعده داده] است. (22)
البتّه این جهان شمولی اسلام، به سبب حقّانیت و واقعیت «اسلام» است که در روزگار مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هر چه بیشتر و بهتر آشکار خواهد شد و همگان را به خود جلب خواهد کرد، مگر آنانکه از روی عِناد و سرکشی، سر به طغیان بردارند که با شمشیر عدل مهدوی که دست انتقام پروردگار است، رو به رو خواهند شد.
آخرین نکته در این بخش، آن است که این وحدت عقیدتی که در پرتو حکومت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به دست می‌آید، زمینه بسیار مناسبی برای تشکیل جامعه واحد جهانی است. جهان به دنبال همین اتحاد و یگانگی در اعتقاد، به یک قانون و نظام توحیدی تن می‌دهد و آن را می‌پذیرد. سپس در سایه آن، روابط فردی و اجتماعی خود را بر اساس معیارهایی که از یک عقیده و مرام گرفته شده است، تنظیم می‌کند. طبق این بیان، وحدتِ عقیدتی و جمع شدن همه مردم در زیر یک پرچم و دینِ واحد، یک ضرورت و نیاز جدی است که در حکومت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) حاصل خواهد شد.

8. امنیّت عمومی

در حاکمیت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که دوران فراگیری همه خوبی‌ها در همه عرصه‌های زندگی است، امنیّت که از بزرگ‌ترین نعمت‌های الهی و از عالی‌ترین آرزوهای انسان است، به دست می‌آید.
وقتی مردم از عقیده و مرامی واحد پیروی کنند و در روابط اجتماعی خود به اصول بلند اخلاقی پای بند باشند و عدالت در تمام مویرگ‌های حیات فردی و جمعی بشر جاری شود، بهانه‌ای برای ناامنی و ترس در هیچ بخشی از زندگی باقی نمی‌ماند. در جامعه‌ای که هر کسی به حقوق الهی و انسانی خود می‌رسد و با تجاوز و حق کُشی - گرچه در طبقات حاکمان و در کمترین مقدار آن باشد - برخورد قانونی می‌شود، امنیّت عمومی و اجتماعی شکل می‌گیرد.
امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود:
به دست ما [و در حکومت ما] روزگار سختی‌ها سپری می‌شود... چون قائم ما قیام کند، کینه‌ها از دل‌ها بیرون رود، حیوانات نیز با هم سازگاری کنند. [در آن روزگار، چنان محیط امنی ایجاد شود] که زن، با همه زیب و زیور خود، از عراق تا شام برود ... و چیزی او را نترساند. (23)
البتّه برای ما که در روزگار بی عدالتی‌ها و آزمندی‌ها و کینه توزی‌ها بسر می‌بریم، تصور چنان دورانِ سبزی، بسیار دشوار است؛ ولی چنانکه گفته شد، اگر به عوامل آن همه بدی و زشتی بنگریم و بیندیشیم که این عوامل در حاکمیت حکومت حق، ریشه کن خواهد شد، خواهیم دانست که وعده الهی در تحقق جامعه امن و آرام، حتمی است.
خداوند متعال در قرآن کریم فرموده است:
خدا به کسانی از شما که ایمان آورده‌اند ... وعده داده است که به یقین در روی زمین، ایشان را خلیفه [و حاکم] کند ... و پس از اینکه در ترس و نگرانی قرار داشتند، امنیّت و آرامش را به ایشان عطا فرماید ... (24)
امام صادق (علیه السلام) در معنای این آیه فرمود:
این آیه، درباره قائم و یارانش نازل شده است. (25)

9. گسترش دانش

در دوران حکومت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) اسرار علمی فراوان در علوم اسلامی و انسانی آشکار می‌شود و دانش بشری به گونه‌ای غیر قابل تصوّر توسعه می‌یابد.
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
علم و دانش، بیست و هفت حرف است و همه آنچه پیامبران آورده‌اند، تنها دو حرف آن است و مردم تاکنون جز با آن دو حرف آشنایی ندارند. هنگامی که قائم ما قیام کند، بیست و پنج حرف دیگر را بیرون آورده و در میان مردم گسترش دهد و آن دو حرف را نیز به آن‌ها ضمیمه ساخته و مجموع بیست و هفت حرف را منتشر می‌کند. (26)
بدیهی است که در این شرایط، رشد و توسعه علمی در همه زمینه‌ها برای انسان روی می‌دهد. در روایات متعدد، اشاراتی آمده است که نشان می‌دهد فاصله دانش صنعتی در آن زمان، با صنعت کنونی، بسیار زیاد خواهد بود؛ (27) همان گونه که صنعت کنونی با قرن‌های پیشین تفاوت چشمگیری دارد.
در اینجا به بعضی از روایات اشاره می‌کنیم:
امام صادق (علیه السلام) درباره چگونگی ارتباطات در حکومت امام مهدی فرمود:
در روزگار قائم (علیه السلام) مؤمن در مشرق زمین، برادرش را که در مغرب زمین است می‌بیند ... . (28)
نیز فرمود:
هنگامی که قائم ما قیام کند، خداوند، قدرت شنوایی و بینایی شیعیان ما را افزایش می‌دهد؛ به گونه‌ای که آن حضرت از فاصله یک برید [چهار فرسنگ] با شیعیان خود سخن می‌گوید و آنان سخن او را می‌شنوند و او را می‌بینند؛ در حالی که او در جایگاه خود قرار دارد. (29)
درباره میزان آگاهی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از احوال مردم به عنوان رئیس حکومت و مرکز تصمیم گیری و فرماندهی، در روایت آمده است:
اگر کسی در خانه خودش سخنی بگوید، بیم آن دارد که مبادا دیوارهای خانه‌اش گزارش دهند. (30)
با توجه به وسایل پیشرفته ارتباطی، درک این روایات آسان‌تر است؛ ولی معلوم نیست که آیا همین وسائل به صورت پیشرفته‌تر به کار گرفته می‌شود یا سیستم دیگری که پیچیدگی بیشتری دارد، جایگزین وسائل امروزی خواهد شد.

