تبلیغات
بسم الله الرحمن الرحیم
                                         کاربر گرامی از صفحات بعد نیز دیدن فرمائید
 
                                                                               با تشکر

                                  (لعنت بر کابالا،لعنت خدا بر صهیونیست)

                            (درود خدا بر منجی بشریت اباصالح المهدی) 



تاریخ : جمعه 8 آذر 1392 | 03:23 ب.ظ | نویسنده : محمدرضا رضوی | نظرات
مكارم الأخلاق- به نقل از ابو بصیر، از امام جعفر صادق علیه‏‌السلام: 
فراوانى عطسه، شخص را از پنج چیز، ایمن مى‏‌سازد:

نخستین آنها جذام است
دوم، بادهاى بدخیمى كه در سر و صورت، جاى مى‏‌گیرد 
سوم آن كه مایه ایمنى از جاى گرفتن آب در چشم مى‏‌شود
چهارم آن كه از سختى حفره‏‌هاى بینى، مصونیت مى‏‌دهد
و پنجم آن كه از بیرون آمدن مو از چشم، ایمنى مى‏‌دهد.

فرمود: "اگر دوست داشتى كه عطسه‌‏ات كم شود، با روغن مرزنجوش، انفیه كن".
پرسیدم: چه مقدار؟
فرمود: "به اندازه یك دانگ* ".
راوى گوید: این كار را پنج روز انجام دادم و (عارضه‏‌ام) از میان رفت.


متن حدیث: 

مكارم الأخلاق عن أبی بصیر عن الإمام الصادق علیه‏‌السلام:

كَثرَةُ العُطاسِ یَأمَنُ صاحِبهُ مِن خَمسَةِ أشیاءَ:
أوَّلُها: الجُذامُ.
وَالثّانِی: الرّیحُ الخَبیثَةُ الَّتی تَنزِلُ فِی الرَّأسِ وَالوَجهِ.
وَالثّالِثُ: یَأمَنُ نُزولَ الماءِ فِی العَین.
وَالرّابِعُ: یَأمَن مِن شِدَّةِ الخَیاشیمِ.
وَالخامِسُ: یَأمَنُ مِن خُروجِ الشَّعرِ فِی العَینِ.
قالَ: و إن أحبَبتَ أن یَقِلَّ عُطاسُك فَاستَعِط بِدُهنِ المَرزَنجوشِ.
قُلتُ: مِقدارُ كَم؟
قالَ: مِقدارُ دانِقٍ.
قالَ: فَفَعَلتُ ذلِكَ خَمسَةَ أیّامٍ فَذَهَبَ عَنّی.




«مكارم الأخلاق،2،ص165- بحارالأنوار،76،ص52- دانش نامه احادیث پزشكی:1/288»



*دانگ یا دانق، واحد اندازه‏ گیرى وزن، پول و حجم بوده و غالبا وقتى به عنوان واحد وزن به كار میرود، معادل نصف مثقال است.



طبقه بندی: مصومین(ع)،

تاریخ : جمعه 2 مهر 1395 | 02:10 ق.ظ | نویسنده : محمدرضا رضوی | نظرات
شبکه‌های ماهواره‌ای می‌خواهند محبت به حیوانات را جایگزین محبت به فرزندان و والدین کنند.
00:00
06:48




طبقه بندی: اخرالزمان،

تاریخ : جمعه 2 مهر 1395 | 02:08 ق.ظ | نویسنده : محمدرضا رضوی | نظرات

در ابتدای این یادداشت با اشاره به اینکه حتی بعد از حصول توافق هسته‌ای ایران با شش قدرت جهانی از جمله ایالات متحده (برجام)، بازهم آمریکا را «شیطان بزرگ» می‌خوانند، آمده است اما آمریکا به برجام با چشم توافقی برای همزیستی مسالمت‌آمیز می‌نگرد.

این روزنامه با اهانت به کتاب آسمانی مسلمانان و دین مبین اسلام، به تحقیقات «الداد پاردو» استاد دانشگاه و عضو یک اندیشکده صهیونیست اشاره کرد که طی 11 سال گذشته کتاب‌های درسی ایران را بررسی کرده و می‌گوید جمهوری اسلامی در این کتاب‌ها، شهادت طلبی و فدا کردن جان را به کودکان و نوجوانان آموزش می‌دهد.

اسرائیل هیوم به نقل از پاردو می‌نویسد: «شهادت کودکان در کتاب ششم دبستان با داستان رهبر کوچک [شهید حسین فهمیده] محترم شمرده می‌شود. شهادت دختران نیز بتازگی با کتاب آمادگی دفاعی پایه دهم، در برنامه درسی قرار گرفته است».

وی ادامه می‌دهد: «در برنامه تحصیلی ایران، نیاز به جهاد، شهادت کودکان و فداکاری‌های غیرقابل اجتناب شدیدا و بوضوح به مغزهای جوانان القا می‌شود. آنها می‌دانند یک جنگ جهادی به شهادت احتمالی نیاز دارد. آموزش شهادت به کودکان از پایه اول شروع و تا پایه دوازدهم ادامه می‌یابد».

نویسنده این یادداشت با اشاره به توئیت «محمد جواد ظریف» وزیر خارجه ایران که گفته بود «ما با غرب و مخصوصا آمریکا، مشکلات بنیادین داریم»، اجرای برجام از طرف آمریکا را به حذف مفاهیم ارزشی از کتب درسی در ایران مشروط دانست و ادعا کرد: «ارتباط برنامه درسی روحانیون ایران و استراتژی برتری جویانه جهانی آنها، کنگره آمریکا را بر آن داشته تا جلسات استماع متعددی را حول شرایط پایبند بودن (آمریکا) به توافق هسته‌ای تا زمانی که ایران کتاب‌های درسی ضدآمریکایی خود را تغییر نداده، برگزار کند».

اسرائیل هیوم با ادعای اینکه ایران بعد از توافق هسته‌ای اقدامات تحریک‌آمیز زیادی از جمله بازداشت ملوانان آمریکایی، شرکت در جنگ سوریه و یمن و همچنین آزمایش موشک‌های بالستیک انجام داده، خواستار تغییر محتوای کتاب‌های درسی ایران و حذف باورهای مقدس اسلامی از جمله شهادت و ایثارگری شد و از این مفاهیم به مفاهیم تروریستی و عملیات انتحاری یاد کرد.

این روزنامه تاکید کرد: «یک توافق (هسته‌ای) سازنده با روحانیون (ایران) نیازمند تغییر اساسی کتاب‌های درسی مدارس و (همچنین تغییر) رویکردها و تاکتیک‌هاست. توافقی بدون چنین تغییراتی می‌تواند شمارش معکوس برای آغاز اولین جنگ اتمی را شروع کند.»




طبقه بندی: خبری،

تاریخ : جمعه 2 مهر 1395 | 02:00 ق.ظ | نویسنده : محمدرضا رضوی | نظرات
منابع رسانه ای نزدیک به ارتش لبنان از اعترافات خطرناک امیر تازه دستگیر شده گروه تروریستی تکفیری داعش در لبنان خبر داده اند.

اعترافات خطرناک امیر دستگیر شده داعش در لبنان+عکس

بنابر این گزارش، عماد یاسین امیر داعش در لبنان ظهر امروز در جریان عملیات نیروهای امنیتی این کشور در اردوگاه آوارگان فلسطینی عین الحلوه شناسایی و دستگیر شده است. وی در اعترافات خطرناکی که بخش هایی از آن توسط شبکه تلویزیونی "او تی وی" این کشور منتشر شده از قصد این گروه برای حداقل 3 انفجار در بیروت، النبطیه (جنوب لبنان) و یکی از کلیساهای مسیحیان و همچنین ترور چند تن از شخصیت های سیاسی و نظامی لبنان خبر داده است. سازمان اطلاعات و امنیت ارتش لبنان عماد یاسین را پس از ماه ها تعقیب و مراقبت در حین خروج از اردوگاه عین الحلوه دستگیر کرده اند. همزمان با آغاز بحران در سوریه، اردوگاه های آوارگان فلسطینی در لبنان نیز به عرصه تاخت و تاز گروه های تروریستی تکفیری مانند القاعده و داعش تبدیل شده است. دولت لبنان با هدف احترام به آوارگان فلسطینی اداره این اردوگاه ها را به خود انها واگذار کرده امری که موجب گسترش بی قانونی و صدور ناامنی ها به شهرهای نزدیک به این اردوگاه ها منجر شده است.

اعترافات خطرناک امیر دستگیر شده داعش در لبنان+عکس

امیر داعش در لبنان کیست؟ اسم وی عماد یاسین یاسین متولد 1969 میلادی در اردوگاه آوارگان فلسطینی المیة و میة در شهر صیدا است. وی در میان جریانات تکفیری به نام های ابو هشام وابو بكر و اخیرا عماد عقل نیز شناخته می شود. وی دوره کودکی و نوجوانی و جوانی خود را در محله الطواری واقع در اردوگاه آوارگان فلسطینی عین الحلوه گذراند. وی در جوانی عضو گروه تروریستی تکفیری "عصبة الأنصار الاسلامیة" وابسته به القاعده شده که در اردوگاه های فلسطینی نشین فعال بوده است. در سال گروهی تحت عنوان جندالشام را تشکل داد که در جریان اختلافات داخلی هدف ترور قرار گرفته و از نایه سینه، دست و پابشدت مجروح و تا ماه ها دور از انظار بسر می برد. آخرین سمت وی مسئول و امیر داعش در لبنان بوده است.



طبقه بندی: خبری،

تاریخ : جمعه 2 مهر 1395 | 01:58 ق.ظ | نویسنده : محمدرضا رضوی | نظرات

 «باراک اوباما»، رئیس جمهور آمریکا شب گذشته برای آخرین بار در این سمت در مجمع عمومی سازمان ملل متحد سخنرانی کرد. همانگونه که پیش بینی شده بود، روسیه، سوریه، ایران و بالطبع اسرائیل موضوعاتی بودند که بخش اصلی سخنرانی اوباما را به خود اختصاص داده بودند.
 
آنچه در این بین بیش از همه نگاه ها را به خود جلب کرد، انتقاد رئیس جمهور آمریکا از رژیم صهیونیستی بود که بسیاری از رسانه ها آن را بی سابقه خوانده و انتقاد شدیدی را داخل سرزمین های اشغالی به همراه داشت. وی در این خصوص گفته بود: «اسرائیل باید درک کند که نمی تواند برای همیشه اراضی فلسطینی را اشغال و در آن سکونت کند».      
 
گفتار تا عمل اوباما
در این تردید نداریم، اظهارات اخیر اوباما درباره اسرائیل به ویژه بکار بردن واژه «اشغال» برای سرزمین فلسطین بی سابقه است، اما باید یادآور شد، همین اوباما هفته گذشته (14 سپتامبر) در یک قرارداد بی ‌سابقه با اسرائیل، تعهد داد که طی ده سال آینده ۳۸ میلیارد دلار به این رژیم کمک نظامی کند. قراردادی که محافل سیاسی جهان آن را مهم‌ترین تعهد نظامی دو جانبه آمریکا در تاریخ این کشور توصیف کردند.
 
پیش از آن نیز کابینه رژیم صهیونیستی از افزایش بی ‌سابقه های کمک نظامی آمریکا به این رژیم خبر داده و رسانه‌ های صهیونیستی از کمک سالیانه پنج میلیارد دلاری آمریکا به اسرائیل خبر داده‌ بودند.
 
جالب آن است که طی 2 دوره ریاست جمهوری اوباما این کمک ها درحالی صورت می گیرد و این تعهدات درحالی داده می شوند که واشینگتن و تل‌آویو درباره برخی موضوعات و قضایای بین المللی از جمله برجام و قضیه فلسطینی با یکدیگر اختلاف نظر دارند. 
 
بنابراین بین گفتار تا عمل اوباما تفاوت از زمین تا آسمان است و چنین اظهاراتی باری در عمل برای فلسطینیان و جهان اسلام دربرنخواهد داشت. بنابراین باید به رسانه و مطبوعات اسرائیلی که در برابر آن موضع گرفته و به انتقاد از این سخنان پرداختند، باید به آنها گفت که «آسوده خاطر باشید، تفاوت از گرفتار تا عمل اوباما، تفاوت از زمین تا آسمان است».
 
آقای اوباما کدام را باور کنیم: انتقاد بالقوه از اسرائیل یا کمک بالفعل به این رژیم 
 
این اظهارات چندان هم بی سابقه نیست
رسانه ها اگرچه این اظهارات ضد صهیونیستی اوباما را بی سابقه توصیف کردند که طی 8 سال ریاست جمهوری اوباما وی بارها از اسرائیل انتقاد کرده بود.
 
- 15 مارس 2010 میلادی بی بی سی فارسی در خبری می نویسد که آیپک درباره انتقاد علنی دولت اوباما از اسرائیل به اوباما هشدار می دهد و در توضیح خبر می افزاید: کمیته روابط عمومی آمریکا و اسرائیل، موسوم به آیپک محکومیت علنی تصمیم دولت نتانیاهو به ساخت ۱۶۰۰ واحد مسکونی در بیت المقدس شرقی از سوی دولت اوباما را موجب «نگرانی جدی» دانسته است.  
 
- 9 نوامبر 2010 میلادی در سفر به اندونزی در کنفرانس خبری مشترک با رئیس جمهوری اندونزی صحبت می کرد، از شهرک سازی های اسرائیل انتقاد کرده و تصریح می کند: اقدام اسرائیل در ادامه شهرک سازی ها اندک کمکی به صلح نخواهد کرد.
 
- 23 مه 2015 اوباما در مصاحبه با جفری گلدبرگ، مدیرمسوول نشریه آمریکایی آتلانتیک درباره اسرائیل به این نکات اشاره می کند: نتانیاهو با منشور استقلال اسرائیل در تضاد است، شهرک‌سازی‌ها را قبول نداریم، قوانینی که حقوق شهروندان عرب اسرائیل را تضعیف می‌کند، مورد مخالفت آمریکا است، باید برای حق مردم دیگر نیز احترام قائل شد...و باید نگران سرنوشت کودکان فلسطینی بود.
 
- 31 دسامبر 2015 بن کارسون، نامزد جمهوری ‌خواه ریاست جمهور آمریکا، از شیوه برخورد باراک اوباما، رئیس جمهور این کشور با اسرائیل انتقاد کرده و می ‌گوید: اوباما با اسرائیل مانند «دشمن واقعی خود» رفتار می‌ کند.
 
- 19 آوریل 2016 «جو بایدن»، معاون رئیس جمهور آمریکا در سخنرانی در نشست گروه یهودی راست ‌گرای «جی استریت» از بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی انتقاد کرده و می گوید که وی به روند سازش یا به گفته او «روند صلح» آسیب می‌زند.
 
مشابه چنین انتقادات و محکومیت هایی طی 8 سال ریاست جمهوری اوباما بی شمارند، اما نتیجه چه شد؟ آیا از تجاوزات رژیم صهیونیستی یا دست اندازی ها یا جنایات آن کاسته شد؟
اوباما در مصاحبه با نشریه آمریکایی آتلانتیک اگرچه از اسرائیل انتقاد و سیاست هایش در قبال فلسطینی ها را محکوم می کند، اما این نکته را گوشزد می کند که این اختلاف‌ها به مفهوم کم شدن حمایت آمریکا از اسرائیل نیست.
 
بنابراین بکار بردن واژه «اشغال» برای اسرائیل در اراضی فلسطینی اگرچه بی سابقه است، اما نباید پیامد یا پیامدهایی عملی برای آن در نظر گرفت.
 
آقای اوباما کدام را باور کنیم: انتقاد بالقوه از اسرائیل یا کمک بالفعل به این رژیم 
 
نوش دارو بعد از مرگ سهراب
این اظهارات اوباما بیش از هرچیز یادآور ضرب المثل معروف «نوشدارو بعد از مرگ سهراب» است. اوباما زمانی اسرائیل را اشغالگر خوانده که حتی اگر هم این پیش فرض محال را پذیرفت که درصدد برداشتن گامی مثبت برای قضیه فلسطینی و فلسطینیان است، دیگر زمانی به پایان دوره ریاست جمهوری اش باقی نمانده و با اتمام این دوره اظهارات ضد اسرائیلی وی هیچ بار حقوقی یا سیاسی در عرصه منطقه و بین الملل نخواهد داشت.
 
اختلاف شخصی 
واقعیت امر این است که طی 2 دوره ریاست جمهوری باراک اوباما در آمریکا، اختلاف نظر و تنش مهمترین شاخص حاکم بر رابطه اوباما و بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی بود و بین آنها اختلافات بسیاری برسر قضایا و مسائل منطقه ای و بین المللی از جمله قضیه فلسطینی و ایران به چشم می خورد.
 
به همین دلیل اظهارات اخیر اوباما در انتقاد از اسرائیل را باید در همان چارچوب اختلاف نظر شخصی بین رئیس جمهوری آمریکا و نتانیاهو و نه ساختار و ماهیت رژیم صهیونیستی ارزیابی کرد.
 
علاوه بر اینکه اوباما و نتانیاهو همواره اختلافات خود را در حد و حدود و سطحی حفظ کرده اند که به اصول سیاست خارجی دو طرف و مناسبات واشنگتن – تل آویو لطمه نزند.
بنابراین حمایت ها و کمک های آمریکا به رژیم صهیونیستی نه تنها به شکل سابق که در سطحی بالاتر و به شکلی گسترده تر ادامه یافته است.
 
آقای اوباما کدام را باور کنیم: انتقاد بالقوه از اسرائیل یا کمک بالفعل به این رژیم 
 
 دیدار امروز اوباما – نتانیاهو
بنابر اعلام خبرگزاری ها قرار است، امروز (چهارشنبه) نتانیاهو در حاشیه نشست‌ های مجمع عمومی سازمان ملل درباره پرونده ‌های سوریه، ایران و مسائل مشترک دیگر با باراک اوباما، رئیس‌ جمهور آمریکا دیدار کند، درحالی که پیشتر از کمک‌ های اخیر آمریکا به اسرائیل استقبال و به افزایش حمایت افکار عمومی آمریکا از این رژیم طی سال ‌های نخست وزیری‌ اش اشاره کرده بود.

با نگاهی به دیدارهای گذشته انتظار نمی رود، دیدار امروز بین اوباما و نتانیاهو نتیجه ای خارج از پیش بینی ها و فراتر از دیدارهای صورت گرفته بین دو طرف دربرداشته باشد.

اولین واکنش عربی

اولین واکنش عربی در قبال اظهارات ضد اسرائیلی اوباما توسط صائب عریقات، عضو سازمان آزادیبخش فلسطین صورت گرفت که از اظهارات اوباما در مجمع عمومی درباره لزوم پایان اشغال فلسطین استقبال کرد.

وی در سخنانی شکست تروریسم و تحقق امنیت و صلح در منطقه را منوط به پایان اشغالگری اسرائیل و تشکیل کشور فلسطین به پایتختی قدس شرقی دانسته بود.

اظهاراتی مکرر و کلیشه ای که همچون اظهارات ضد اسرائیلی اوباما که از آنها هیچ نتیجه ای برای حل قضیه فلسطینی و پایان درد و رنج و آوارگی ملت فلسطین متصور نیست.

بیش از 6 دهه اشغال اراضی فلسطینی توسط رژیم صهیونیستی، بارها ثابت شده که یک متجاوز از جمله رژیم صهیونیستی، هیچ گاه به تجاوزگری و اشغالگری خود پایان نخواهد داد و برای توقف و پایان دادن به این روند باید تعاملی جدی و قاطع با متجاوزان و اشغالگران داشت که در گزینه مقاومت فلسطینی و حمایت از گروه های مقاومت نمود پیدا می کند، اما افسوس که بسیاری از رژیم های مرتجع عربی و ایادی آنها میان ملت فلسطین گزینه سازش و نرمش و خیانت را به جای مقاومت جدی و قاطع انتخاب کرده اند.



طبقه بندی: خبری،

تاریخ : جمعه 2 مهر 1395 | 01:51 ق.ظ | نویسنده : محمدرضا رضوی | نظرات

مهدی (علیه السلام)، اوج امید و رهایی

انتظار و امید به صبح‌گاهی روشن با نسیمی که نویدبخش آرامش و پیروزی است پس از شبی بلند و تیره و تار در کالبد انسان روح حیات و زندگی می‌دمد. (1) انتظار روزی که عداوت و کینه توزی و تکبر جای خود را به برادری و محبت دهد و به جای دروغ و نفاق، صداقت و درستی جایگزین گردد، انتظار فردایی که تفرقه و اختلاف از میان طبقات مردم جامعه، رخت بربندد و همگان کنار یکدیگر و بر یک آیین و مذهب گرد هم آیند. انتظار برای برپایی حکومتی یک پارچه که بر اساس حق و عدالت شکل گیرد و هر صاحب حقی به حق خویش برسد و در پرتو آن، درخت آسایش و آرامش بر سراسر گیتی سایه افکند و تبعیض نژادی و قبیله‌ای در آن راه نداشته باشد. امید به فردایی که مردم از ظلمت و تاریکیِ بت‌پرستی و شرک، به فضای نورانی توحید و یکتاپرستی راه یابند. انتظار فردایی که نه ظالم باشد و نه مظلوم و تمام آفریدگان بر خوان گسترده‌ی عدالت و حق‌خواهی عزیز زهرا بنشینند و هر کس به حق خود قانع و راضی گردد؛ حتی ظلم و زور از میان حیونانات نیز رخت بربندد. مردم از اسارت و ذلت شهوت و هواپرستی و پول پرستی آزاد و رها گردند. عقل پرورش یابد و پویا شود و ثمر دهد. دلهره‌ها و اضطراب‌ها جای خود را به سکوت و آرامش دهد؛ اما نه سکوتی که بوی شکست و ذلت و مرگ می‌دهد، بلکه سکوتی که نشانه‌ی رضایت و آرامش خاطر است. آن کس که به تمام این آرزوها، امیدها و انتظارها پاسخ مثبت دهد و در خارج به تصویر کشد و به آن واقعیت برساند، حضرت مهدی موعود «المنتظر القائم (علیه السلام)» می‌باشد. روشن است که چنین آینده‌ای زیبا و روشن، سعی و تلاش فراوانی طلب می‌کند و باید همانند انتظار برای رسیدن دوستی عزیز و سفر کرده از دیار غربت لحظه شماری کرد و بی قرار بود که آمدنش حتمی است.

منتظران

انتظار منحصر به گروه و طیف خاصی نیست، بلکه خدای هستی بخش و همه‌ی هستی در انتظار «مهدی منتظر (علیه السلام)» هستند:

1. خدا:

خداوند متعال، خود از منتظران است در انتظار حضرت مهدی (علیه السلام) که دین خود را به دست او یاری دهد و اختلاف ادیان را بردارد و در سراسر گیتی یک آیین و مذهب- توحید- حاکم گرداند؛ در انتظار اوست تا وعده‌هایش را به مرحله نمایش و اجرا گذارد و از دشمنان خویش انتقام گیرد. با توجه به روایات خداوند جهان نگار در قرآن کریم در این گستره چنین می‌فرماید: (فَانْتَظِرُوا إِنِّی مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِینَ) (2).

2. انبیا و اوصیای سلف (علیهم السلام):

آنان نیز از منتظران‌اند، در انتظار کسی که بیاید و کار ناتمام آنان را به سرانجام رساند. تمام کتاب‌های آسمانی به آمدن مهدی منتظر (علیه السلام) مژده داده‌اند (وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یرِثُهَا عِبَادِی الصَّالِحُونَ) (3).

3. پیشوایان دین اسلام:

امامان معصوم (علیهم السلام) نیز از منتظران هستند (4)، در انتظار فرزند حضرت زهرا (علیه السلام) تا حقوق به تاراج رفته‌شان را بازستاند (5) و از انسان خاکی، موجودی افلاکی بسازد. آنها در فراغش می‌گریستند و در آرزوی او بودند تا زمان هر چه سریع‌تر سپری شود و فرمان قیام از ناحیه‌ی خداوند متعال صادر گردد؛ بدین جهت امامان معصوم (علیهم السلام) مردم روزگارشان را با فرهنگ انتظار و وظایف آنها و نشانه‌های آخرالزمان و ... آشنا می‌ساختند تا پیامی برای آیندگان باشد و گستره‌ی ظهور فراهم آید.

4. اهل ایمان:

خداباوران، چشم به راه حضرت هستند تا کفر و ظلم را از ریشه برانداخته و آنها را از ذلت و خواری به عزت و سربلندی برساند تا در کمال امنیت و آرامش به عبادت و بندگی خدا بپردازند (وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَیمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَى لَهُمْ وَلَیبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا یعْبُدُونَنِی لَا یشْرِكُونَ بِی شَیئًا وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ) (6).

5. بشریت:

همگان، بر هر کیشی، مسلمان و غیر مسلمان، در اتنتظار کسی هستند تا آرزوها و رویاهای دیرینه آنها را تحقق بخشد، هویت و شخصیت گم شده و به تاراج رفته را به آنان بازگرداند؛ به ویژه انسان امروزی را که در گرداب سرگشتگی، پوچی و بیهودگی فرو رفته، نجات دهد و او را هدف‌مند و با انگیزه گرداند طعم انسانیت را به انسان بچشاند.
گرچه انتظار از درون انسان سرچشمه می‌گیرد و می‌جوشد و به انسان امید زندگی و حقیقت می‌دهد، اما خدای متعال نیز آن را بر همه لازم دانسته و از یأس و ناامیدی نهی فرموده است (إِنَّمَا الْغَیبُ لِلَّهِ فَانْتَظِرُوا إِنِّی مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِینَ) (7) امام صادق (علیه السلام) در تفسیر این آیه‌ی شریف فرمود: منظور از «الغیب» حضرت مهدی (علیه السلام) است و خداوند دستور داده، که در انتظار آن حجت غایب باشید که من نیز در شمار منتظران هستم. (8)

فضیلت منتظران

امام باقر (علیه السلام):
هر کسی از شما بداند که فرج حضرت مهدی روزی فرا خواهد رسید و در انتظار آن روز بماند و بداند که فرج آن حضرت مایه‌ی خیر و برکت برای مؤمنان است، سوگند به خدا مانند کسی است که با شمشیر خود همراه با قائم آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) جهاد می‌کند، بلکه سوگند به خدا مانند کسی است که با شمشیر همراه با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌جنگد، بلکه سوگند به خدا مانند کسی است که در خیمه‌ی حضرت حجت (علیه السلام)، در کنار رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به شهادت رسیده است. (9)
امام سجاد (علیه السلام):
امامت و غیبت امام دوازدهم [حضرت مهدی (علیه السلام)] به درازا کشد و غیبت او طولانی شود و مردم عصر او که پای بند به امامت اویند و در انتظارش هستند، از مردم تمام زمان‌ها افضل و برترند، زیرا خدا به آنان عقل و فهم و معرفتی ویژه عنایت کرده و غیبت آن امام [همام]، نزد آنان با ظهورش تفاوتی ندارد و آنها در فضیلت و منزلت مانند مجاهدین در نزد رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) هستند. آنان برگزیدگان و شیعیان راستین‌اند. (10)
امام صادق (علیه السلام):
پدرم از پدران پاکش بازگو کند که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نقل فرمود: کسی که منتظر فرج و ظهور مهدی ما باشد، مانند کسی است که همراه با ما در جنگ شرکت کرده و در خون خود غلطیده است. (11)

چند نکته درباره‌ی انتظار:

الف: انتظار مانند نماز و روزه و ... عبادت، و از برترین اعمال محسوب می‌شود.
امام جعفر صادق (علیه السلام) از نیاکان پاک خود نقل کند که رسول خدا (علیه السلام) فرمود:
برترین عبادت‌های مؤمن، انتظار فرج حضرت حجت از سوی خداوند سبحان است. (12)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم):
انتظار فرج، عبادت است. (13)
ب: انتظار از دیدگاه قرآن و پیشوایان دین، امری واجب و لازم است و نباید در این باره ناامید بود؛ چنان که امیرالمؤمنین، علی (علیه السلام) در پاره‌ای از روایتی فرمود:
در انتظار فرج حضرت مهدی (علیه السلام) بمانید و از رحمت خدا مأیوس و ناامید نشوید، چون محبوب‌ترین اعمال نزد خدای متعال انتظار فرج است. (14)
امام رضا (علیه السلام):
چه زیباست شکیبایی و انتظار فرج حضرت مهدی (علیه السلام) آیا نشنیده و نخوانده‌ای این آیه‌ی شریف را که خدای متعال می‌فرماید (وَارْتَقِبُوا إِنِّی مَعَكُمْ رَقِیبٌ) (15)، (فَانْتَظِرُوا إِنِّی مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِینَ) (16)، [در انتظار باشید و من هم در کنار شما از منتظرانم و هرگز از فرج حضرت مهدی (علیه السلام) مأیوس و ناامید نباشید]، سپس صبر را پیشه‌ی خود سازید که پس از یأس و ناامیدی فرج فراخواهد رسید... . (17)
ج: انتظار هم چون نماز، پارسایی، و ... از اجزا و شرایط دین و آینن اسلام به شمار می‌رود:
امام صادق (علیه السلام):
... از اجزا و شرایط آیین و دین امامان (علیهم السلام) [در] انتظار فرج [و ظهور، نشستن] همراه با صبر و بردباری است. (18)
شخصی از امام باقر (علیه السلام) پرسید چه عملی نزد خدا پذیرفته است؟ حضرت در جواب او شرایطی برای پذیرش عمل ذکر فرمود که از آن جمله، انتظار ظهور حضرت قائم است. (19)
در انتظار حضرت مهدی (علیه السلام) ماندن، کلید حل مشکلات و نجات از غم و اندوه است.
حضرت ابوالحسن امام رضا (علیه السلام):
... انتظار فرج سبب حل مشکلات و گشایش در کار است. (20)
امام سجاد (علیه السلام):
انتظار فرج، بزرگ‌ترین راه برای گشایش معضلات و مشکلات است. (21)
امام حسن عسکری (علیه السلام) به علی بن الحسین بن بابویه سفارش‌هایی نوشت و در پاره‌ای از آن این گونه نگاشت:
شیعیان ما همیشه در حزن و اندوه به سر خواهند برد تا این که فرزندم، مهدی ظهور نماید. (22)
در فضیلت انتظار: انتظار خود، برترین و زیباترین عمل‌هاست. (23)
امام رضا (علیه السلام) از نیاکانش نقل کند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
برترین اعمال ملت من انتظار فرج مهدی (علیه السلام) از سوی خدای مهربان است. (24)
از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) سؤال شد: «محبوب‌ترین اعمال نزد خدا کدام است؟» در جواب فرمود: «انتظار فرج.» (25)
هـ. سیره و روش پیشوایان دین در مورد انتظار:
از امام صادق (علیه السلام) سؤال شد: «آیا حضرت قائم (علیه السلام) متولد گشته‌اند؟» فرمود: «خیر، اما اگر در عصر او می‌زیستم و او را می‌یافتم [و در عصر امامت او به سر می‌بردم] تمام عمرم را در خدمتش خواهم می‌بودم. (26)
امیرالمؤمنین، علی (علیه السلام) ضمن روایتی به نمایندگان خدا در زمین اشاره فرموده و از فراغشان آهی از قلب سوخته کشید و آرزو کرد که آنها را زیارت کند و شیفته‌ی دیدارشان بود ... . (27)

چند سخن کوتاه درباره‌ی انتظار

1. انتظار به انسان امید زندگی می‌دهد و یأس و ناامیدی را از بین می‌برد.
2. انتظار در انسان انقلاب روحی ایجاد کرده و به او آمادگی می‌دهد تا در بهترین شرایط روحی، عاطفی و ... قرار گیرد.
3.انتظار سبب می‌شود که انسان از تمام تعلقات و وابستگی‌ها بریده و از مادیات رهایی یابد.
4. انتظار به انسان انگیزه می‌دهد و او را مثبت‌گرا می‌کند، چون فرد منتظر همیشه در انتظار موقعیت و شرایطی بهتر به سر می‌برد.
5. انتظار انسان را از توقف خارج کرده و او را به سوی کمال حرکت و سرعت می‌دهد.
6. انتظار نشانه‌ی اعتقاد و پای بندی به ولایت امامان معصوم (علیهم السلام) است.
7. انتظار، زمان، مکان و مرزی نمی‌شناسد، چون خالق و مخلوق همه از منتظران هستند.
8. شخصی که منتظر قدوم مبارک امام زمان (علیه السلام) است، سعی دارد با آن حضرت سنخیت و همخوانی بیشتری یابد و همیشه در تلاش و کوشش است تا صفات و شرایطی درونی و بیرونی خود را به آن حضرت، نزدیک کند و بر او تطبیق دهد.

آیینه شو جمال پری طلعتان طلب *** جاروب کن خانه و پس میهمان طلب

9. انتظار باید با صبر و شکیبایی همراه باشد و انتقاد از تأخیر افتادن ظهور، صحیح نیست که خداوند حکیم در تأخیر ظهور حکمتی قرار داده است.
امام زمان (علیه السلام) به نایب اولشان، ابو عمرو عثمان بن سعید برای روز جمعه نیایشی آموخت و در ضمن آن این گونه فرمود:
فصبرنی علی ذلک حتی لا أُحب تعجیل ما اخَّرتَ و لا تأخیر ما عجلتَ و لا کشف ما سترت و لا البحث عما کتمت و لا أُنازعک فی تدبیرک و لا أقول لم و کیف و ما بال الأمر و لا یظهر و قد امتلأت الأرض من الجور و أُفوض أموری کلَّها إلیک:
الها مرا در تأخیر ظهور، شکیبا و بردبار گردان، تا آنچه را تو پیش و پس انداخته‌ای، جز آن را نخواهم، و آنچه را تو مستور کرده‌ای، پرده بر ندارم و به جست و جوی آنچه تو نهان داشته‌ای برنیایم، و در تدبیر و سیاست تو به نزاع و مخاصمه برنخیزم و نیز به چون و چرا و انتقاد در این که زمین لبریز از ظلم و ستم گشته، چرا صاحبش نمی‌آید، سر برندارم، بلکه تمام امور و کارهایم را به تو وامی‌گذارم. (28)
10. حال و هوای انتظار، اکتسابی و به دست آوردنی است.
11. از این که خدا و پیشوایان دین از منتظران هستند روشن می‌گردد، انتظار امری بسیار سترگ و بزرگ است و هم چنین معلوم می‌شود که شخص منتظر نیز شخصی با عظمت و بزرگ و بلندمرتبه است.
12. انتظار مژده و نویدی است به ایمانیان، چون آنان خدا و پیشوایان راستین را در کنار خویشتن احساس می‌کنند و هم چنین پیامی است به تمامی بشریت که سرانجام روزی فرا خواهد رسید که آنها از چنگال فساد و ظلم، بی عدالتی‌ها، ذلت‌ها، پوچی‌ها، و سردرگمی‌ها نجات یابند و انسان، جایگاه والا و ممتاز خود را در میان پدیده‌ها پیدا کند.

پی‌نوشت‌ها:

1- نجم ثاقب، باب2، ص107، لقب شماره‌ی 142؛ دارالسلام، بخش5، باب1، ص 196.
2- یونس، آیه‌ی 20: «شما در انتظار باشید، من هم با شما در انتظارم.»
3- انبیا، آیه‌ی 105: «در زبور بعد از ذکر [تورات] نوشتم بندگان شایسته‌ام وارث حکومت زمین‌اند.»
4- بحارالأنوار، ج24، ص 311، کتاب الإمامة، باب 67، جوامع تنزیل ما نزل فیهم، ح17.
5- «فان لنا دولة اذا شاء الله»؛ «در دولت و حکومت [مهدی (علیه السلام)]، هر زمان که خدا اراده کند ما حکم فرماییم.» کافی، ج2، ص 22، کتاب الکفر و الایمان، باب دعائم الاسلام، ح13.
6- نور، آیه‌ی 55: «خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، وعده می‌دهد که قطعاً آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد، همان گونه که به پیشنیان آنها خلافت روی زمین را بخشید و دین و آیینی را که برای آنان پسندیده، پابرجا و ریشه دار خواهد ساخت و ترسشان را به امنیت و آرامش مبدل می‌کند، آن چنان که تنها مرا می‌پرستند و چیزی را شریک من نخواهند ساخت و کسانی که پس از آن کافر شوند، آنها فاسقانند.»
7- یونس، آیه‌ی 20: « غیب [و معجزات] تنها برای خدا [و فرمان او] است! شما در انتظار باشید، من هم با شما در انتظارم! [شما در انتظار معجزات بهانه جویانه باشید، و من هم در انتظار مجازات شما!]».
8- بحارالأنوار، ج52، ص 124، تاریخ الامام الثانی عشر، باب22، فضل انتظار الفرج، ح10.
9- همان، ج24، ص 38، کتاب الإمامة، باب26، ان ولایتهم الصدق و انهم الصادقون، ح15.
10- همان، ج52، ص 122؛ تاریخ الامام الثانی عشر، باب 22، فضل انتظار الفرج، ح4.
11- همان، ج10، ص104، کتاب الاحتجاح، باب7، ما علمه (علیه السلام) من اربعمائة باب.
12- همان، ج52، ص 131، تاریخ الامام الثانی عشر، باب22، فضل انتظار الفرج، ح33.
13- همان، ج2، ص 122، تاریخ الامام الثانی عشر، باب22، فضل انتظار الفرج، ح3.
14- همان، ص 123، ح7.
15- هود، آیه‌ی 93: «شما انتظار بکشید من هم با شما در انتظارم.»
16- یونس، آیه‌ی 20: «شما در انتظار باشید من هم با شما در انتظارم.»
17- بحارالأنوار، ج52، ص 129، تاریخ الامام الثانی عشر، باب22، فضل انتظار الفرج، ح33.
18- همان، ص 122، ح1.
19- کافی، ج2، ص 23، کتاب الایمان و الکفر، باب دعائم الاسلام، ح13.
20- بحارالأنوار، ج52، ص 130، تاریخ الإمام الثانی عشر، باب 22، فضل انتظار الفرج، ح29.
21- همان، ص 122، ح4.
22- همان، ح50، ص 318، تاریخ الامام ابی محمد العسکری، باب4، مکارم اخلاقه و نوادر احواله (علیه السلام)، ح14.
23- همان، ج52، ص 130، تاریخ الامام الثانی عشر، باب22، فضل انتظار الفرج، ح29.
24- همان، ص129، ح23.
25- همان، ص 122.
26- بحارالأنوار، ج51، ص48، تاریخ الامام الثانی عشر، باب 6، ماورد عن الصادق، ح22.
27- بحارالأنوار، ج23، ص 46، کتاب الامامه، باب 1، الاضطرار الی الحجة، ذیل ح91.
28- مفاتیح الجنان، دعای غیبت امام زمان (علیه السلام).

منبع مقاله : 
عربان، رسول؛ (1386)، ترسیم آفتاب، قم: نشر خُلُق، چاپ دوم



طبقه بندی: اخرالزمان،

تاریخ : جمعه 26 شهریور 1395 | 02:23 ب.ظ | نویسنده : محمدرضا رضوی | نظرات
مسیحیان در طول تاریخ دو هزار ساله مسیحیت درباره روز معینی - که عیسی(ع) در آن روز ظهور خواهد کرد - سخن‌ها گفته و کتاب‌های بسیار نگاشته‌اند.

 

به عنوان نمونه، نخستین بار و تنها یک قرن پس از عروج مسیح، میلادی نویسنده‌ای به نام تیخونیوس (Tichonius) ادعای رجعت مسیح را مطرح کرد. پس از او و در قرن چهارم میلادی، دو مسیحی دیگر مدعی شدند که پیشوای آن‌ها در سال 500 میلادی ظهور خواهد کرد. افراد بسیاری هم ظهور آن حضرت را در سال هزارم پس از میلاد می‌دانستند و به تعبیر هزار سال که در عهد عتیق (سِفر راعوت 20) آمده است، استناد می‌کردند؛ سپس این زمان را به سال 1033 یعنی هزار سال پس از عروج مسیح موکول کردند که البته این پیشگویی هم غلط از آب در آمد.

پیشگویی‌ها درباره زمان ظهور مسیح همچنان ادامه یافت و افراد مشهوری نظیر «نیوتن» (فیزیکدان انگلیسی قرن 17) هم به این عرصه ورود کرده و تاریخ ظهور مسیح را سال 1715 میلادی عنوان کرد.

 

در قرن بیستم نیز بازار شایعات درباره زمان ظهور مسیح داغ بود، به عنوان نمونه کشیشی از اهالی سیدنی ادعا کرد مسیح در سی‌ام اکتبر سال 1992 بر فراز یکی از قلل کوه‌های استرالیا فرود خواهد آمد. روزنامه U.S.A Today هم در شماره 20 اکتبر 1991 خود اعلانی در یک صفحه کامل به چاپ رساند که در آن یک فرقه مسیحی اعلام کرده بود که مسیح در روز 28 اکتبر سال 1999 ظهور خواهد کرد و در آن روز 50 میلیون تن از مردم بر اثر زلزله و 50 میلیون تن بر اثر فرو ریختن خانه‌هایشان خواهند مرد.

در قرن حاضر نیز این روند ادامه یافت و یک پنجم جوانان آمریکایی به ظهور مسیح در این قرن باور دارند. حتی خبرگزاری CNN و بسیاری از مردم آمریکا واقعه 11 سپتامبر سال 2001 را نشانه نزدیک شدن بازگشت مسیح شمردند.

در این میان اما اسلام نظر دیگری دارد.

آیت‌الله محمد امامی کاشانی در این باره می‌گوید: این گونه پیشگویی‌ها و پیش‌بینی‌ها درباره زمان ظهور مصلح و منجی جهانی (امام مهدی علیه‌السلام) در اسلام هیچ‌گونه پایه و مایه‌ای ندارد و اهل بیت(ع) به شدت از این پیشگویی‌ها منع فرموده و اینگونه پیشگوها را دروغ‌پرداز دانسته‌اند.

متأسفانه در متون دینی مسیحی چنین نهی صریحی از پیشگویی ظهور (مسیح و منجی) وجود ندارد و به همین سبب بازار پیشگویی‌های کور و دروغین در میان مسیحیان بسیار داغ بوده است.

 

اما پس از تراکم و انبوه‌ شدن این پیشگویی‌ها و روشن شدن دروغ بودن آن‌ها -که باعث نگرانی و بیم مقامات دین مسیح شد- کتاب‌های بسیاری تألیف و عرضه شد که مفاد همه آن‌ها آگاه نبودن هیچ‌کس از تاریخ و زمان ظهور مسیح است، و مشهورترین این کتاب‌ها «99 دلیل بر این که هیچ کس از زمان بازگشت مسیح آگاه نیست» (99Reasons why no one Knows when Christ will Return) نوشته اُرُپزا (B.J. Oropesa) است که بارها چاپ و به زبان‌های بسیاری از جمله زبان‌های اروپایی و عربی و حتی ژاپنی و کره‌ای نیز ترجمه شده است.