منابع بیشتر برای مطالعه و پژوهش

1. فصل نامه انتظار موعود، شماره 8 و 9 و 13.
2. سیمای آفتاب، حبیب اله طاهری.
3. عصر زندگی، محمد حکیمی.
4. تاریخ ما بعدالظهور، سید محمد صدر.
5. چشم‌اندازی به حکومت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نجم الدین طبسی.
6. منتخب الاثر، لطف ا... صافی گلپایگانی.

پی‌نوشت‌ها:

1. همان، ح 131، ص 362.
2. قرآن می‌فرماید: (ان الله یأمر بالعدل و الاحسان؛ به راستی که خداوند به عدالت و نیکوکاری فرمان می‌دهد) (سوره نحل، آیه 90).
3. بحارالانوار، ج 52، ح 71، ص 336.
4. کافی، ج 1، کتاب العقل و الجهل، ح 3، ص 11.
5. در دو بخش قبلی به تفصیل درباره عدالت دوران امام مهدی (علیه السلام) و کمال عقلی مردم در آن روزگار، سخن گفته شد.
6. اشاره به آیه‌ی «انما المؤمنون اخوة ...، همانا مؤمنان با یک دیگر برادرند ...» (سوره حجرات، آیه 10)
7. کمال الدین و تمام النعمة، ج 2، باب 55، ح 7، ص 548.
8. بحارالانوار، ج 52، ح 164، ص 372.
9. همان، ح 138، ص 364.
10. همان، ح 68، ص 335.
11. الغیبه طوسی، ح 149، ص 188.
12. سوره اعراف، آیه 96.
13. ر.ک: منتخب الاثر، فصل 7، باب 3، 4، ص 589-593.
14. بحارالانوار، ج 52، ح 212، ص 390.
15. همان، ج 51، ح 37، ص 84.
16. همان، ح 38، ص 92.
17. سوره توبه، آیه 33؛ سوره فتح، آیه 28؛ سوره صف، آیه 9.
18. سوره آل عمران، آیه 9.
19. این سخن، نه یک ادعا، بلکه یک واقعیت تاریخی است که مفسران بزرگ از شیعه و سنی از آن سخن گفته‌اند؛ مثل فخر رازی در التفسیر الکبیر، ج 16، ص 40؛ قرطبی در تفسیر قرطبی، ج 8، ص 121؛ طبرسی در مجمع البیان، ج 5، ص 35.
20. «و با آنان [مشرکان] بجنگید، تا اینکه [در زمین] فتنه و فسادی نماند و آیین همه، دین خدا شود.» (سوره انفال، آیه 39).
21. برای تأویل، معانی مختلفی گفته‌اند که یکی از آن‌ها معانی موجود در آیات است.
22. بحارالانوار، ج 51، ح 41، ص 55.
23. خصال، باب اربعمائه، ح 10، ص 685.
24. سوره نور، آیه 55.
25. الغیبة نعمانی، ح 35، ص 240.
26. بحارالانوار، ج 52، ح 73، ص 336.
27. البته ممکن است که روایات مذکور، به اعجاز هم اشاره داشته باشد.
28. بحارالانوار، ج 52، ح 213، ص 391.
29. همان، ح 72، ص 336.
30. همان، ح 212، ص 390.

منبع مقاله :
نگین آفرینش (1) (درسنامه دوره عمومی معارف مهدویت)، مؤلفان: محمدامین بالادستیان، محمدمهدی حائری پور و مهدی یوسفیان، ناشر: انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود، چاپ 64، اسفند 1393




طبقه بندی: اخرالزمان،

تاریخ : چهارشنبه 2 تیر 1395 | 08:37 ب.ظ | نویسنده : محمدرضا رضوی | نظرات
امام صادق علیه السلام در روایتی ضمن ترسیم وضعیت اسفناک جهان قبل از ظهور، چالش های اخلاقی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی دنیا را برمی شمارند. در پیشگویی غیبی ایشان به موارد شگفت آوری اشاره شده که بسیاری از آنها امروز محقق شده است. باور و پذیرش این واقعیت ها برای سخت است که قبول کنیم امروز ما در دنیایی زندگی می کنیم که آلودگی های روحی، دامان همه بشریت را فرا گرفته است، حفظ ایمان و دینداری، دشوارترین کار ممکن در حال حاضرشده! رذایل اخلاقی در حال ریشه دواندن در تمامی  شریان های جسمی و روحی ماست و ضد ارزش ها تبدیل به ارزش و عادی شده و وجهه اصلی دنیا گشته است. حلال و حرام با هم مخلوط شده و خوردن و پوشیدن و نوشیدن ها شبهه ناک شده است !

  وقتی نگاه می کنیم، می بینیم همه چیز آلوده است: سیاست آلوده، فرهنگ آلوده، زندگی آلوده، افکار آلوده، نیات آلوده، اهداف آلوده، مکاتب آلوده و کسی نیست که بتواند به راحتی از این مهلکه ها و گرداب ها رهایی یابد!

  چنین جامعه سیاه و آلوده ای، ناشی از کدام عمل و اقدام انسان هاست و چه عاملی آنها را به این ورطه خطرناک کشانده است؟ این غفلت و جاهلیت و ظلمانیت تا چه زمانی ادامه دارد و کی به پایان خواهد رسید؟ و مهم تر از همه راه رهایی از این وضعیت آشفته و آلوده چیست؟

  پاسخ این سوالات را می توان به روشنی در مکتب علمی امام صادق علیه السلام یافت؛ آنجا که مرحوم کلینی (ره) در کتاب روضه کافی (ص 552) روایتی را از آن حضرت (ع) نقل نموده و شیخ حر عاملی در کتاب وسایل الشیعه در باب امر به معروف و نهی از منکر از کافی نقل کرده است .

  امام صادق علیه السلام در بخش های نخست این روایت به یکی از یارانشان می فرمایند: «مراقب باش شیطان تو را نلغزاند و پریشان نکند...» آنگاه حضرت (ع) به ترسیم وضعیت اسفناک جهان قبل از ظهور می پردازند و چالش های اخلاقی و فرهنگی و اجتماعی و سیاسی دنیا را  بر می شمارند. در پیشگویی غیبی آن حضرت (ع) به موارد خطرناک و شگفت آوری اشاره شده که متاسفانه بسیاری از آنها در جامعه بشری امروز مصداق عجیبی یافته و زنگ خطر انقراض بشریت و معنویت را به صدا درآورده است؛

  آنجا که می فرمایند: «هر گاه دیدى که حق و اهل حق از میان رفتند و ناحق، همه جا را فرا گرفت؛ قرآن کهنه شمرده شد و در آن تحریفاتى به وجود آوردند؛ دین وارونه گشته همچون ظرف آب؛ اهل باطل بر حق چیره گشته ‏اند و شرّ و بدى آشکار است و از آن بر حذر نمى‏ دارند؛ بدکاران را معذور مى‏ شمارند و...

  امام صادق علیه السلام بعد از شمارش نزدیک به 120 چالش اساسی زندگی بشری در قبل از ظهور امام زمان (عج)، چند راهکار اساسی و بنیادین ارائه می دهند تا بتوان از این چالش ها و آسیب ها دوری جست و از آنها به سلامتی گذر کرد. در واقع این هشدارها و انذارها، صرفا یک پیشگویی غیبی و داستان سرایی از زندگی آخرالزمانی نیست بلکه ضمن تهدیدشناسی، راه و راهنما شناسی نیز است؛ یعنی ارائه راهکارهایی مهم برای برون رفت از این وضعیت هولناک و ویرانگر اخلاقی و فرهنگی! توجه به این راهکارها و دستور العمل ها تنها راه نجات در دورانی است که شر و پلیدی درآن  چیره شده و همه را گرفتار کرده است. طبق فرمایش آن حضرت (ع) وظایف و راهکارهای مومنان و منتظران در این دوران عبارت است از:

  1. جدی گرفتن خطر و دوری کردن از آن

یکی از معضلات اصلی ما در عصر حاضر، عادی جلوه دادن گناهان و ناراستی ها و آلوده شدن به آن بدون کوچکترین احساس خطر و توجه به آثار زیانبار دنیوی و اخروی آنهاست! هیچ وقت بشر به اندازه امروز غرق انواع معاصی و طبیعی جلوه دادن آنها به اسم مدرنیسم و پیشرفت و آزادی نبوده است! به همین جهت امام صادق علیه السلام به صراحت در دستورالعمل نخست خود می فرمایند: «فکن علی حذر»؛ «بر حذر باش»؛ یعنی در چنین وضعیت فساد ار و آلوده ای باید دامن خود را از این آلودگی ها دور کنی و از هر چیز شبهه ناک و حرام برحذر باشی. در واقع صف خود را از همه آلودگان و بدکاران جدا کنی و خطر را جدی بگیری که در صورت ورود به صف بداندیشان، عاقبتی جز نابودی و تباهی نخواهی داشت! به همین جهت منتظران قائم آل محمد (عج)، باید خود قیام کنندگان علیه فساد و انحراف و التقاط و آلودگی باشند و اگر دامن خود را از این ناراستی ها پاک نکنند، از جرگه منتظران واقعی خارج خواهند بود.

2. چنگ زدن به دعا برای نجات 

کلید مهم رهایی در عصر ظلمانی قبل از ظهور، دعای خالصانه و عاجزانه به درگاه خدای متعال و طلب نجات و گشایش در مسائل اخلاقی و دینی است. واقعیت این است که دست منتظران باید همیشه رو به درگاه خداوند متعال بوده و ضمن درخواست تعجیل در ظهور، نجات و رستگاری و عاقبت بخیری خود را از خداوند متعال بخواهند و در این امر اصرار و استغاثه کنند.

امام صادق علیه السلام راه دوم نجات را در همین پناهندگی به درگاه الهی و دعای فراوان می دانند: «و اطلب النجاه» ؛ «و از درگاه خداوند سبحان نجات بخواه». اگر کسی احساس خطر و خسران جدی کرد، چاره ای جز استمداد از بارگاه خداوندی و تمسک به دعا ندارد؛ چون راه پُرفراز و نشیب است و اسباب و وسایل انحراف و فساد زیاد و متنوع است!

* به قلم حجت الاسلام رحیم کارگر؛ عضو هیات علمی پژوهشکده مهدویت و آینده پژوهی و مسوول دبیرخانه مطالعات راهبردی مرکز تخصصی مهدویت




طبقه بندی: اخرالزمان،

تاریخ : چهارشنبه 2 تیر 1395 | 08:36 ب.ظ | نویسنده : محمدرضا رضوی | نظرات
محمد کریمیان برادر سعید کریمیان (مدیر شبکه جم) که مسئولیت سیاستگذاری پخش برنامه‌های 17 کانال این شبکه را بر عهده دارد، در این گفت‌وگو اعترافات مهمی درباره برنامه‌های شوم این شبکه ضد دینی برای اسلام‌زدائی از ایران و ترویج مسیحیت به زبان می‌آورد.

دانلود



طبقه بندی: اخرالزمان،

تاریخ : چهارشنبه 2 تیر 1395 | 08:35 ب.ظ | نویسنده : محمدرضا رضوی | نظرات

آیت‌الله روح‌الله قرهی مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج) حکیمیه تهران در تازه‌ترین جلسه اخلاق خود به موضوع «خطورات و مراقبه» پرداخت که مشروح آن در ادامه می‌آید:

*تقابل همیشگی جند الله و جند شیطان

آنچه که راجع به خواطر بیان کردیم، این بود که آنچه از ناحیه خداوند است، به الهامات الهی ختم می‌شود و آنچه که از ناحیه‌ی شیطان است، وسواس است. لذا چه عمل بد و چه عمل خوب، هر دو، از این خواطر شروع می‌شوند. یا خواطر انسان، ملکی و ربّانی است که به الهامات الهی و عمل کشیده می‌شود و یا خواطرش، نعوذبالله نفسانی و شیطانی است که از طریق وسوسه شیطان است و به عمل زشت و غیر انسانی کشیده می‌شود.

لذا یکی از نکات بسیار مهم، این است: انسان باید یاد و خواطرش، الهی شود و این یاد هم همان‌طور که بیان کردیم هم یاد لسانی است، هم یاد قلبی است، هم یاد روحی است و ... . تمام این مطالب را در آن روایت شریفه بیان کردیم که ذکر لسان، ذکر روح، ذکر قلب، ذکر عقل، ذکر معرفت و ذکر سرّ چیست.

امّا اینجا مهم است که آنچه که عامل برای این قضایا می‌شود، این است که انسان بداند که دائم درگیر است. نکته‌ی بسیار بسیار مهم، این است. اولیاء خدا در باب متخلّق شدن به اخلاق الهی، فرمودند: این تقابل جنود ابلیس و نفس دون، با جنود ملکی و الهی، دائمی است و از بین نمی‌رود، إلّا به یک مطلب که آن هم، تقواست.