* ظهور چه زمانی اتفاق می‌افتد

فضیل‌بن یسار می‌گوید: «از امام باقر (ع) پرسیدم که آیا زمان این امر و ظهور و قیام امام زمان(عج) معین و معلوم است؟ امام فرمود: کسانی که برای این رویداد زمان خاصی را معین می‌کنند دروغ می‌گویند - و این عبارت را سه بار تکرار فرمود-». 1

از امام صادق (ع) نیز نقل شده که فرمود: «هر کس زمان خاصی برای ظهور امام مهدی تعیین کند دروغ گفته است،‌ما در گذشته چنین وقتی را تعیین نکرده‌ایم و در آینده نیز نخواهیم کرد.» 2

عبدالرحمن‌بن کثیر گفته است: نزد ابوعبدالله (امام صادق) بودم که مهزم أسدی بر آن حضرت وارد شد و گفت: فدایت شوم، مرا از زمان این امر (ظهور امام مهدی) که در انتظار آن هستید، آگاه فرما، زیرا که دوران انتظار بسیار به درازا کشیده است. امام فرمود: ای مهزم! تعیین‌کنندگان این زمان دروغگویانند و شتابزدگان در هلاکت‌اند و آن‌ها که تسلیم (اراده خداوند) هستند نجات‌یافتگان‌اند و بازگشت آن‌ها به ماست.» 3

و نیز امام صادق(ع)‌ فرمود: «هرکس زمانی برای این رویداد بگوید، بیم نداشته باش و سخن او را تکذیب کن؛ زیرا ما برای هیچ‌کس چنین وقتی را تعیین و بیان نکرده و نمی‌کنیم.» 4

 


* پی‌نوشت‌ها:

1- الغیبة/الشیخ الطوسی 425-426

2- همان

3- الامامة والتبصرة/ الشیخ علی بن الحسین بن بابویه 87.95، باب‌النوادر

4- الغیبة/الشیخ الطوسی 414-426





طبقه بندی: اخرالزمان،

تاریخ : جمعه 26 شهریور 1395 | 02:23 ب.ظ | نویسنده : محمدرضا رضوی | نظرات
یحیی بن اكثم دانشمند‎ترین قاضی عصر مأمون در بصره بود.وی در احتجاج با امام هشتم ـ علیه‎السّلام ـ شكست خورد. همچنین در حضور مامون ،در مناظره با امام جواد - علیه السلام- نیز مغلوب گردید و هر دو یقین كردند كه علم و سیادت از مختصات خاندان علوی است. گرچه یحیی بن اكثم متوجه شده بود كه علم امام هرگز با علم بشر عادی قابل مقایسه نیست، لكن چون شكست‎های سابق او موجب خفّت و كسر شأن او شده بود، همواره سعی می‎كرد تا روزی انتقام شكست‌های سابق خود را از امام بعد از حضرت جواد ـ علیه‎السّلام ـ بگیرد.
پس از شهادت جواد الأئمه ـ علیه‎السّلام ـ در مجلسی حضرت هادی ـ علیه‎السّلام ـ را ملاقات كرد و سؤالات و غوامض لا ینحل خود را بدین شرح از آن حضرت پرسید.[1]

سؤال اول: در مورد آیة‌شریفه: «وَ قالَ الَّذی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الكتابِ أنا آتیكَ بِهِ قَبْلَ أنْ یَرْتَدَّ الیكَ طَرْفُكَ»[2] پرسید: «سلیمان تخت بلقیس را خواست و آصف بن برخیا، تخت را پیش از آنكه سلیمان چشم بر هم زند حاضر كرد، چگونه سلیمان كه پیغمبر بود، بر علوم آصف بن برخیا بی‌اطلاع بود و خود نتوانست تخت را حاضر كند؟»
حضرت پاسخ داد: «سلیمان پیغمبر در انجام این عمل خود قادر بود، لكن خواست عظمت آصف بن برخیا را بر مردم روشن سازد و خلیفه و جانشین پس از خود را كه از نظر علمی افضلیت بر سایر مردم داشته معرفی كند. آصف بن برخیا خلیفه و جانشین سلیمان بوده وهر چه علم و دانش داشت از مكتب نبوّت سلیمان گرفته بود و این سنّت پیغمبران بوده كه جانشینان خود را به علم و افضلیت معرفی كنند.

سؤال دوم: در آیة شریفة «وَ رَفَعَ أبَوَیْهِ عَلَی الْعَرْشِ وَ خَرَّوا لَهُ سُجَّداً»[3] مربوط به یعقوب نبی و رفتن او به كنعان نزد یوسف و شناختن فرزند و سجده كردن او با فرزندش برای یوسف است، «چرا یعقوب با اینكه پیغمبر بود به یوسف سجده كرد در حالی كه سجده و خضوع وخشوع مخصوص پروردگار است؟»
حضرت پاسخ داد: «سجده یعقوب برای یوسف نبوده، بلكه به شكرانة ملاقات با فرزند گم كردة خود،‌ خدای آفریننده را سجده كرد چرا كه پس از سالیان درازی چشم پدری كه خبر مرگ فرزند را شنیده بود به دیدار او روشن شد واین سجده مانند سجدة ملائكه برای آدم ـ علیه‎السّلام ـ است. ملائكه در حقیقت بر آدم سجده نكردند بلكه بمنظور اطاعت و شكرگزاری در برابر بزرگترین خلقت حق سجده نمودند.»

سؤال سوم: در آیة شریفه «وَ اِنْ كُنْتَ فی شَكَّ ممّا أنْزَلنْا اِلَیكَ فَاسْئَلِ الّذینَ یقْرَؤونَ الكتابَ»[4] اگر در آنچه بر تو نازل كردیم شك داری پس بپرس از كسانی كه می‎خوانند كتاب را؛ مخاطب این آیه كیست؟ آیا مخاطب پیامبر است و او در مُنزَلتات آسمانی شك كرده بود یا مخاطب كس دیگری است؟ و از چه كسی باید سؤال كند؟»
حضرت پاسخ داد: «این آیه خطاب به شخص پیغمبر ـ صلی‎الله علیه و آله ـ است؛ البته آن حضرت در هیچ یك از آیات قرآن شك و تردید نداشته است ولی چون برخی می‎گفتند: چرا خداوند كسی از فرشتگان را به عنوان پیامبر مبعوث نكرد؛ این آیه خطاب به پیغمبر و برای آنهاست كه از كسانی كه از كتب آسمانی اطلاع دارند بپرس و خواهی دانست كه تمام پیغمبرانی كه پیش از تو فرستادیم همه از نوع و جنس خود آن امت بودند و مانند مردم زندگی می‎كردند و در اجتماعیات شركت داشتند و با مردم معاشرت داشتند و با وقوف بر كتب گذشتة آسمانی این شك و تردید از دل سائلین بر طرف می‎‎شد.»

سؤال چهارم: در آیة شریفه: «وَ لَوْ أنَّ ما فِی الأرضِ مِنْ شَجَرَةٍ أقلامٌ وَ الْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعةُ أبحُرٍ ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللهِ»[5] آن هفت دریا كه اگر آب آنرا برای شرح كلمات خدا بكار برند خشك می‎شود در حالیكه هنوز كلمات و آثار او بیان نشده كدام است؟
حضرت پاسخ داد: «دریاهای هفتگانه عبارتند از:
1. عین كبریت، «دریای كبریت»
2. عین برهوت، «دریای مدیترانه»
3. دریای طبریّه در فلسطین
4. دریای حمئه و آن دریایی است كه خاكش سیاه و آبش گرم است و مراد دریاچة «آلبرت» یا ویكتوریا است كه زیر خط استوا واقع شده است.
5. دریای «مارسیدان» یا «مارسودان» كه در سودان حبشه است.
6. دریای «افریقیه»
7. دریای «سجرون».
و مراد از «كلمات الله» ما ائمه جانشینان پیغمبر خدا ـ صلی‎الله علیه و آله ـ هستیم كه فضایل ما تمام نشدنی است.»

سؤال پنجم: در آیة شریفه «و فیها ما تَشْتَهیهِ الأنْفُسُ وَ تَلَذُّ الأعْیُنُ»[6] اگر در بهشت هر چه خوردنی و هر چه دیدنی است برای لذت است، چرا در آنجا خداوند آدم را از شجرة گندم نهی و به جرم آن معاقب گردانید و او را از بهشت رانده و به دنیا فرستاد؟
حضرت پاسخ داد: «چون خداوند متعال با آدم ـ علیه‎السّلام ـ پیمان بست كه پیرامون حسد نگردد و نزدیك شجره گندم نرود ولی چون آدم تحت تأثیر حوّا قرار گرفت و از گندم خورد، بجرم عدم اطاعت از فرمان خدا از بهشت رانده شد و امّا منظور از لذت نفس و التذاذ چشم، خوردن و خفتن و دفع كردن (به مستراح رفتن) مانند دنیا نیست بلكه مراد، لذت معنوی و روحانی است.»

سؤال ششم: در آیة شریفة «أو یُرَوِّجُهُمْ ذُكراناً وَ إناثاً»[7] ترویج مرد به مرد جایز دانسته شده و اگر چنین است چرا قوم لوط را به سبب همین عمل تشنیع مورد عقاب و عتاب سخت خدا واقع شده است؟»
حضرت در پاسخ فرمود: تمام این آیه چنین است. «لِلّهِ مُلْكُ السَّمواتِ و الأرضِ. یَخْلُقُ ما یَشاءُ، وَ یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ اناثاً وَ یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ الذُّكورَ أوْ یُزَوِّجُهُمْ ذُكْراناً و اناثاً وَ یجْعَلُ مَنْ یَشاءُ عَقیماً، انَّه علیمٌ قدیرٌ». یعنی: آسمان و زمین از آن پروردگار است، اوست كه به هر كه بخواهد می‎بخشد و هر كه را بخواهد خلق می‎كند، به هر كه بخواهد دختر می‎دهد و به هر كه اراده كند پسر عنایت می‎فرماید تا با یكدیگر ازدواج كنند و در تزویج هر كه او را خواست عقیم و نازا و یا ولود وكثیر الأولاد می‎سازد.» لكن نا بخردان برخی از آیات را سر و ته می‎خوانند و مردم را به انحراف می‎كشانند.»

سؤال هفتم: در آیة شریفة: «وَ اَشْهِدُوا ذَوَیْ عَدْلٍ مِنْكُم»[8] «در چه صورتی شهادت یك زن به تنهایی پذیرفته می‎شود، در حالیكه از شرایط شهادت رجولیت، عدالت است؟»
حضرت در پاسخ فرمود: «یگانه زنی كه شهادت او به تنهایی پذیرفته می‎گردد، همانا شخص قابله است كه در امور زنانگی شهادت او مورد قبول است، آنهم با شرط تراضی طرفین، ولی در صورت عدم رضایت، باید دو زن شهادت دهند و اگر آنهم كفایت نكند باید طبقه‎ای از زنان شهادت دهند.»

سؤال هشتم: در فرمایش امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب ـ علیه‎السّلام ـ كه فرمود: «خنثی، اگر از مجرای رجولیت بول كرد، در بردن ارث، ملحق به مردان می‎شود و اگر از مجرای زنانه بول كرد در بردن ارث به زنان ملحق خواهد شد» از آنجا كه شهادت این مطلب از خودش مسموع نیست، آیا تشخیص اینكار با مرد خواهد بود یا زن؟ اگر مرد باشد و بر آلت زنانة او نگاه كنید یا زن باشد و بر آلت مردانه او نظر افكند عمل حرام انجام داده، با این حال راه تشخیص چیست؟
حضرت پاسخ داد: «باید تنی چند از عدول امت در آینه‎ای كه مقابل او گذاشته می‎شود نظر افكنده و مجرای بول او را تشخیص دهند تا مرد و زن بودن خنثی معین شود.»

سؤال نهم: از گوسفند موطوئه و مشتبه[9] سؤال كرد كه «تكلیف ما با آن چیست؟»
حضرت فرمود: «اگر گوسفند موطوئه شناخته شود او را ذبح كنند و در آتش اندازند و اگر راهی برای تشخیص آن پیدا نكردند می‎توانند با قید قرعه گوسفند مشتبه را از گله خارج نمایند، آنگاه ذبح كرده و در آتش بسوزانند تا سایر گوسفندان از آسیب سوختن مصون مانند.»

سؤال دهم: «علت آشكارا خواندن قرائت در فریضة صبح و آهسته خواندن آن در نماز ظهر و عصر چیست با اینكه هر دو جزء صلوة یومیّة هستند؟»
حضرت جواب داد: «از آنجا كه موقع نماز صبح هوا تاریك است و كسی نمازگذار را نمی‎بیند حكم شد كه بلند بخواند و نماز ظهرین را كه همه می‎بینند آهسته خواندن آن ارجح است.»

سؤال یازدهم: «چرا امیرالمؤمنین علی ـ علیه‎السّلام ـ قاتل زبیر را به آتش جهنم بشارت داد و چرا در جنگ جمل خود آن حضرت او را به قتل نرسانید با آنكه خلیفة وقت و امام مقتدر بود؟»
حضرت در پاسخ فرمود: «چون رسول خدا ـ صلی‎الله علیه و آله ـ فرمود: قاتل «صفیّه» (یعنی زبیر) در جنگ نهروان خروج خواهد كرد و كشته خواهد شد و لذا علی ـ علیه‎السّلام ـ او را در جنگ بصره (جمل) آزاد گذاشت، زیرا یقین داشت كه او جزء خوارج نهروان به قتل خواهد رسید و قول پیغمبر ـ صلی‎الله علیه و آله ـ دروغ نیست.»

سؤال دوازدهم:‌«امیرالمؤمنین ـ علیه‎السّلام ـ در جنگ صفین فرمان داد شامیان را در هر حال باشند سالم یا مجروح، پیاده یا سواره، مسلّح یا بدون سلاح، هر كه را هر كجا یافتند از دم تیغ بگذارنند در صورتیكه در جنگ جمل چنین فرمان نداد بلكه فرمود: فقط جنگجویان را دنبال كنید. این تفاوت حكم برای چیست؟»
حضرت فرمود: «هر فرمانی در جای خود بجاست و هر حكمی در قضیّه مخصوصی پسندیده است كه جای دیگر ناپسند است و اگر عناد و لجاج و خصومت شامیان را با مردم خوارج در نظر بگیریم و اوضاع و احوال جنگ را از زمان و مكان و مصالح روزگار بنگریم، حكم بر اساس مصلحت بوده است.»