آن‌ها که متّقی شدند، بیداری و مراقبه و مواظبتشان بیشتر است. طوری که خواب بر قلب و روح، برآن‌ها، حرام ابدی می‌شود. خواب جسمانی هست، امّا آن که خواب بر قلب و روحش، حرام شد، در عالم خواب جسمانی هم مراقب و مواظب است. لذا حتی خواب‌هایی هم که می‌بینند، خواب‌های آشفته و بی‌ربط نیست، چه برسد به اینکه نعوذبالله خواب‌های گناه ببینند. کار به جایی می‌رسد که حتی رؤیای آن‌ها هم رؤیای صادقه می‌شود. یعنی خواب‌هایی می‌بینند که در عالم امکان، محقّق می‌شود.

این‌ها همان‌هایی هستند که قلبشان، الهی شده که آن هم در بستر تقواست و دائم با شیطان، مقابله می‌کنند، حتّی اولیاء خدا بیان کردند و واقعاً هم درست می‌گویند و اتّفاقاً آن‌ها بهتر فهمیدند که این‌طور می‌گویند، می‌گویند: ما هیچ تضمینی نداریم که یک لحظه غفلت کنیم و به خواب فرو برویم و آن دشمن انسانیّت، ابلیس و نفس دون در درون، انسان را از بین نبرند.

لذا تقابل، همیشگی است. منتها در مقابل متّقین این است که این‌ها دست بالا دارند، جند این‌ها، جند پیروز است. خیلی جالب است که دائم هم این جند، بیدار است و به روز هم می‌شوند. مواظب هستند.

*رمز پیروزی در برابر دشمن به روایت آیت‌الله العظمی بهاءالدّینی

روزی برخی از آقایان فرمانده خدمت آیت‌الله العظمی بهاءالدّینی بودند و بنده هم توفیق داشتم که در آنجا محضر مبارکشان بودم، ایشان راجع به «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ ‏»، دو، سه نکته ناب بیان ‌فرمودند. یکی از آن مطالب در مورد میزان ایستادگی در برابر دشمن بیرونی، ابلیس بود. البته من بارها بیان کردم حتّی اینکه قرآن کریم و مجید الهی بیان فرموده: «من الجنّة و النّاس»، یعنی سپاه وسواس الخنّاس، بیشتر از ناس است و قرآن هم فرمود: «بعضکم لبعض عدوّ»، نفرمود: دشمن شما، فلان درنده است، حتّی نفرمود: دشمن شما، جنّیان هستند، بلکه فرمود: «بعضکم لبعض عدوّ». در قرآن کریم و مجید الهی بگردید و بحث دشمن را ببینید. به غیر از ابلیس که فرمود: «إن الشیطان لکم عدوّ مبین»، دیگر راجع به موجودات دیگر حتّی جنّیان هم نداریم که بیان شده باشد که این‌ها دشمن شما هستند. بلکه فرمود: خودتان با هم دشمن می‌شوید. لذا اکثر سپاه شیطان، انسان‌ها هستند.

آیت‌الله العظمی بهاءالدّینی فرمودند: کسی در مقابل دشمن بیرونی که شیطان و سپاهش هستند، پیروز است که اوّل بر دشمن درون پیروز شده باشد.

بعد فرمودند: این «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ»، اوّل باید درون، قوّتش زیاد شود، تا برون، جلوه بدهد. بعد فرمودند: آن موقعی که شما غرور نداشتید و بر دشمن درون خودتان، پیروز شدید و قوی شدید، بر دشمن بیرونی که تا بن دندان، مسلّح است (به خصوص آن زمان که ما اصلاً سلاحی نداشتیم) پیروزید. امّا اگر غرور شما را فراگرفت، آن‌ها پیروز می‌شوند.

*تلاش‌های شیطان در آخرین لحظات عمر اولیاء خدا

تقابل جنود شیطان و جنود خداوند همیشگی است و این یک نکته مهم است. هیچ موقع هم از بین نمی‌رود. یعنی این‌طور نیست که بگوییم: حالا دیگر تمام شد.

ابوالعرفا، آیت‌الله العظمی ادیب می‌فرمودند: در نجف، یکی از بزرگان فرموده بود: موقعی که من دارم به احتضار در می‌آیم، من را خبر کنند. آمدند درب منزل من را زدند، من بالای سر ایشان رفتم. آن مرد الهی، آیت‌الله آقا شیخ مرتضی طالقانی بود. ایشان فرمودند: به من بگو. من هم با اینکه می‌دانستم آن مرد بزرگوار، خودشان همه را می‌دانند، امّا هر چه دعا و تلقین و ... می‌دانستم، برای ایشان می‌گفتم. گاهی می‌دیدم یک مقدار چشم‌هایشان را سخت فشار می‌دهند و بعد دو مرتبه باز می‌کنند. شهادتین گفتند، پاهایشان را جمع کردند، سلامی به أبی‌عبدالله(ع) گفتند و جان دادند.

شیون و فغان اطرافیان بلند شد. آقازاده‌ ایشان - که بعدها خودشان از علمای عالم شدند و شاگرد خود آقا هم بودند - به من گفتند: آقا! چه بود که پدرم گاهی چشم‌هایشان را سخت می‌فشردند و بعد باز می‌کردند؟

گفتم: دیدی وقتی ایشان جان داد، من گفتم: هنیئاً لک؟

گفت: بله آقا، شنیدم.