سؤال سیزدهم: «مردی كه به لواط اقرار كند آیا حدّی بر او هست یا خیر؟»
حضرت در پاسخ فرمودند: «اگر اقرار او به لواط با بیّنه و شاهد تأیید نشود، امام می‎تواند او را مجازات نكند بدلیل آیة شریفه «هذا عَطاؤُنا، فَامْنُنْ أوْ أمسِكْ»[10]
در اینجا مسائل یحیی بن أكثم خاتمه یافت و بجواب آنها نائل شد و اعتراف به عظمت علمی حضرت هادی ـ علیه‎السّلام ـ كرد.[1] . برخی از مورخین معتقدند كه یحیی ابتدا این سؤالات را از موسی مبرقع فرزند بلاواسطة امام جواد (ع) پرسید و چون موسی نتوانست پاسخ گوید به او گفت: برو از برادرت امام علی النقی (ع) سؤال كن و جوابها را برای من بیاور؛ لكن در كتاب كافی و تهذیب باب «میراث الخنثی» آمده است كه یحیی بن اكثم این سؤالات را مستقیماً از حضرت هادی (ع) پرسید و امام دهم پاسخ را برای او نوشت. زیرا یحیی در بصره بود و حضرت هادی (ع) در سامرا و موسی مبرقع هم د رسال 244هـ. ق وفات كرده و یحیی نیز در سال 242هـ. ق وفات كرده بود و مسافرت موسی مبرقع به بغداد پس از فوت یحیی بوده است.

پی نوشت ها:
[2] . سورة نمل: آیة 40.
[3] . سورة یوسف: آیه100.
[4] . سورة یونس، آیة 94.
[5] . سورة لقمان آیة 27.
[6] . سورة زخرف، آیة 71.
[7] . سورة شوری آیه50.
[8] . سوره طلاق آیه 2.
[9] . اگر مردی به گوسفندی دخول كند آن گوسفند را موطوئه نامند، حال اگر بدانیم كه مثلاً یكی از ده گوسفند ما موطوئه است ولی عین آن گوسفند موطوئه برای ما مشخص نیست امر بر ما «مشتبه» شده است، مولف
[10] . سورة صاد آیه 39.



طبقه بندی: مصومین(ع)،

تاریخ : جمعه 26 شهریور 1395 | 02:19 ب.ظ | نویسنده : محمدرضا رضوی | نظرات

در زیر اشاره ای به چند روایت که بعضی علائم قیامت را  بررسی کرده می نماییم:

در اخبار اهل بیت علیهم السّلام برای علائم قیامت، مطالب بسیاری وارد شده است ، و اصولاً برای مقدّمات قیامت علاوه بر علائم خود آن باید دو مرحله قبلی آن طیّ شود؛ یکی ظهور حضرت قائم آل محمّد علیه السّلام حضرت مهدیّ محمّد بن الحسن العسکریّ عجّل الله تعالی فرجه الشّریف و دیگر رَجْعت آل محمّد علیهم السّلام .

 برای تحقّق این دو موضوع، هیچ جای شبهه و تردید نیست . موضوع ظهور حضرت مهدیّ أرواحنا فِداه متّفقٌ علیه جمیع طوائف و مذاهب مسلمین است . و رجعت آل محمّد علیهم السّلام از مسلّمات شیعه می باشد، و در سابق الایّام وجه تمایز شیعه را از غیر شیعه به امامت و رجعت می دانستند. و در این زمینه در تاریخ و اخبار مطالب فراوانی است .

 و بطور کلّی برای تکامل عالم و بشریّت ، سه مرحله متناوب و متوالی باید پیموده شود:

 اوّل : ظُهور حضرت مهدیّ أرواحنا فِداه که در آن، بشریّت راه سریعی را به سوی کمال طیّ می کند.

 دوّم : رجعت که در آن با پیدایش ظهورات و انوار و رجوع ائمّه علیهم السّلام به دنیا، تمام مراحل استعدادیّه مردم که در زمان آن بزرگواران، به مرحله فعلیّت نرسیده است، به فعلیّت و تحقّق می رسد.

 سوّم : قیامت که موجب تکامل دو دوره سابق، و از دست دادن إنّیّات و طلوع صفت جلال حضرت کبریائی و مندکّ شدن هویّات و شخصیّات به ظهور حقیقت در عوالم است .

 این سه مرحله بر یکدیگر مترتّب بوده و تا اوّلی طیّ نشود دومی نخواهد شد، و تا دومی متحقّق نگردد، سوّمی تحقّق نخواهد یافت .

 درباره علائم ظهور و علائم رجعت و قیامت ، اخبار بسیاری وارد شده است و بزرگان در کتب ضبط نموده اند؛ گرچه اطمینان به صحّت همة آنها نیست ، و در آنها اخبار ضِعاف بسیار است . ولی از مجموع آنها اجمالاً استفاده می شود که هر یک از این سه مرحله از ظهور و رجعت و قیامت ، دارای مشخّصات و علائم و آثاری مختصّ به خود هستند.

 علاوه بعضی از آنها دارای سندهای صحیح بوده و طبق قواعد اصولیّه ، از نقطه نظر پذیرش، قابل قبول است ؛ چه روایاتی که از رسول اکرم صادر شده و چه از ائمّه اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین .

حدیث سلمان راجع به علائم قیامت .

 مثلاً علیّ بن إبراهیم قمّی که در بیش از هزار سال پیش می زیسته است و تفسیر او از مصادر کتب شیعه محسوب می گردد، روایتی را در آن از سلمان فارسی از رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم نقل می کند که در حِجّةُ الوداع ، رسول خدا در مسجد الحرام در حالیکه حلقه های درِ کعبه را به دست گرفته بودند، بیان کرده اند.

 این روایت به طوری است که از مضمون آن هیچ احتمال خدشه در آن نمی رود. چون مطالبی را راجع به آخر زمان بیان می کند که در آن زمان اثری از آن نبوده است و حتّی زمینه هم برای چنین وقایعی موجود نبوده تا بتوان احتمال داد که بعداً بوجود می آید و بر اساس آن جعل چنین حدیثی را نمود.

 بنابراین ، به این روایت و امثال آن در کتب متقنه حدیث و تفسیر، می توان اطمینان حاصل نمود و آنها را از روایات دالّه بر ظهور و علائم قیامت شمرد.

 این روایت را در ذیل آیه مورد عنوان از شواهد أشراطُ السّاعه آورده است .

 أشراط جمع شَرَط به معنای علامت است ، و روایت چنین است : علیّ بن إبراهیم می گوید:

  حدیث کرد برای من پدرم (إبراهیم بن هاشم ) از سلیمان بن مسلم خَشّاب از عبدالله بن جَریح مکّی از عطاء بن أبی ریاح از عبدالله بن عبّاس که او گفت : ما با رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم در حجّة الوداع به حجّ مشرّف شدیم .

 رسول خدا حلقه درِ خانه خدا را گرفت و رو به ما نموده و با سیمای مبارکش ما را مخاطب قرار داد.

 فَقَالَ: أَلاَ أُخْبِرُکُمْ بِأَشْرَاطِ السَّاعَةِ؟

 وَ کَانَ أَدْنَی النَّاسِ مِنْهُ یَوْمَئِذٍ سَلْمَانُ رَضِیَ اللَهُ عَنْهُ، فَقَالَ: بَلَی یَا رَسُولَ اللَهِ!

 «و گفت : آیا می خواهید من شما را به علائم و نشانه های قیامت باخبر کنم ؟

 و در آن هنگام نزدیک ترین افراد به رسول خدا سلمان بود، و گفت : ای رسول خدا! بله ما می خواهیم ما را باخبر کنی !»

 فَقَالَ صَلَّی اللَهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ: إنَّ مِنْ أَشْرَاطِ الْقِیَامَةِ، إضَاعَةَ الصَّلَوةِ، وَ اتِّبَاعَ الشَّهَوَاتِ، وَ الْمَیْلَ مَعَ الاْ هْوَآءِ، وَ تَعْظِیمَ الْمَالِ، وَ بَیْعَ الدِّینِ بِالدُّنْیَا؛ فَعِنْدَهَا یُذَابُ قَلْبُ الْمُؤْمِنِ وَ جَوْفُهُ کَمَا یَذُوبُ الْمِلْحُ فِی الْمَآءِ، مِمَّا یَرَی مِنَ الْمُنْکَرِ فَلاَ یَسْتَطِیعُ أَنْ یُغَیِّرَهُ.

 «پس از آن رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: بدرستیکه از علامات قیامت آن است که مردم نماز را خراب می کنند، و از شهوات پیروی می نمایند، و تمایلشان بسوی هوای نفسانی است ، مال را بزرگ می شمرند، و دین را به دنیا می فروشند.

 و در چنین شرائط و موقعیّتی ، همانطور که نمک در آب حلّ میشود، دل مؤمن و اندرون او آب می شود و حلّ می گردد؛ چون منکرات را در برابر دیدگان خود می بیند، و قدرت تغییر و اصلاح آنها را ندارد.»

 قَالَ سَلْمَانُ: وَ إنَّ هَذَا لَکَآئِنٌ یَا رَسُولَ اللَهِ؟ قَالَ صَلَّی اللَهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ: إی وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ!

 «سلمان گفت : اینها از اموری است که حتماً تحقّق می یابد؟ رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم فرمود: آری ، سوگند به آن کسی که جان من در دست اوست !»

 یَا سَلْمَانُ! إنَّ عِنْدَهَا یَلِیهِمْ أُمَرَآءُ جَوَرَةٌ، وَ وُزَرَآءُ فَسَقَةٌ، وَ عُرَفَآءُ ظَلَمَةٌ، وَ أُمَنَآءُ خَوَنَةٌ.

 «ای سلمان ! در آن وقت افرادی که بر مردم حکومت دارند و زمام آنها را در دست داشته و بر آنها ولایت و سیطره دارند عبارتند از حاکمانی که همه آنها ستمکار و ظالمند، و وزرائی که فاسقند، و حکّام و استانداران و فرماندارانی که همه اهل جور و ستم هستند، و امین هائی که همه اهل خیانتند.»

 فَقَالَ سَلْمَانُ: وَ إنَّ هَذَا لَکَآئِنٌ یَا رَسُولَ اللَهِ؟ قَالَ صَلَّی اللَهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ: إی وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ!

 «سلمان گفت : و اینها از امور مسلّمه ای است که پیدا خواهد شد؟ رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: آری سوگند به خدائی که جان من در دست اوست !»

 یَا سَلْمَانُ! إنَّ عِنْدَهَا یَکُونُ الْمُنْکَرُ مَعْرُوفًا؛ وَ الْمَعْرُوفُ مُنْکَرًا، وَ ائْتُمِنَ الْخَآئِنُ؛ وَ یُخَوَّنُ الاْ مِینُ، وَ یُصَدَّقُ الْکَاذِبُ؛ وَ یُکَذَّبُ الصَّادِقُ.

 «ای سلمان ! در آن موقعیّت کارهای بد و ناپسند در بین مردم به صورت کارهای شایسته و پسندیده در آید؛ و کارهای پسندیده و نیکو به صورت کارهای نکوهیده و ناپسند جلوه کند. و مردمان خیانت پیشه مورد وثوق و امانت واقع شوند؛ و به افراد امین و درستکار نسبت خیانت داده شود. و مرد دروغگو را تصدیق کنند و به دروغ های او مُهر صحّت و درستی بنهند؛ و مرد راستگو و درست را دروغگو شمارند و به گفتار او ترتیب اثر ندهند.»

 قَالَ سَلْمَانُ: وَ إنَّ هَذَا لَکَآئِنٌ یَا رَسُولَ اللَهِ؟ قَالَ صَلَّی اللَهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ: إی وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ!

 «سلمان گفت : و اینها مسلّماً واقع خواهد شد ای رسول خدا؟ رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم فرمود: آری سوگند به آن کسی که جان من در دست اوست !»

 یَا سَلْمَانُ! فَعِنْدَهَا إمَارَةُ النِّسَآءِ، وَ مُشَاوَرَةُ الامَآءِ، وَ قُعُودُ الصِّبْیَانِ عَلَی الْمَنَابِرِ، وَ یَکُونُ الْکِذْبُ طُرَفًا، وَ الزَّکَوةُ مَغْرَمًا، وَ الْفَیْی ُ مَغْنَمًا، وَ یَجْفُو الرَّجُلُ وَالِدَیْهِ، وَ یَبِرُّ صَدِیقَهُ، وَ یَطْلُعُ الْکَوْکَبُ الْمُذَنَّبُ.

 «ای سلمان ! در آن هنگام زنان بر مردان حکومت می کنند، و با کنیزان مشورت می نمایند. (یعنی در امور سیاسی ، کنیزان که در خانه های آنها هستند، مورد مشورت قرار می گیرند.) و بچّه ها ـ که کنایه از افراد بی بصیرت و بی دانش باشد ـ بر منبرها بالا می روند و برای مردم خطبه می خوانند، و زمام امور تبلیغاتی مردم را این افراد کم تجربه و کم خرد در دست می گیرند. و دروغگوئی و دروغپردازی از کارهای طُرفه و فکاهی و ظریف شمرده می شود. و دادن زکوه مال را ضرر، و غرامت می پندارند، و هر گونه دسترسی به بیت المال و ربودن اموال عامّه را غنیمت و بهره می شمارند. مردم با پدر و مادر خود جفا می کنند و به آنها بی اعتنائی نموده، آنان را سبک می شمرند و از اداء حقوق واجبه و مستحسنه آنها بر نمی آیند ولیکن با دوستان خود احسان و نیکوئی می نمایند. و ستاره دنباله دار در آسمان طلوع می کند.»

 قَالَ سَلْمَانُ: وَ إنَّ هَذَا لَکَآئِنٌ یَا رَسُولَ اللَهِ؟ قَالَ صَلَّی اللَهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ: إی وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ!

 «سلمان گفت : و این امور مسلّماً به وقوع می پیوندد ای رسول خدا؟ رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم فرمود: آری سوگند به آن خدائی که جان من در دست قدرت اوست !»

 یَا سَلْمَانُ! وَ عِنْدَهَا تُشَارِکُ الْمَرْأَةُ زَوْجَهَا فِی التِّجَارَةِ، وَ یَکُونُ الْمَطَرُ قَیْظًا، وَ یُغَیَّظُ الْکِرَامُ غَیْظًا، وَ یُحْتَقَرُ الرَّجُلُ الْمُعْسِرُ، فَعِنْدَهَا یُقَارَبُ الاسْوَاقُ، إذَا قَالَ هَذَا: لَمْ أَبِعْ شَیْئًا وَ قَالَ هَذَا: لَمْ أَرْبَحْ شَیْئًا، فَلاَ تَرَی إلاَّ ذَآمًّا لِلَّهِ.