گفتم: تصور کردید برای چه گفتم؟

گفت: نظرم این است که وقتی ایشان پاهایشان را جمع کردند و به أبی‌عبدالله سلام دادند، یعنی حضرت به بالین ایشان آمدند.

گفتم: خیر، برای این نگفتم، من برای قبل از آن گفتم که اگر آن کار را نمی‌کرد، آقا نمی‌آمد.

پرسید: مگر قبلش چه اتّفاقی افتاده بود؟

گفتم: در همین لحظه‌ای که من دعاها را بیان می‌کردم و ایشان بر زبان جاری می‌کرد، شیطان آمده بود (برای ایشان، خود شیطان آمده بود، نه جنودش؛ چون ایشان روح قوی‌ای داشت. برای بعضی‌ها بچه شیطان‌ها می‌آیند، هر کسی، شیطان و مأموری دارد) و می‌خواست ایمان ایشان را بگیرد. اما ایشان خشمی به او می‌کرد و چشم‌هایش را سفت می‌فشرد که او هم وحشت می‌کرد و می‌رفت. از درون هم نکاتی برایش پیش می‌آمد، از جمله اینکه الآن داری می‌میری، هیچ چیزی نداری و حتی برای دفن و کفنت هم هیچ چیزی نیست. ایشان در درون می‌گفت: الحمدلله ربّ العالمین.

ابوالعرفا، آیت‌الله العظمی ادیب می‌فرمودند: این تقابل است که تا لحظه‌ مرگ هم می‌آید، تقابل جنود ابلیس، با جند الله. فقط یک خصوصیّت دارد و آن، اینکه آن‌ها که اهل تقوا هستند، غلبه پیدا می‌کنند و آن‌ها که اهل تقوا نیستند، به زانو درمی‌آیند. برخی مواقع حتی همین قبل از مرگ هم به زانو درمی‌آیند، چون همه چیز را یله و رها کردند و به دست شیطان سپردند. لذا این تقابل، تقابل همیشگی است.

*تأثیر گرفتن انسان از فرشته و شیطان!

ملّا محسن فیض کاشانی و ملّای نراقی نکته‌ای دارند که با هم مشترک است و آن، این است که می‌گویند: وقتی وساوس از سر شیطان نهانی هست و الهام، عمل فرشتگان بزرگوار برای انسان هست، باید بدانیم ما در آغاز فطرت خودمان، به طور مساوی از فرشته و شیطان تأثیر می‌گیریم. چون فطرت انسان، این است.

شاید یک دلیلی که می‌گویند از کودکی و نوجوانی باید خود را به دست خطورات ملکی و ربانی بسپاریم، همین است. چون اگر این مطلب از جوانی گذشت، دیگر انسان گرفتار می‌شود. اگر انسان به دست خطورات نفسانی و شیطانی افتاد، بعد از چهل سال به بالا، دیگر شیطان بر پیشانی او بوسه می‌زند و دیگر رهایش می‌کند (این مطلب را در روایات داریم و چون بحثم نیست، گذرا رد می‌شوم). یعنی چه رها می‌کند؟ آیا او رها می‌کند و می‌گوید: به سمت خوبی‌ها برو؟! خیر، می‌گوید: تو دیگر جزء جند من شدی. لذا چنین کسی دیگر هیچ زحمتی برای شیطان و جنودش ندارد، بلکه نعوذبالله خود او، عضوی از اعضای جند الشیطان می‌شود.

لذا به قول ملّا محسن فیض کاشانی و ملّای نراقی وقتی هر دو خطورات ملکی و ربّانی، و نفسانی و شیطانی، از همان ابتدا وجود دارند، نکته‌ خیلی زیبا این است که معلوم می‌شود از همان روز نخست، نیاز به مبارزه و ملازمت با پارسایان عالم و اهل تقواست. دلیلش چیست؟

چون عالم، عالم اثر و مؤثّر است. بارها بیان کردم که یکی، دو ساعت در ماشینی بنشینی که آن کسی که در کنار تو نشسته، سیگار بکشد، وقتی به منزل می‌روی، لباست بوی سیگار می‌دهد، می‌گویند: سیگار کشیدی؟ می‌گویی: من که اهل سیگار نیستم. این کمال همنشین در من، اثر کرد، عالم، عالم اثر و مؤثّر است. خوبان عالم هم همین‌طور هستند و اثر می‌گذارند.

لذا ملّای نراقی می‌فرمایند: آنجا که هم فطرت الهی وجود دارد و هم شیطان می‌آید و انسان به طور مساوی، هم از ملک و فرشته دارد بهره می‌برد و هم شیطان به او هجمه می‌آورد؛ راهش این است که شما به سمت مطالب الهی بروی و خودت را در آن وادی قرار بدهی و با اهل تقوا ملازمت داشته باشی.

اهل تقوا، کسانی هستند که همیشه در مبارزه با نفس قرار دارند و می‌دانند این مبارزه، دائمی است. آن‌ها خودشان را جدّی هیچ نمی‌دانند، نه اینکه شکسته نفسی کنند، چون می‌دانند که جریان، جریان مبارزه‌ی دائم و تقابل دائم با ابلیس ملعون و جنودش و نفس امّاره در درون، الی اللقاء است، یعنی تا آن زمانی که می‌خواهد لقاء الله صورت بگیرد و یا به تعبیری تا قبض روح.

لذا آقا شیخ مرتضی طالقانی در آن لحظات آخر آن اتّفاقاتی که بیان کردیم، برایشان رخ می‌دهد و از چشم بر هم فشردنشان مشخّص می‌شود که بر ابلیس خشم می‌کردند، بعد پای خود را جمع کرده و سلام به ارباب می‌دهند و بعد جان می‌دهند. ابوالعرفا هم فرمودند: اگر آن کار را نمی‌کرد، حضرت بالای سر او نمی‌آمدند و این هنیئاً لک که به او گفتم، به خاطر آن قضیّه بود، نه حضور حضرت که اگر آن نبود، حضرت نمی‌آمدند.

وقتی برای اولیائش دست‌بردار نیست، معلوم است مگر برای ما دست‌بردار است؟! بله، یک موقعی دست برمی‌دارد که بداند ما نعوذبالله دیگر عضو جند او شده‌ایم. ما دیگر نعوذبالله خودمان یک شیطونک شده‌ایم!

*انسان؛ معلّم ملائکه یا بچه شیطان‌ها؟!

اولیاء خدا از جمله ابوالعرفا، بارها فرمودند: هم اهل تقوا اگر در تقوا رشد کردند، این‌قدر بالا می‌روند که ملک باید به دنبال آن‌ها برود و خادم او شود تا چیزی یاد بگیرد، همان‌طور که پیامبر عظیم‌الشّأن فرمودند: «إنّ الملائکة خدام المؤمنین» و اگر هم نعوذبالله به بدی‌ها و پلشتی‌ها بیافتد و جزء سپاه شیطان بشود، دیگر بدتر از آن‌ها می‌شود، نقشه‌ها می‌کشد که اصلاً آن سپاه شیطان که از اجنّه و فرزندان شیطان هستند، تعجّب کرده و به پدرشان، شیطان بزرگ مراجعه می‌کنند و می‌گویند: این دیگر چه کسی است؟! این چه اعجوبه‌ای است؟!

پس انسان، این است. اگر خوب شد، در خوبی‌ها این‌قدر رشد می‌کند که ملائکه الهی، باید بیایند و در مقابلش زانو زده و خادم او شوند. اگر هم نعوذبالله بد شد، دیگر سپاه شیطان باید بیایند و از او یاد بگیرند.

*انسان در تفکر همیشگی است، یا الهی و یا شیطانی

لذا باید بدانیم که این تقابل، دائمی است و همه‌ی عمل انسان‌ها هم از این تقابل دائمی فکر به وجود می‌آید. همه هم مشغول به فکر هستند.

آقا فرمودند: می‌دانید چرا وارد شده که وقتی انسان به بیت الخلاء می‌رود، دعا بخواند و یا حتّی دارد که روی سرش چیزی بیاندازد تا بخارات در آنجا که برای تخلیه‌ی مواد زائد بدن می‌رود، بر مغز او اثر نکند؟ آن طیّبی که خوردیم، «اللّهمّ أطعمنی طیّباً فی عافیة»، حالا خبیث بیرون می‌آید، «و أخرجه منّی خبیثاً فی عافیة» و این، دعاست که وقتی انسان می‌بیند که خبیث بیرون می‌آید، این دعا را می‌خواند.

فرمودند: برای اینکه وقتی انسان به آنجا می‌رود، به فکر فرو می‌رود و برای اینکه نکند در آن لحظه، فکر به خطا برود، دعا می‌خوانیم. لذا چون این قضیّه، عقل را زایل و ناقص می‌کند و از بین می‌برد، بیان شده که در زمان دفع فضولات از انسان هم دعا بخوانیم. انسان دائم در تفکّر است و اتّفاقاً آنجا بیشتر تفکّر می‌کند. دیدید بعضی‌ها به آنجا دارالفکر و ... می‌گویند! لذا برای اینکه فکر خطا نیاید، باید به دعا مشغول شویم.