 «ای سلمان ! در آن زمان زنان با شوهرانشان در امور خارج از منزل مانند تجارت شرکت می کنند. و باران در تابستان می بارد. و مردمان بزرگ و بزرگوار پیوسته مورد خشم و غضب و غیظ قرار می گیرند. و مردم بی چیز و تنگدست مورد اهانت و تحقیر قرار می گیرند. در آن زمان بازارها به هم نزدیک می شوند[4]. و در صورتی که محلّ خرید و فروش بسیار است همه مردم از کار و کسب خود در گله و شکوه هستند، یکی می گوید: من چیزی نفروختم ، و دیگری می گوید: سودی نبردم ؛ و در آن وقت می نگری که تمام مردم در مقام گلایه از خدا و مذمّت او هستند.»

 قَالَ سَلْمَانُ: وَ إنَّ هَذَا لَکَآئِنٌ یَا رَسُولَ اللَهِ؟ قَالَ صَلَّی اللَهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ: إی وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ!

 «سلمان گفت : ای رسول خدا! چنین اموری واقع می شود؟ رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم فرمود: آری سوگند به آنکه جان من در دست اوست !»

 یَا سَلْمَانُ! فَعِنْدَهَا یَلِیهِمْ أَقْوَامٌ إنْ تَکَلَّمُوا قَتَلُوهُمْ، وَ إنْ سَکَتُوا اسْتَبَاحُوهُمْ لِیَسْتَأْثِرُوا بِفَیْئِهِمْ، وَ لِیَطَؤُنَّ حُرْمَتَهُمْ، وَ لِیَسْفِکُنَّ دِمَآءَهُمْ، وَ لِیَمْلَؤُنَّ قُلُوبَهُمْ رُعْبًا، فَلاَ تَرَاهُمْ إلاَّ وَجِلِینَ خَآئِفِینَ مَرْعُوبِینَ مَرْهُوبِینَ.

 «ای سلمان ! در آن زمان بر مردم حکومت می کنند کسانی که اگر مردم برای دفاع از حقوق خود و برای حقّ اوّلیّه خود و کوچکترین مطلبی که در آن شائبه سیادت و حرّیّت و آزادی فکر باشد، سخن گویند، آنها را می کُشند، و اگر مردم سکوت هم اختیار کنند، آنان اموال و نفوس و أعراض ایشان را مباح می شمرند، و برای استفاده از کار و زحمت و دسترنج آنها از خوردن خون آنها دریغ نمی کنند، و زنان و دختران ایشان را به بیگاری می برند و اعمال منافی عفّت انجام می دهند و احترام آنها را پایمال می کنند، و خون مردم بیچاره و ضعیف را بی محابا و بدون پروا می ریزند، و در دل هایشان از خوف و دهشت و هراس به اندازه ای وارد می کنند که هیچکس حقّ نفس کشیدن ندارد. ای سلمان ! در آن زمان تمام مردم رعیّت ، ترسناک و خائف و وحشت زده و هراسناک خواهند بود.»

 قَالَ سَلْمَانُ: وَ إنَّ هَذَا لَکَآئِنٌ یَا رَسُولَ اللَهِ؟ قَالَ صَلَّی اللَهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ: إی وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ!

 «سلمان گفت : ای رسول خدا! آیا این امور واقع شدنی است ؟ رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: آری ، سوگند به آن کسی که نفس من در دست اوست !»

 یَا سَلْمَانُ! إنَّ عِنْدَهَا یُؤْتَی بِشَیْءٍ مِنَ الْمَشْرِقِ وَ شَیْءٍ مِنَ الْمَغْرِبِ یُلَوَّنُ أُمَّتِی ؛ فَالْوَیْلُ لِضُعَفَآءِ أُمَّتِی مِنْهُمْ، وَ الْوَیْلُ لَهُمْ مِنَ اللَهِ؛ لاَ یَرْحَمُونُ صَغِیرًا، وَ لاَ یُوَقِّرُونَ کَبیرًا، وَ لاَ یَتَجَاوَزُونَ عَنْ مُسِی ءٍ. أَخْبَارُهُمْ خَنَآءٌ. جُثَّتُهُمْ جُثَّةُ ا لاْ دَمِیِّینَ، وَ قُلُوبُهُمْ قُلُوبُ الشَّیَاطِینِ.

 «ای سلمان ! در آن زمان چیزی را از طرف مشرق برای مردم می آورند و چیز دگری را از طرف مغرب و بدینوسیله امّت مرا رنگ می کنند؛ پس ای وای بر ضعیفان امّت من از دست این ستمگران ، و ای وای بر ایشان از خدا؛ به افراد کوچک و زیردست رحم نمی آورند، و بزرگان را توقیر و احترام نمی کنند و از خطاکار و شخصی که در امور شخصی بدی کند در نمیگذرند و او را مورد عفو و اغماض خود قرار نمیدهند. گفتار آنان همه فحش و زشتی است . هیکل آنان هیکل آدمی است ولی دلهای آنها دلهای شیاطین است .»

 قَالَ سَلْمَانُ: وَ إنَّ هَذَا لَکَآئِنٌ یَا رَسُولَ اللَهِ؟ قَالَ رَسُولُ اللَهِ صَلَّی اللَهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ: إی وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ!

 «سلمان گفت : ای رسول خدا! آیا این از امور مسلّمه واقع شدنی است ؟ رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: آری ، سوگند به آنکه جان من در دست اوست !»

 یَا سَلْمَانُ! وَ عِنْدَهَا یَکْتَفِی الرِّجَالُ بِالرِّجَالِ، وَ النِّسَآءُ بِالنِّسَآءِ، وَ یُغَارُ عَلَی الْغِلْمَانِ کَمَا یُغَارُ عَلَی الْجَارِیَةِ فِی بَیْتِ أَهْلِهَا. وَ تَشَبَّهُ الرِّجَالُ بِالنِّسَآءِ، وَ النِّسَآءُ بِالرِّجَالِ، وَ یَرْکَبْنَ ذَوَاتُ الْفُرُوجِ السُّرُوجَ؛ فَعَلَیْهِنَّ مِنْ أُمَّتِی لَعْنَةُ اللَهِ!

 «ای سلمان ! در آن وقت مردها به مردها اکتفا می کنند، و زنها به زنها اکتفا می نمایند. و در آن زمان همانطور که زن در خانه شوهرش مورد حفظ و حراست واقع می شود که کسی به او تعدّی نکند و در استمتاعات اختصاص به مرد خود داشته باشد، همینطور افرادی ، جوانان تازه به سنّ رسیده و أمرد را به خود اختصاص داده در اعمال نامشروع مورد حراست و حفظ خود قرار می دهند تا کسی دیگر به آنها توجّهی نکند. مردها خود را شبیه به زنان می کنند، و زنان خود را شبیه به مردان می نمایند. و افرادی که دارای رَحِم هستند و برای تولید مثل آفریده شده اند که منظور زنان می باشند، سوار بر زین ها می شوند؛ پس بر آن زنان از امّت من لعنت خدا باد.»

 قَالَ سَلْمَانُ: وَ إنَّ هَذَا لَکَآئِنٌ یَا رَسُولَ اللَهِ؟ فَقَالَ صَلَّی اللَهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ: إی وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ!

 «سلمان گفت : ای رسول خدا! اینها از امور واقع شدنی هستند؟ رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: آری سوگند به آن کسی که جان من در دست اوست !»

 یَا سَلْمَانُ! إنَّ عِنْدَهَا تُزَخْرَفُ الْمَسَاجِدُ کَمَا تُزَخْرَفُ الْبِیَعُ وَ الْکَنَآئِسُ، وَ تُحَلَّی الْمَصَاحِفُ، وَ تُطَوَّلُ الْمَنَارَاتُ، وَ تَکْثُرُ الْصُّفُوفُ بِقُلُوبٍ مُتَبَاغِضَةٍ وَ أَلْسُنٍ مُخْتَلِفَةٍ.

 «ای سلمان ! در آن وقت مساجد را زینت می کنند همچنانکه معبدهای نصاری و یهود را زینت می کنند، و قرآن ها را به زیور و شکل و نقّاشی ها آراسته و پیراسته می کنند، و مناره ها و مأذنه های مساجد را بلند می سازند تا إشراف بر خانه های اطراف پیدا میکند، و صف های نماز جماعت بسیار میشود و مردم در این نمازها زیاد شرکت می کنند ولی با دلهائی پر از کین و حسد و عداوت با یکدیگر، و با زبانهائی منافقانه و سخن هائی مزوّرانه و آلوده به نیّت های فاسده .»


ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

طبقه بندی: اخرالزمان،

تاریخ : جمعه 26 شهریور 1395 | 02:17 ب.ظ | نویسنده : محمدرضا رضوی | نظرات

 نشانه‌های ظهور از جذاب‌ترین و پرطرفدارترین بخش‌های معارف مهدوی است. اختصاص بخش عمده‌ای از روایات مهدویت به این موضوع، بهترین گواه بر این مسئله است. این جذابیت از سویی باعث افزایش اقبال عمومی به این مسئله و در نتیجه اصل اندیشه مهدویت می‌شود، اما از سوی دیگر، افزون بر ایجاد زمینه مناسب برای ورود خرافات، طمع شیادان را برای جعل و تحریف روایات را، دو چندان می‌کند. از این‌رو، نظر به فقدان پژوهش‌های مستند در این زمینه، شایسته است با انجام تحقیقات مبتنی بر اصول و قواعد فهم حدیث و با جداسازی احادیث صحیح از ضعیف و مطالب مستند از غیرمستند، علاوه بر پالایش معارف مهدویت از خرافات، زمینه‌های سوءاستفاده از این موضوع نیز، از میان برداشته شود.

در سلسله "مقالات مباحث مهدویت"، تلاش خواهد شد كه با اعتماد به روایات و احادیث اسلامی، تصویری کامل، منسجم و معقول از نشانه های حتمی ظهور و رخدادهای مرتبط، ارائه شودکم‌ترین نتیجه این تلاش، این است که محققان خواهند توانست در خصوص مباحث مهدویت، مطالب مستند را از مطالب غیرمستند تمیز بدهند و در مقام قضاوت و تحلیل، از استناد به مطالب غیرمستند بپرهیزند.

در مقاله ششم، به وجوب فقهی شناخت نشانه های حتمی ظهور، اشاره شد. و در مقاله هفتم، به این پرسش، پاسخ داده شد که آیا در نشانه های ظهور و بخصوص در نشانه های حتمی ظهور از جمله یمانی، سفیانی و ...، امکان بداء، تغییر و بلکه عدم وقوع، مطرح است یا نه؟ و در مقاله هشتم، به اهمیت فراوان جایگاه شورش سفیانی به عنوان بزرگترین دشمن امام عصر و اولین نشانه حتمی ظهور، که به نوعی تمام علائم حتمی ظهور با این نشانه در ارتباط هستند، پرداخته شد و به این نکته مهم، اشاره گردید که یکی از اساسی‌ترین اهداف قیام سفیانی، حمله به مناطق شیعه‌ نشین، کشتار شیعیان و حمله به مراکز مقدسه شیعه در کشور عراق، است.

و تأثیر این رخداد عظیم در کیان تشیع و تهدیدی که از ناحیه سفیانی متوجه شیعیان جهان می‌شود، بررسی ابعاد این ماجرا و آگاهی از زوایای مختلف آن را ضروری می‌نماید. در مقاله نهم به معرفی مختصات اولین نشانه حتمی ظهور، سفیانی و ابعاد گسترده این رخداد و ارتباط آن با حوادث کشور سوریه در آخرالزمان و منطقه شام، پرداختیم.

و در مقاله دهم، به این پرسش، پاسخ داده شد که آیا سفیانی، نماد است یا حقیقت؟ به عبارت دیگر، می توان به سفیانی به عنوان نماد تفکر حاکم و جریان مخالف شیعه نگریست؟ و یا در عین حال اینکه در گستره جهان اسلام، یک تفکر ضد شیعی قلمداد میشود، هیچ استبعادی ندارد که رهبر این جریان، شخصی واحد و از خاندان ابوسفیان باشد. در مقاله یازدهم، به تبیین ویژگی های شخصی، جسمانی و اوصاف شخصی بزرگترین دشمن امام عصر، خواهیم پرداخت.

در مقاله دوازدهم، به دین، مذهب و گرایش سفیانی به دنیای غرب و پیمان مشترک نظامی سفیانی با تمدن غرب اشاره شد. در مقاله سیزدهم، به زمان خروج سفیانی در سال ظهور امام مهدی، و قیام یمانی و خراسانی نیز اشاره گردید و برای اولین بار به معنای صحیح و تفسیر خروج همزمان این سه جریان (خراسانی از ایران و یمانی از یک سو و سفیانی در سوی دیگر) در گستره جهان اسلام، اشاره شد. در مقاله چهاردهم، به فاصله بین خروج سفیانی در ماه رجب از سوریه تا قیام امام عصر در عاشورای ماه محرم از مکه و فاصله 15 ماه بین خروج سفیانی و ظهور امام عصر، تثبیت شد و نیز اشاره ای به فرق بین ظهور، قیام و خروج امام عصر، گردید.

اکنون و در ادامه این نوشتار، سیر رویدادهای آخرالزمانی سوریه "قبل از خروج جریان سفیانی" بررسی شده و بدون هیچ تطبیق و قضاوتی، در انتظار تغییرات و تحولات مورد نظر در حدیث امام باقر که به"حدیث تمهید مباشر"، شهرت یافته، خواهیم بود و با نگاه آینده‏ پژوهی، این حوادث را بررسی خواهیم کرد.


اشاره 

چند کانون مرکزی در تحولات و حوادث قبل از ظهور و آینده جهان وجود دارد که شناخت آنها و رصد کردن تحولات مربوط به آنها از اهمیت زیادی برخوردار است و می تواند ما را در تحلیل درست رویدادها و مباحث مرتبط با آخرالزمان و ظهور امام زمان(ع) یاری دهد. این کانون های مرکزی عبارت است از: سوریه، ایران، عراق، یمن، فلسطین و عربستان (حجاز). کشورهای مذکور، مرکز تحولات و رویدادهای مهمی خواهد بود که تاثیرات داخلی و منطقه ای و حتی جهانی خواهد گذاشت و در آینده این کشورها، قبل از ظهور، اتفاقاتی بسیار سریع و شگفت آور خواهد بود. بنابراین دیده بانی سیاسی و نظامی این کشور در هر برهه ای از زمان، می تواند اهمیت استراتژیک و آینده پژوهانه مهدوی، داشته باشد. و این امر محقق نخواهد شد جز با رصد تحولات و نشانه های ظهور و بویژه حوادث در "احادیث تمهید مباشر"- احادیثی که به حوادث و اتفاقات قبل از علائم و نشانه های حتمی ظهور، در کشور سوریه، عربستان و عراق - اشاره دارند.

به عنوان مثال، اگر حوادث منطقه شام و فعلی سوریه در زمان معاصر، به "ترتیب" ذکر شده در حدیث امام باقر و به فاصله "زمانی معین"، رخ دهد، و با دلایل متقن علمی و مستند به احادیث معتبر، ثابت گردید، به این معنا خواهد بود که وارد تحولات عصر ظهور در سوریه، شده ایم و وظایفی متوجه شیعیان می گردد؛ از اینرو، شناخت این علائم، تکلیف آور خواهد بود.

وجوب فقهی شناخت نشانه های حتمی ظهور

برخی از فقهاء، یادگیری نشانه های ظهور را از باب جلوگیری از سقوط در وادی هلاکت و ضلالت عصر غیبت و دفع ضرر محتمل، واجب دانسته اند. آیۀ الله صافی گلپایگانی، در کتاب ارزشمند منتخب الأثر فی الإمام الثانی عشر، چنین می‌فرمایند:

هل یجب معرفة علائم الظهور، لیعلم به عند وقوعه، و یعرف المحقّ من المبطل، و یمیز بین الخبیث و الطیّب؟ الظاهر هو وجوبها؛ حذرا عن الوقوع فی الضلالة، و دفعا للضرر المحتمل.[1]

آیا شناخت و معرفت نشانه های ظهور، واجب است؟ تا اینکه هنگام وقوع نشانه ها، علم و آگاهی به آن حاصل شود و بین حق و باطل، تمییز و تشخیص قائب شوند؟ آری. ظاهر بر وجوب یادگیری و تعلیم نشانه های ظهور است تا اینکه در ضلالت و گمراهی عصر غیبت، دچار نشویم. علاوه براین، دفع ضرر احتمالی ناشی از عدم شناخت نشانه های ظهور، واجب است.

بدین‏سان، پیشوایان معصوم، برای ظهور امام مهدی، نشانه های فراوانی را بیان فرموده اند و از طرح و ذکر آنها، اهدافی داشته اند و محال است در کلمات معصومین، حرف لغو و بی هدفی، وجود داشته باشد.

فوائد شناخت نشانه‌های ظهور

در اندر فوائد شناخت نشانه‌های ظهور، اینکه، برخی از نشانه های ظهور، به صورتی هستند که هم تطبیق صحیح آن، دارای آثار مفید و اثربخشی است و هم تطبیق نادرست آن، ما را دچار خسران و زیان خواهد کرد. به عنوان مثال، خراسانی و یمانی، به عنوان پرچم های هدایت و نشانه های حتمی ظهور، اگر قیام کنند و ما موفق به شناسایی‌شان نشویم، نمی‌توانیم در حرکت و قیام شان، یاری کنیم و اصولا آیا همراهی و تبعیت از قیام های هدایت، بدون آگاهی از شناخت نشانه های ظهور و حوادث مرتبط به آنها، ممکن و میسر است؟

عمار یاسر و نشانه‌های حتمی ظهور، در امتداد تاریخ

برای درک لزوم و فوائد آگاهی از نشانه‌های ظهور، به گذشته و تاریخ اسلام، بر می‌گردیم. چنان‌که می‌دانیم رسول گرامی اسلام بارها، درباره امامت و جانشینی امیرالمؤمنین سخن گفت و با بینات و هدایت‌های خود این مسئله را برای مردم توضیح داد و حقانیت امام علی و لزوم پیروی مردم از ایشان پس از رحلت خود را تا آن‌جا که میسور بود، بازگو کرد. این هدایت‌ها و بینات آن‌قدر زیاد بودند که اگر کسی واقعاً به دنبال شناخت حق بود، با مراجعه به برخی از آن‌ها می‌توانست بدان دست یابد.

با این حال، آن حضرت در کنار این روشن‌گری‌ها و ارائه ضوابط، نشانه‌هایی نیز بیان فرمود. برای مثال، از عمار به عنوان نشانه جبهه حق یاد کرد و با جمله معروف «تَقْتُلُ عَمَّاراً الْفِئَةُ الْبَاغِیَة»[2] به مسلمانان فهماند که هر گاه در فضای فتنه از شناخت حق و باطل ناتوان شدند، بدانند گروهی که عمار را به قتل می رساند، جبهه باطل است.

و به‌راستی چقدر تفاوت است، میان آنان‌که پیش از شهادت عمارها، با تکیه بر بینات و میزان‌های دین، می‌دانند، علی برحق است و آنان که تا خون سرخ عمار بر زمین نریزد، بیدار نمی‌شوند!

و به راستی چقدر تفاوت است، میان آنان که قبل از آغاز نشانه های حتمی، با تکیه بر احادیث مقدمات و حوادث قبل از نشانه های حتمی، همچون حدیث امام باقر (حدیث تمهید مباشر)، درمی یابند که ظهور نزدیک است و جبهه حق و باطل، کجا است و آنان که ناگهان چشم باز می کنند و در می یابند که در متن تحولات ظهور، قرار گرفته اند!

آنان‌که منتظر می‏مانند، تا سفیانی، یمانی و خراسانی قیام کنند و بعد بفهمند، باید چه کنند و تکلیف شان در سوریه، عراق و ایران، چیست؟، مانند کسانی هستند که تا عمار، به مسلخ نرود و کشته نشود، حق را تشخیص نمی‌دهند.

احادیث مهدویت، قطعه‌های مختلف یک پازل

در مباحث مهدویت، باید به نکته مهمی توجه کرد و آن اینکه: احادیث مهدویت، بویژه حوادث منتهی به نشانه‌های حتمی ظهور و مقدمات آنها، قطعه‌های مختلف یک پازل واحد، محسوب می‌شوند و جدا از هم، نباید بررسی شوند و اگر نشانه‌های حتمی ظهور را جدا از هم و مستقل از یکدیگر بررسی کنیم، به نتایج واقعی و مطلوب نخواهیم رسید. زیرا اگر به بررسی تنها یک نشانه ظهور، بسنده کنیم، ممکن است به این نتیجه دست یابیم که این نشانه، در گذشته و تاریخ واقع شده، و یا ممکن است شبیه آن در آینده، به طور متعدد، تکرار شود، اما اگر مجموعه علامت‌ها و نشانه‌ها را به صورت میدانی و در کنار هم، به عنوان قطعه‌های مختلف پازل واحد، توجه کنیم، به نتیجه‌ای واقعی‏تر، خواهیم رسید. به عنوان مثال، هرگاه، به احادیث "خراب شام"، به تنهایی توجه کنیم، ممکن است فورا استنباط کنیم که این مساله در گذشته، انجام شده است. اما اگر احادیث "خراب شام"، را با مجموع حوادث دیگر و نشانه‌ها در کنار هم، بررسی کنیم، نتیجه فرق خواهد کرد. توضیح اینکه: اگر احادیث تخریب و ویرانی منطقه شام (سوریه و...) را در کنار سایر احادیث از جمله حدیث امام باقر که به حدیث تمهید مباشر شهرت یافته، قرار دهیم که بعد از خرابی شام، اختلاف رمحان (دو پرچم) در منطقه شام، به عنوان دو تفکر مقابل هم رخ می‌دهد و بعد از آن، رجفۀ دمشق، و در ادامه، نزول رایات‌الصفر (آمدن پرچم‌های زرد رنگ) از مغرب شام، سپس خسف (فرو رفتن زمین) در محور جابیه- حرستا دمشق در کشور سوریه و بعد خروج سفیانی؛ آنگاه درک حوادث و نشانه‌های ظهور برای رسیدن به واقع و تصمیم‌گیری، آسان‌تر خواهد شد و در مرحله بعد و بالاتر، نیز اگر حوادث شام و حدیث امام باقر را با نشانه‌های دیگری هم‌چون: تشکیل حکومت زمینه‌ساز ظهور در ایران توسط رجل من اهل قم، در ادامه، وجود قائد و فرمانده خراسانی در ایران، وجود پادشاه حجاز به نام عبدالله، مرگ عبدالله و اختلاف بنی‌فلان در کشور عربستان، و نیز وجود حکومت عراقی شیعه اما ضعیف، در کنار تحرکات کردها و ترک‌ها، تحرکات گروه‌های تکفیری در سوریه و منطقه شام و اختلاف پرچم‌ها را، که همگی در روایات و احادیث نشانه‌های ظهور، به وضوح و صراحتاً ذکر شده است، کنار هم قرار دهیم، به درک واضح تر از روایات و احادیث و معارف مهدویت، خواهیم رسید. چرا کنار هم قرار دادن احادیث "مرتبط و هم خانواده" با یکدیگر و آنچه را که می بینیم، انعکاس قویی در احادیث مهدویت دارد و ممکن است، این احتمال تقویت می شود که ما در عصر ظهور، به سر می بریم ان شاء الله. البته ما در این نوشتار، درصدد توقیت و تعیین وقت ظهور، نیستیم، لکن در هیچ دوره ای از تاریخ، تمام آنچه از نشانه های ظهور، که در عصر حاضر، در حال روی دادن است، این‌چنین و کنار هم، قرار نگرفته است.[3] انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا.

تعیین وقت ظهور، آری یا خیر؟

و صد البته، در کنار، حوادث و مقدمات نشانه‌های حتمی ظهور، که باید مجموعا، بررسی شوند و بررسی جداگانه و منفصل آنها و تطبیق بدون پشتوانه حدیثی، خسارت زیانباری است که با ایجاد هیجان و احساس کاذب در منتظران ظهور امام عصر، ممکن است تبعات ناگواری، به دنبال خود داشته باشد. در عین حال، به دستور ائمه معصومین، باید همواره ظهور را نزدیک دانست و در عین حال، ضمن پرهیز از تعیین وقت قطعی در زمان ظهور، همچنین از عجله و استعجال در امر ظهور و درخواست زودتر از موعد، قبل از وقوع نشانه‌های حتمی ظهور، به‌ویژه وقوع ندای آسمانی -که در ماه رمضان رخ می‌دهد و تمام جهانیان می‏شنوند- پرهیز کرد. چنانچه، در احادیث منقول از اهل بیت، بر این موضوع، تاکید شده است:

... كَذَبَ الْوَقَّاتُونَ وَ هَلَكَ الْمُسْتَعْجِلُونَ وَ نَجَا الْمُسَلِّمُونَ.[4]

... وقت تعیین کنندگان برای امر ظهور، را تکذیب کنید، تعجیل کنندگان در امر ظهور، هلاک می‌شوند و تسلیم شوندگان (و آنان که در انتظار وقوع نشانه‌های حتمی ظهور، می باشند)، نجات می یابند.

... هَلَكَتِ‏ الْمَحَاضِیرُ قَالَ قُلْتُ وَ مَا الْمَحَاضِیرُ قَالَ الْمُسْتَعْجِلُونَ وَ نَجَا الْمُقَرَّبُونَ‏.[1]

... تعجیل کنندگان در امر ظهور، هلاک میشوند و آنانی که ظهور را نزدیک می‏پندارند، نجات می‏یابند.

حدیث طلایی ورود به تحولات سال ظهور

بعد از بیان این مقدمه، که ذکر آن بسیار ضروری بود، نوبت به این مساله می رسد که طبق احادیث متعدد، اتفاقات و حوادث سوریه را شاید بتوان مهم‌ترین، تأثیرگذارترین و متوقع‌ترین رویدادهای آخرالزمانی دانست. جرقه آخرالزمان و پایان تاریخ سیاه، از منطقه شام و کشور سوریه زده می‌شود و آتش آن به سرعت شرق و غرب عالم را در می نوردد و خبر بزرگ آغاز عصر جدید اعلام می شود. خاورمیانه و حضور کشورهایی چون ایران، عراق، سوریه، حجاز، اردن، مصر، ترکیه و فلسطین در آن، در طول تاریخ، منشا حوادث و تحولات مهمی در دنیا بوده و مرکز بیشتر حوادث آخرالزمانی نیز خواهد بود. مهم‌ترین این حوادث، حوادث "قبل از خروج سفیانی" و نیز "خروج سفیانی" است که براساس نصوص و احادیث معتبر، نقطه آغازین تحولات منجر به ظهور، خروج سفیانی از شامات و تسلط او بر سوریه، خواهد بود.

حال، آیا حوادث سوریه، همان حوادث نزدیک ظهور است یا ممکن است این حادثه نیز بدون هیچ ارتباطی با علائم مورد نظر روایات، رخ دهد و ارتباطی با حوادث مهدویت نداشته باشد؟ و اگر این اتفاقات رخ دهد و حوادث سوریه منجر به رویدادهای آخرالزمانی گردد؛ وظیفه ما چیست؟ و آیا به ظهور، نزدیک شده ایم یا ده ها و صدها سال دیگر نیز باید منتظر بمانیم؟!

در این نوشتار، سیر رویدادهای آخرالزمانی سوریه "قبل از خروج جریان سفیانی" بررسی شده و بدون هیچ تطبیق و قضاوتی، در انتظار تغییرات و تحولات مورد نظر در حدیث امام باقر که به "حدیث تمهید مباشر"، شهرت یافته، خواهیم بود و با نگاه آینده ‏پژوهی، این حوادث را بررسی خواهیم کرد.