انسان دائم در تفکّرات و همان خطورات به سر می‌برد، حالا یا در تفکّر الهی است و یا شیطانی. یکی از بازاری‌های قم خیلی به علّامه طباطبایی، ارادت داشت، مؤمن و متدیّن بود و مال حلال داشت. باغچه کوچکی در روستایی به او ارث رسیده بود، یک مواقعی می‌آمد و آقا را به آنجا می‌برد. می‌گفت: وقتی آقا می‌آمد، می‌نشست و همین‌طور به درخت‌ها نگاه می‌کرد و تفکّر می‌کرد.

همین است دیگر، برخی می‌روند دریا، کوه، جنگل و ... را می‌بینند، تفکر می‌کنند و می‌گویند: خلق الخلائق بقدرته و قدرت و عظمت خلقت خالق متعال را می‌بینند و به ذکر خدا مشغول می‌شوند؛ برخی هم نعوذبالله کنار دریا و در جنگل و ... که می‌روند، به گناه می‌افتند. اصلاً عجیب است، یک‌باره خوی حیوانی در آن‌ها بالا می‌زند و حیوان می‌شوند. تا می‌روند، باید ترانه و موسیقی و رقص و ... باشد. ولی برخی می‌روند قدرت خدا را می‌بینند و دائم به ذکر و یاد خدا مشغول هستند.

پس هر دو فکر هست، تفکر این‌ها، تفکر الهی است و تفکر آن‌ها، تفکر شیطانی است و این تقابل هم دائمی است. آن‌هایی که یک مقدار اهل تدیّن هستند، خودشان بارها گفته‌اند: وقتی وسوسه شیطان برای انجام کاری به ذهنشان می‌آید، یک نیرویی هم در درونشان می‌گوید: این کار زشت است، این، همان تقابل است. منتها اگر در تقوا بودیم، این تفکر الهی، این خواطر ملکی و ربانی، غالب می‌شود و اگر نعوذبالله در تقوا نبودیم، تفکرات شیطانی غالب می‌شود. پس این تقابل، دائمی است و باید در این دقّت کنیم.


ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

طبقه بندی: مصومین(ع)،

تاریخ : چهارشنبه 2 تیر 1395 | 08:33 ب.ظ | نویسنده : محمدرضا رضوی | نظرات

نشست سالانه بیلدربرگ امسال در فاصله روزهای نهم تا دوازدهم ژوئن (20 تا 23 خرداد) در شهر درسدن آلمان برگزار شد.

در این نشست طیفی از مسایل جهانی رایزنی می‌شود. از انتخاب رئیس‌جمهور بعدی آمریکا تا پرداختن به چالش‌های جهانی از جمله بحران مهاجران از جمله مسایلی هستند که در کنفرانس امسال به آنها پرداخته شد.

همه ساله در این کنفرانس حدود 150 تن از سران جهانی شرکت می‌کنند. این کنفرانس در سال 1954 برنامه‌ریزی شد تا به این وسیله روابط میان آمریکا و اروپا تقویت شود. هر چند که نظریه‌پردازان بر این باورند که در این نشست محرمانه، تصمیم‌هایی درباره کنترل جهان گرفته می‌شود. برخی حتی پا را فراتر گذاشته و معتقدند که گروه بیلدربرگ سرپوشی برای اشرافی‌گری است.

گفته می‌شود که چین، روسیه، یونان،بحران اوکراین و تروریسم از دیگر مسایلی بودند که در کنفرانس امسال به آنها پرداخته شد. صدها تن از مخالفان این نشست با برگزاری تجمعی، شرکت‌کنندگان در نشست بیلدربرگ را به فساد متهم کردند و این گروه را با مافیا مقایسه کردند.

از جمله افرادی که در کنفرانس امسال شرکت کردند می‌توان به «فلیپ بریدلاو» فرمانده پیشین نیروهای آمریکایی در اروپا، «ویلیام برنز» رئیس بنیاد کارنگی، «هنری کیسینجر» رئیس انجمن کیسینجر و از بزرگترین نظریه‌پردازان دیپلماسی، «دیوید پترائوس» رئیس پیشین سازمان سیا، «ولفگانگ شویبله» وزیر دارایی آلمان، «محمت سیمسک» معاون نخست‌وزیر ترکیه،«یان کراین» رئیس دویچه بانک، «لوران فابیوس» وزیر خارجه پیشین فرانسه و «کریسیتین لاگارد» رئیس صندوق بین‌المللی پول اشاره کرد.

نشست بیلدربرگ نخستین بار در سال 1954 در هتل بیلدربرگ واقع در اوستربریک هلند برگزار شد.در این نشست هیچ بیانیه‌ای صادر نمی شود و از مذاکراتی که صورت می‌گیرد هم معمولا اطلاعات چندانی منتشر نمی‌شود با این حال شمار زیادی از مقامات سیاسی، اقتصادی و مالی در این کنفرانس شرکت می‌کنند.




طبقه بندی: اخرالزمان،

تاریخ : چهارشنبه 2 تیر 1395 | 08:30 ب.ظ | نویسنده : محمدرضا رضوی | نظرات
تعداد کل صفحات : 213 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • تک باکس