حوادث سوریه قبل از خروج سفیانی

طبق "حدیث جابر از امام باقر" که به "حدیث تمهید مباشر"، شهرت یافته، رخ دادن مجموع "همه حوادث" در منطقه سوریه در فاصله "زمانی معین" و به "ترتیب" ذکر شده، سه شرط اساسی و کلید طلایی و بسیار مهم برای ورود به تحولات "حوادث سال ظهور" است؛ و لازم است، قبل از خروج سفیانی، سلسله حوادثی در سوریه، رخ دهد، از جمله:

... وَ یَجِیئُكُمُ الصَّوْتُ مِنْ نَاحِیَةِ دِمَشْقَ بِالْفَتْحِ وَ تُخْسَفُ‏ قَرْیَةٌ مِنْ‏ قُرَى‏ الشَّامِ‏ تُسَمَّى الْجَابِیَةَ وَ تَسْقُطُ طَائِفَةٌ مِنْ مَسْجِدِ دِمَشْقَ الْأَیْمَنِ وَ مَارِقَةٌ تَمْرُقُ مِنْ نَاحِیَةِ التُّرْكِ وَ یَعْقُبُهَا هَرْجُ الرُّومِ وَ سَیُقْبِلُ إِخْوَانُ التُّرْكِ حَتَّى یَنْزِلُوا الْجَزِیرَةَ وَ سَتُقْبِلُ مَارِقَةُ الرُّومِ حَتَّى یَنْزِلُوا الرَّمْلَةَ فَتِلْكَ السَّنَةَ یَا جَابِرُ اخْتِلَافٌ كَثِیرٌ فِی كُلِّ أَرْضٍ مِنْ نَاحِیَةِ الْعرب فَأَوَّلُ أَرْضِ تخرب، أَرْضُ الشَّامِ ... .[5]

... صوتی بر دمشق همراه با فتح، دمیده می شود و زلزله ای در منطقه جابیه دمشق در سوریه، رخ خواهد داد و بخشی از مسجد اموی دمشق، تخریب خواهد شد ... آنگاه خروج کنندگانی از جانب ترکها، خروج خواهند کرد (ادعای استقلال مناطق کردنشین سوریه)؛ فتنه، اختلاف و قتل رومی ها (کشورهای غربی) را فراخواهد گرفت. برادران ترک، نیروهایی نظامی خویش را در الجزیرۀ سوریه ادامه می دهند (الجزیرۀ سوریه به مناطق متصل به مرز عراق اعم از الحسكۀ و دیر الزور و الرقة در شرق سوریه، اطلاق می شود)؛ و خروج کنندگانی از رومیان هم در رمله (میناء اشدود فلسطین اشغالی) نیروی نظامی پیاده می کنند؛ در این سال، اختلاف و فتنه سراسر سرزمین های عربی را فرا گرفته است. و اولین سرزمینی که تخریب می شود، سرزمین شام (سوریه) است ... .

البته در روایتی از امام علی، نیز مراحل و حوادث قبل از خروج سفیانی، چنین نقل شده است:

إِذَا اخْتَلَفَ الرُّمْحَانِ بِالشَّامِ لَمْ تَنْجَلِ إِلَّا عَنْ آیَةٍ مِنْ آیَاتِ اللَّهِ قِیلَ وَ مَا هِیَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ قَالَ رَجْفَةٌ تَكُونُ بِالشَّامِ یَهْلِكُ فِیهَا أَكْثَرُ مِنْ مِائَةِ أَلْفٍ یَجْعَلُهَا اللَّهُ رَحْمَةً لِلْمُؤْمِنِینَ وَ عَذَاباً عَلَى الْكَافِرِینَ فَإِذَا كَانَ ذَلِكَ فَانْظُرُوا إِلَى أَصْحَابِ الْبَرَاذِینِ الشُّهْبِ الْمَحْذُوفَةِ وَ الرَّایَاتِ الصُّفْرِ تُقْبِلُ مِنَ الْمَغْرِبِ حَتَّى تَحُلَّ بِالشَّامِ ... فَإِذَا كَانَ ذَلِكَ فَانْظُرُوا خَسْفَ قَرْیَةٍ مِنْ دِمَشْقَ یُقَالُ لَهَا حَرَسْتَا فَإِذَا كَانَ ذَلِكَ خَرَجَ ابْنُ آكِلَةِ الْأَكْبَادِ مِنَ الْوَادِی الْیَابِسِ حَتَّى یَسْتَوِیَ عَلَى مِنْبَرِ دِمَشْقَ فَإِذَا كَانَ ذَلِكَ فَانْتَظِرُوا خُرُوجَ الْمَهْدِی‏.[6]

چون دو لشکر در منطقه شام و سوریه، درگیر جنگ شوند، یکی از آیات بزرگ الهی ظاهر می‌شود و آن رجفۀ در منطقه شام و سوریه است که بیش از صد هزار نفر، هلاک می‌شوند که برای مؤمنان رحمت و برای کافران عذاب است، بعد در انتظار ورود نیروهای نظامی پرچم های زرد رنگ از غرب سوریه (لبنان) و ادوات و ماشین های جنگی مجهز به پرتاب سلاح، باشید که به سرزمین شام و سوریه وارد خواهند شد ... سپس در انتظار زلزله و خسف منطقه حرستا دمشق در سوریه باشید و بعد از آن منتظر خروج سفیانی، پسر هند جگرخوار، باشید که از وادی یابس (مرز بین اردن و سوریه در استان درعا) خروج می‌کند تا بر دمشق دست یابد و بعد از آن منتظر قیام امام عصر باشید.

بنابراین، ترتیب "حوادث قبل از خروج سفیانی"، از کتاب الغیبۀ نعمانی به نقل از امام علی و امام باقر، چنین خواهد بود:

1. اختلاف و جنگ بین دو پرچم و دو تفکر در منطقه شام و سوریه (اختلف الرمحان بالشام)

2. صوت با پیروزی در پایتخت منطقه شام، دمشق (یجیئکم صوت من ناحیۀ دمشق بالفتح) و رجفۀ با رحمت برای مؤمنین و عذاب برای کافرین در سوریه (رجفۀ تکون بالشام یهلک فیها اکثر من مائۀ الف، یجعلها الله رحمۀ للمومنین و عذابا للکافرین)

3. ورود ادوات نظامی پیشرفته به سوریه (اصحاب البراذین الشهب المحذوفۀ)

4. ورود پرچم های زرد رنگ از غرب سوریه به این کشور (الرایات الصفر تقبل من المغرب حتی تحل بالشام)

5. خسف و زلزله دمشق در محور جابیه- حرستا (تخسف قریۀ من قری الشام تسمی الجابیۀ)

6. بخشی های از مسجد اموی دمشق، فرو می ریزد (تسقط طائفۀ من مسجد دمشق الایمن)

7. ادعای انفصال کردها از حاکمیت منطقه شام و سوریه (مارقۀ تمرق من ناحیۀ الترک)

8. حمله ترک ها به مناطق کردنشین سوریه (سیقبل اخوان الترک حتی ینزلوا الجزیرۀ)

9. بعد از این حوادث، منطقه شام و سوریه، واقعا تخریب می شود (اول ارض تخرب، ارض الشام)

10. غربی ها هرچند در این بین، خود از اختلاف و اضطراب و چه بسا جنگ جهانی، رنج می برند (هرج الروم)

11. غربی ها در دفاع از یهودیان، وارد رمله، میناء اشدود در فلسطین، می شوند (و ستقبل مارقۀ الروم حتی ینزلوا الرملۀ)

بنابراین، اگر حوادث منطقه شام و فعلی سوریه در زمان معاصر، به "ترتیب" ذکر شده در حدیث فوق و به فاصله "زمانی معین"، رخ دهد، به این معنا خواهد بود که وارد "تحولات عصر ظهور" در سوریه، شده ایم. انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا.

حوادث سوریه و عراق بعد از خروج سفیانی

آنگاه حدیث امام باقر، در ادامه، حوادث بعد از خروج سفیانی را تا حمله به عراق، نیز به اجمال، ذکر می کند:

... ثُمَّ یَخْتَلِفُونَ عِنْدَ ذَلِكَ عَلَى ثَلَاثِ رَایَاتٍ رَایَةِ الْأَصْهَبِ وَ رَایَةِ الْأَبْقَعِ وَ رَایَةِ السُّفْیَانِیِّ فَیَلْتَقِی السُّفْیَانِیُّ بِالْأَبْقَعِ فَیَقْتَتِلُونَ وَ یَقْتُلُهُ السُّفْیَانِیُّ وَ مَنْ مَعَهُ ثُمَّ یَقْتُلُ الْأَصْهَبَ ثُمَّ لَا یَكُونُ لَهُ هِمَّةٌ إِلَّا الْإِقْبَالَ نَحْوَ الْعِرَاقِ وَ یَمُرُّ جَیْشُهُ بِقِرْقِیسَا فَیَقْتَتِلُونَ بِهَا فَیَقْتُلُ مِنَ الْجَبَّارِینَ مِائَةَ أَلْفٍ وَ یَبْعَثُ‏ السُّفْیَانِیُّ جَیْشاً إِلَى الْكُوفَةِ وَ عِدَّتُهُمْ سَبْعُونَ أَلْفاً فَیُصِیبُونَ مِنْ أَهْلِ الْكُوفَةِ قَتْلًا وَ صَلْباً وَ سَبْیاً فَبَیْنَا هُمْ كَذَلِكَ إِذْ أَقْبَلَتْ رَایَاتٌ مِنْ قِبَلِ خُرَاسَانَ تَطْوِی الْمَنَازِلَ طَیّاً حَثِیثاً وَ مَعَهُمْ نَفَرٌ مِنْ أَصْحَابِ الْقَائِمِ ... .[7]

... در این زمان، سه پرچم در مقابل هم مى‏ایستند: لشکر نظامی اصهب، ابقع، سفیانى. در ابتدا سفیانى با ابقع مى‏جنگد و او و همراهانش را كشته و به دنبال آن اصهب را هلاك مى‏كند. پس از آن تمام هم و غم سفیانی، حمله به عراق است. سپاهیانش را به قرقیسیا (نزدیک شهر دیرالزور سوریه) مى‏رساند و در آنجا هم به جنگیدن مى‏پردازد. در این جنگ صد هزار نفر از جباران و ستمگران كشته مى‏شوند. پس از آن سفیانى، لشکر نظامی هفتاد هزار نفری را به سوى كوفه گسیل مى‏دارد ... و در این میان و در هنگام حمله سفیانی به عراق، لشکریانی از خراسان (ایران) برای دفع حمله سفیانی، به سرعت عازم عراق و کوفه خواهند شد که در میان آنها، اصحاب قائم و امام عصر نیز حضور دارند ... .

بنابراین، ترتیب "حوادث بعد از خروج سفیانی"، از کتاب الغیبۀ نعمانی به نقل از امام باقر، چنین خواهد بود:

12. سفیانی در کنار دو پرچم مخالف در سوریه، آشکار خواهد شد (ثم یختلفون عند ذلك على ثلاث رایات رایة الأصهب و رایة الأبقع و رایة السفیانی)

13. سفیانی، معارضین، ابقع و حاکم سوریه، اصهب را به قتل می رساند و بر تمام گروه های درگیر در سوریه، پیروز خواهد شد (فیلتقی السفیانی بالأبقع فیقتتلون، فیقتله السفیانی و من تبعه ثم یقتل الأصهب)

14. آنگاه قصد حمله به عراق، را در سر می پروراند (ثم لا یكون له همة إلا الإقبال نحو العراق)

15. در میانه حمله به عراق، در منطقه قرقیسیا در نزدیکی شهر دیرالزور سوریه، سفیانی به جنگ با دشمنان شیعه، می‏پردازد (یمر جیشه بقرقیسیاء فیقتتلون بها فیقتل بها من الجبارین مائة ألف)

16. سفیانی به عنوان آخرین حاکم سوریه، لشکری هفتاد هزار نفری را به کوفه، اعزام می کند که به قتل و کشتار مردم کوفه، مشغول خواهند شد (و یبعث السفیانی جیشا إلى الكوفة و عدتهم سبعون ألفا فیصیبون من أهل الكوفة قتلا و صلبا و سبیا)

17. در این بین و هنگام قتل و کشتار مردم کوفه توسط لشکر سفیانی، ایرانیان زمینه‌ساز ظهور لشکر سید خراسانی، وارد عراق خواهند شد که در میان آنها، اصحاب امام عصر نیز حضور دارند (فبینا هم كذلك إذ أقبلت رایات من قبل خراسان و تطوی المنازل طیا حثیثا و معهم نفر من أصحاب القائم)

ورود نظامی پرچم‌های زرد‌رنگ به سوریه

از جمله، حوادث "قبل از خروج سفیانی" در منطقه شام، ورود "پرچم‌های زرد رنگ" از غرب کشور سوریه، در هنگام جنگ بین دو پرچم و دو تفکر مقابل هم، به صحنه تحولات میدانی منطقه شام و سوریه، می‌باشد که رخ داده است و یا در آینده رخ خواهد داد. در روایتی از امام علی، در کتاب الغیبۀ نعمانی، حوادث "سوریه قبل از خروج سفیانی"، چنین نقل شده است:

إِذَا اخْتَلَفَ الرُّمْحَانِ بِالشَّامِ لَمْ تَنْجَلِ إِلَّا عَنْ آیَةٍ مِنْ آیَاتِ اللَّهِ قِیلَ وَ مَا هِیَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ قَالَ رَجْفَةٌ تَكُونُ بِالشَّامِ یَهْلِكُ فِیهَا أَكْثَرُ مِنْ مِائَةِ أَلْفٍ یَجْعَلُهَا اللَّهُ رَحْمَةً لِلْمُؤْمِنِینَ وَ عَذَاباً عَلَى الْكَافِرِینَ فَإِذَا كَانَ ذَلِكَ فَانْظُرُوا إِلَى أَصْحَابِ الْبَرَاذِینِ الشُّهْبِ الْمَحْذُوفَةِ وَ الرَّایَاتِ الصُّفْرِ تُقْبِلُ مِنَ الْمَغْرِبِ حَتَّى تَحُلَّ بِالشَّامِ ... فَإِذَا كَانَ ذَلِكَ فَانْظُرُوا خَسْفَ قَرْیَةٍ مِنْ دِمَشْقَ یُقَالُ لَهَا حَرَسْتَا فَإِذَا كَانَ ذَلِكَ خَرَجَ ابْنُ آكِلَةِ الْأَكْبَادِ مِنَ الْوَادِی الْیَابِسِ حَتَّى یَسْتَوِیَ عَلَى مِنْبَرِ دِمَشْقَ فَإِذَا كَانَ ذَلِكَ فَانْتَظِرُوا خُرُوجَ الْمَهْدِی‏.[8]

چون دو لشکر در منطقه شام و سوریه، درگیر جنگ شوند، یکی از آیات بزرگ الهی ظاهر می‌شود و آن رجفۀ شام است که بیش از صد هزار نفر، هلاک می‌شوند. این حادثه، برای مؤمنان رحمت و برای کافران عذاب است، بعد نگاه کنید به نیروهای نظامی پرچم های زرد رنگ از غرب سوریه (لبنان) و ادوات و ماشین‌های جنگی مجهز به پرتاب سلاح، که به سرزمین شام و سوریه وارد خواهند شد سپس انتظار خسف و زلزله منطقه حرستا دمشق باشید. و بعد از آن منتظر خروج سفیانی پسر هند جگرخوار باشید که از وادی یابس خروج می‌کند تا بر دمشق دست یابد و بعد از آن منتظر امام عصر باشید.




ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
تاریخ : جمعه 26 شهریور 1395 | 02:16 ب.ظ | نویسنده : محمدرضا رضوی | نظرات
تعداد کل صفحات : 216 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • تک باکس